رفتن به مطلب

چرا استغاثه شرک نیست؟


ارسال های توصیه شده

  • کارشناس عقائد

چرا استغاثه شرک نیست؟

 

پاسخ اجمالی

استغاثه به غیرخدا به خودیِ خود شرک نیست، زیرا شرک در معنای کلامی یعنی «قائل شدن به استقلال در تأثیرگذاری» برای غیرخدا. اگر کسی از دیگری کمک می‌خواهد، نه به عنوان یک منبع مستقل و رقیبِ خداوند، بلکه به عنوان «مظهر و واسطه‌ای که خداوند به او قدرت داده»، این عینِ اعتراف به توحیدِ فعلیِ خداوند است؛ چرا که او پذیرفته است نظام هستی بر پایه اسباب و مسببات می‌چرخد. مرز این اعتقاد در «نوع نگاه» است: اگر واسطه را «مستقل» بدانی، شرک است، و اگر او را «مجرا و آینه فیض الهی» بدانی، عین توحید است.

پاسخ تفصیلی

استغاثه (درخواست کمک هنگام غم، اندوه، درد و گرفتاری[1]) به اولیای الهی، پیامبران و ائمه (ع) شرک محسوب نمی‌شود، زیرا ماهیت این عمل، «توسل به واسطه‌های اذن‌دار الهی» است، نه پرستش مستقل آن‌ها. دلایل اصلی این موضوع عبارتند از:

۱. تأکید قرآن بر «اذن خدا»:

قرآن کریم به صراحت بیان می‌کند که معجزات و کارهای خارق‌العاده بندگان برگزیده، تنها «بِإِذْنِ اللّهِ» (به اذن خدا) رخ داده است. برای مثال، حضرت عیسی (ع) بیماران را شفا می‌داد و مردگان را زنده می‌کرد، اما خود تصریح کرد که این کارها را به اذن خدا انجام می‌دهد.[2] این قید نشان می‌دهد که قدرت مؤثر نهایی از آنِ خداست و اولیا تنها مجرای فیض و ابزار تحقق اراده الهی هستند. بنابراین، وقتی از آن‌ها به همین صورت («به اذن خدا») تقاضا می‌کنیم، در واقع به توحید اقرار کرده‌ایم. [3]

۲. الگوی قرآنی و تاریخی:

در خود قرآن کریم، درخواست کمک و شفاعت از بندگان صالح، امری طبیعی و مشروع دانسته شده است. نمونه بارز آن، درخواست برادران حضرت یوسف (ع) از پدرشان یعقوب (ع) با عبارت «یا أَبانا اسْتَغْفِرْ لَنا»[4] (ای پدر برای ما آمرزش بخواه) است. این آیه نشان می‌دهد که درخواست یاری معنوی و شفاعت از انسان‌های نیکوکار، نه تنها شرک نیست، بلکه در دین اسلام پذیرفته شده است. همچنین روایاتی مانند درخواست شفا از پیامبر اکرم (ص) توسط شخص نابینا که نشان‌دهنده مشروعیت این عمل در منابع دینی است. [5]

۳. فهم صحیح توحید افعالی و نظام اسباب:

توحید تنها به معنای یگانگی ذات خدا نیست، بلکه شامل «توحید در ربوبیت و خالقیّت» نیز می‌شود؛ به این معنا که هیچ مؤثری در عالم نیست مگر به اجازه خدا. [6] خداوند جهان را چنان آفریده که امور از طریق «اسباب» (واسطه‌ها) محقق شوند. همان‌طور که رشد گیاه به نور خورشید و باران وابسته است (اما آن‌ها خالق گیاه نیستند، بلکه اسباب هستند)، در امور معنوی نیز مغفرت و نجات نیازمند اسبابی مانند توبه، عمل صالح و شفاعت اولیای خداست. شفاعت، نوعی «سببیت تشریعی» برای نجات است که با توحید منافاتی ندارد، زیرا هر دو به اذن خدا محقق می‌شوند. [7]

چالش اصلی در بحث استغاثه (کمک‌خواهی)، خلط میان «مسبب‌الاسباب» و «اسباب» است. منتقدان استغاثه تصور می‌کنند هر نوع توجه به غیرخدا، نادیده گرفتن قدرت خداست، اما در نگاه عمیق کلامی، عالم هستی نظامی است که خداوند اراده کرده از طریق اسباب (مادی یا معنوی) اداره شود.[8]

۴. قدرت امانتی و تبعیت از فرمان الهی:

امام علی (ع) در پاسخ به پرسشی درباره استقلال قدرت انسان، فرمودند که قدرت و استطاعت انسان، امانتی الهی است که خداوند به بندگان خود می‌بخشد یا پس می‌گیرد. [9] اولیای الهی نیز مجری و امین این امانت‌ها هستند. لذا شفاعت آن‌ها، تجلی‌گاه تبعیت از فرمان الهی و استفاده از ظرفیتی است که خداوند برای آن‌ها رقم زده است.

5. مرز اعتقادی میان استغاثه و شرک:

مرز باریک میان شرک و استغاثه، در «جهان‌بینی» و «باور باطنی» فرد استغاثه‌کننده نهفته است. این مرز بر اساس دو فرض متفاوت ترسیم می‌شود:

۱. حالت شرک‌آمیز (استقلال‌بخشی):

اگر فردی از پیامبر یا ولی خدا طلب یاری کند، در حالی که باور داشته باشد آن شخصیت محترم، قدرتی «ذاتی»، «مستقل» و «در عرضِ خدا» دارد که می‌تواند بدون اذن خدا تغییری در تقدیر ایجاد کند، این عمل شرک است. این نگاه، عین شرک جاهلی است که بت‌ها را شریک خدا می‌دانستند و استقلال در تأثیر برای غیر خدا قائل بودند.

۲. حالت توحیدی (قرب و تبعیت):

در این فرض که دیدگاه اصلی مکتب اهل‌بیت است، استغاثه به معنای توسل به «اسباب قرب» است. در این نگاه، ولیِ خدا مانند آینه‌ای است که نور خدا را بازتاب می‌دهد؛ همان‌طور که ما برای زنده ماندن به اکسیژن و آب (اسباب مادی) نیاز داریم و در عین حال خدا را «حیات‌بخش» می‌دانیم، در امور معنوی نیز به کسانی پناه می‌بریم که خداوند جایگاه ویژه‌ای به آن‌ها داده است. این یعنی ما برای آن واسطه، «قدرتی در عرضِ خدا» قائل نیستیم، بلکه برای او «قدرتی در طولِ قدرت خدا» قائلیم. به عبارت دیگر، استغاثه به اولیا، استغاثه به اراده‌ی خداست که در وجودِ آن‌ها متبلور شده است. [10]

نتیجه‌گیری:

بنابراین، مرز اعتقادی میان این دو، در «نیت و باورِ باطنی» نهفته است. اگر استغاثه به قصدِ «استقلال‌بخشی» به غیر انجام شود، این خروج از دایره توحید است. اما اگر استغاثه، طلبِ واسطه‌گری از کسی باشد که خداوند او را «محبوب و مقرّب» خود قرار داده، نه تنها شرک نیست، بلکه بالاترین درجاتِ باور به نظامِ ربوبیِ جهان است؛[11] چرا که استغاثه‌کننده با این کار اعتراف می‌کند که خداوند، جهان را بر اساس نظامی مدیریت می‌کند که در آن، برخی بندگان دارای جایگاه ویژه‌ای برای شفاعت و دستگیری هستند. در واقع، استغاثه به واسطه‌ها، احترام به همان نظامی است که خداوند خود ترسیم کرده است.

 

 

[1]  استغاثه و جایگاه شرعی آن، قادری، محمدطاهر، ص21

[2] آل عمران/ 49 «وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‌ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»

[3] وهابيت بر سر دو راهى، مكارم شيرازى، ناصر، ص: 89

[4] یوسف/ 97

[5] مسند احمد، احمدبن حنبل، ج28، ص480.

[6] الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، الملاصدرا، ج2، ص216 - « قد اشتهر من الفلاسفة الأقدمين أن المؤثر في الوجود مطلقا هو الواجب تعالى و الفيض كله من عنده...».

[7] پيام قرآن، مكارم شيرازى، ناصر، ج: 6، ص: 408

[8] شرح الکافی، المازندرانی، الملاصالح، ج5، ص168 - « أبى اللّه أن يجري الأشياء إلّا بأسباب...».

[9] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج5، ص75

[10] شرح دعاء السحر، الخمینی، السید روح الله، ص104 - «و هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن، كذلك الأفعال و الحركات و التأثيرات كلها منه في مظاهر الخلق. فالحق فاعل بفعل العبد و قوةُ العبد ظهور قوة الحق».

[11] توسل: توحید یا شرک؟، مکارم شیرازی، ناصر، ص13.

وضعیت: پاسخ‌داده‌شده توسط: تقوی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...