کارشناس عقائد نوری زاده 0 ارسال شده در 23 ساعت قبل کارشناس عقائد اشتراک گذاری ارسال شده در 23 ساعت قبل استغاثه دارای چند قسم میباشد؟ پاسخ اجمالی: استغاثه از نظر فقهی به پنج حکم واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح تقسیم میشود. همچنین از جهت مخاطب، یا مستقیماً خطاب به خداوند است و یا با واسطه اولیاءالله؛ که در حالت دوم، بر اساس زمان حیات یا ممات واسطه، نوع توانمندی (بشری یا فرابشری) و موضوع درخواست (دنیوی یا اخروی) دستهبندی میگردد. پاسخ تفصیلی: استغاثه را میتوان از جهات گوناگون مورد تقسیم بندی های متعدد قرار داد از جمله: 1. از جهت فقهی و حکم تکلیفی استغاثه واجب: این نوع استغاثه زمانی معنا پیدا میکند که حفظ جان، مال یا عرض و آبروی انسان (یا انسانی دیگر) در گروِ درخواست کمک باشد. اگر کسی در معرض خطر مرگ قرار گیرد یا شاهد ستمی بزرگ باشد که تنها با فریادخواهی برطرف میشود، شرعاً بر او واجب است که استغاثه کند. در واقع، اینجا سکوت جایز نیست و تلاش برای نجات، یک تکلیف الهی محسوب میشود. استغاثه حرام: اگر طلب کمک در مسیر گناه، ستم به دیگران یا یاری رساندن به ظالم باشد، این استغاثه حرام است. همچنین، استغاثهای که بوی شرک بدهد (یعنی فرد را مستقل از اراده خداوند و در عرض قدرت او بدانیم) یا موجب وهن دین و ذلت بی مورد مؤمن شود، در زمره محرمات قرار میگیرد. به زبان ساده، فریاد برای انجام کاری که خشم خدا را در پی دارد، مصداق این بخش است. استغاثه مستحب: درخشانترین جلوه استغاثه، نوع مستحب آن است؛ یعنی روی آوردن به درگاه حضرت حق و توسل به اولیای الهی در هنگام سختیها برای گشایش امور معنوی و مادی. این عمل که ریشه در توکل و بندگی دارد، نه تنها برای رفع نیاز، بلکه برای تقرب به خداوند و تقویت روحیه بندگی توصیه شده است. دعا و راز و نیازهای پرشور در دل شب، زیباترین نوع استغاثه مستحب است. استغاثه مکروه: برخی از بزرگان اخلاق و فقه معتقدند که طلب کمک از خلق برای اموری که انسان خودش توانایی انجام آنها را دارد، یا درخواستهای مکرر از کسانی که تمایلی به کمک ندارند، مکروه است. این کار ممکن است از عزت نفس انسان بکاهد. در واقع، تا زمانی که ضرورت ایجاب نکند، تکیه بر غیر خدا و درخواست از بندگان، مطلوبِ نگاه متعالی اسلام نیست. استغاثه مباح: این بخش شامل درخواستهای روزمره و عادی زندگی است که هیچ جهتگیری خاص شرعی (نه الزامی و نه نهیشدهای) ندارد. برای مثال، کمک خواستن از همسایه برای جابهجایی یک وسیله یا درخواست کمک از همکار در امور اداری. در اینجا، استغاثه یک رفتار اجتماعی معمول است که شارع مقدس آن را به انتخاب خودِ فرد واگذار کرده است. [1] 2. از جهت مخاطب (کسی که از او استغاثه می شود) استغاثه به ذات باریتعالی: (فریادرسیِ مطلق) در این عالیترین مرتبه، انسانِ مضطر، تمام اسباب مادی و واسطهها را کنار زده و مستقیماً رو به سوی خالق عالم میآورد. این استغاثه، ریشه در «توحید افعالی» دارد؛ یعنی باور به اینکه قدرت مطلق و گرهگشای حقیقی تنها اوست. جملهی معروف «یا غیاث المستغیثین» در دعای جوشن کبیر، تجلی همین نوع استغاثه است. در اینجا، بنده هیچ حجابی میان خود و پروردگار نمیبیند و او را به عنوان تنها پناهگاه میخواند. [2] استغاثه به اولیاءالله: در این مرتبه، انسان برای رسیدن به قرب الهی و حل مشکلات، به کسانی متوسل میشود که در پیشگاه خداوند آبرو و منزلت دارند. این نوع طلبِ یاری، نه در عرض قدرت خدا، بلکه در طول آن است؛ یعنی ما از اولیای الهی میخواهیم که به اذن خداوند و با بهرهگیری از کرامتی که او به آنها بخشیده، دستگیر ما باشند؛ 3. بر اساس ویژگیهای مخاطب (کسی که از او استغاثه می شود) از جهت حیات و مماتِ واسطه: استغاثه گاه خطاب به شخصی است که در قید حیات دنیوی است و حضور فیزیکی دارد مانند یاری خواستن از حضرت موسی که قرآن به آن اشاره می کند؛ [3] و گاه خطاب به روحی بلند در حیات برزخی (پس از وفات دنیوی) صورت میگیرد.[4] این نگاه بر این باور استوار است که کمالات معنوی اولیاء با مرگ از بین نرفته و پیوند قدسی آنان با عالم ماده برای گرهگشایی، همواره برقرار است. از جهت قدرت و قلمروِ توانایی: اموری که نوع بشر قدرت انجام آن را دارند مانند استغاثه یکی از یاران حضرت موسی از او برای کمک کردن به وی و دفاع از او در برابر ظالم.[5] و اموری که نوع بشر توانایی انجام آن را ندارند مانند درخواست حضرت سلیمان از درباریان خود برای آوردن تخت بالقیس در زمانی بسیار کوتاه و باورنکردنی که این کار فوق بشری میباشد.[6] 4. از جهت موضوع و ساحتِ نیاز استغاثه در امور دنیوی: روی آوردن به اولیاء برای رفع گرفتاریهای زندگی، شفای بیماریها و گشایش در رزق و زندگی مادی. [7] استغاثه در امور اخروی (طلب شفاعت): عالیترین سطح استغاثه که در آن، بنده برای نجات از اهوال قیامت، بخشش گناهان و رسیدن به سعادت ابدی، از برگزیدگان خدا تقاضای شفاعت و دستگیری میکند. [8] در واقع، این تقسیمبندیها نشان میدهند که حضور اولیاءالله در زندگی مؤمن، حضوری همهجانبه است که از ریزترین نیازهای دنیوی تا سرنوشتسازترین نیازهای اخروی را در بر میگیرد. [1] الموسوعة الفقهية الميسرة، الأنصاري، الشيخ محمد علي، ج3، ص11 -12 [2] مانند استغاثه مومنین که در قرآن به آن اشاره شده: «إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم أني ممدكم بألف من الملائكة مردفين» انفال / 9 [3] قصص/15 «فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ». [4] الموسوعة الكبرى عن فاطمة الزهراء(ع)، الأنصاري الزنجاني، إسماعيل، ج10، ص236. [5] قصص/15 «فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ». [6] نمل/38 «قالَ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ». [7] بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء، علامه مجلسی، ج43، ص350 . [8] مانند استغاثه برادران یوسف از پدر جهت دعا برای بخشش الهی «قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ» یوسف/97 وضعیت: پاسخدادهشده توسط: تقوی لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر More sharing options...
ارسال های توصیه شده