رفتن به مطلب

شفاعت در قرآن چگونه جلوه پیدا کرده است؟


نوری زاده

ارسال های توصیه شده

  • کارشناس عقائد

شفاعت در قرآن چگونه جلوه پیدا کرده است؟

 

پاسخ اجمالی:

قرآن شفاعت را مختص خداوند و مشروط به اذن و رضایت او می‌داند. آیات متعدد قرآنی در موضوع شفاعت به دو دسته تقسیم می گردد: 1. آیات نفی‌کننده که شفاعت حقیقی را مختص خداوند دانسته و بدون اجازه او را، باطل بیان کرده اند. 2. آیات مثبِت که مقام شفاعت را به اذن و اراده الهی برای برخی از مخلوقین ثابت می‌دانند. این بدان معناست که هیچ کس، حتی پیامبران و فرشتگان، به تنهایی قدرت شفاعت ندارند و شفاعت آن‌ها منوط به اجازه الهی است و از طرفی شفاعت تنها شامل حال کسانی می‌شود که از نظر عقیدتی و عملی شایستگی آن را داشته باشند و مورد رضایت خداوند باشند.

 

پاسخ تفصیلی:

در قرآن کریم آیات متعددی درباره موضوع شفاعت آمده است برخی از آنها شفاعت را مختص به خداوند می داند و برخی از آنها به اذن و اراده الهی مقام شفاعت را برای مخلوقات قائل شده است لذا آیات قرآن در این موضوع بر دو قسم است که در دو بخش جدا گانه مورد بررسی قرار می گیرد.

بخش اول : آیاتی که شفاعت را مختص به خداوند می داند

1.    «پس شفاعت شفاعت‌کنندگان برای آنان سودی نخواهد داشت.» [1]

این آیه هر نوع شفاعتی را درباره این گروه – چه شفاعت پیامبران و اوصیا، چه فرشتگان و صدیقان، شهدا و صالحان – به طور کلی نفی می‌کند. با این حال، تعبیر «شافِعین» که دلالت بر وجود شفاعت‌کنندگان بالفعل دارد، نشان می‌دهد که در آن روز، شافعان و مشفوعانی وجود دارند؛ اما شفاعت شامل حال کسانی که قیامت را تکذیب کرده و نماز و اطعام مسکین را کنار گذاشته‌اند، نخواهد شد.

عبارت «فَمَا تَنْفَعُهُمْ» نیز بیانگر آن است که وضعیت عقیدتی و عملی آنان سبب محرومیتشان از بهره‌مندی از شفاعت شده است. پس اگرچه ظاهر آیه از آیات نافیِ شفاعت به شمار می‌آید، اما در باطن و به‌صورت ضمنی، اصل شفاعت را نیز تأیید می‌کند. [2]

2.    « از آن روز بترسید که کسی مجازات دیگری را نمی‌پذیرد و نه از او شفاعت پذیرفته می‌شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه یاری می‌شوند [3]

مفسران گفته‌اند: نفی شفاعت در این آیه مخصوص یهود است؛ زیرا آنان مدعی بودند که چون فرزندان پیامبران‌اند، پدرانشان روز قیامت آنان را یاری خواهند کرد. خداوند با این آیه، آنان را از این پندار باطل ناامید می‌سازد.

اگرچه عبارت آیه کلی است، اما منظور ردّ عقیده نادرست یهود است، نه نفی مطلق شفاعت؛ زیرا اصل شفاعت پیامبر اکرم امری مسلم و غیرقابل انکار نزد تمام مسلمانان است و اختلاف تنها در کیفیت و جزئیات آن است. [4]

3.    «خدا همان کسی است که آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، در شش روز آفرید. سپس بر عرش استیلا یافت. برای شما جز او هیچ یاور و شفاعت‌کننده‌ای نیست. آیا متذکر نمی‌شوید؟» [5]

4.    «بگو شفاعت تماماً از آنِ خداست. اوست که مالک آسمان‌ها و زمین است، و بازگشت همه شما پس از مرگ به سوی اوست.» [6]

5.    «هیچ کس جز به اجازه‌ی او شفاعت نمی‌تواند کرد. چنین خدایی، پروردگار حقیقی شماست؛ پس او را به یکتایی بپرستید، آیا متذکر نمی‌شوید؟» [7]

6.    «برای ستمکاران، نه دوستی وجود دارد و نه شفاعت‌کننده‌ای که شفاعتش پذیرفته شود.» [8]

آیات نافیه شفاعت از غیر خداوند، دو نکته کلیدی را به زیبایی برجسته می‌کنند. نخست، آنچه مشرکان آن را معبود و اله خویش پنداشته‌اند، از هیچ قدرتی برخوردار نیست و در قیامت نیز ناتوان از هرگونه شفاعت خواهد بود. دوم، مشرکان به سبب کفر و نافرمانی‌شان، از شفاعت کسانی که خداوند به آنان اذن داده است، محروم می‌مانند؛ زیرا شایستگی و استحقاق آن را از کف داده‌اند.[9]

بخش دوّم: آیاتی که مقام شفاعت را به اذن و اراده الهی برای برخی از مخلوقین قائل است.

1.    « اللّه خدايى است كه هيچ خدايى جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را فرا مى‌گيرد و نه خواب سنگين. از آنِ اوست هر چه در آسمانها و زمين است. چه كسى جز به اذن او، در نزد او شفاعت كند؟…» [10]

2.    «در آن روز شفاعت هیچ‌کس سود نمی‌بخشد، مگر کسی که خدای رحمان به او اجازه دهد و سخنش را بپسندد.»[11]

3.    «در آسمان‌ها فرشتگان بی‌شماری هستند، اما شفاعت آنان جز به فرمان خدا و درباره‌ی کسی که او بخواهد و از او خشنود باشد، سودی ندارد.» [12]

4.    «کسانی را که به جای خدا می‌خوانید، هیچ‌گونه توان شفاعت ندارند، مگر آنان که به حق گواهی داده و از آن آگاه‌اند.» [13]

5.    «آنان جز برای کسی که خدا از او خشنود است شفاعت نمی‌کنند، و خود نیز از ترس عظمت او بیمناک‌اند.» [14]

6.    «هیچ‌کس مالک شفاعت نیست، مگر کسی که نزد خدای رحمان عهد و پیمانی دارد.» [15]

مجموعه‌ی این آیات، به روشنی بیان می‌کنده شفاعت تنها در پرتو اذن و رضایت الهی معنا پیدا می‌کند و هیچ موجودی حتی فرشتگان و مقربان در برابر اراده‌ی خداوند استقلالی ندارد و شفاعت آنها مشروط به اذن و رضایت الهی است. لذا روشن می‌گردد آنچه در شفاعت به خداوند اختصاص داده شده، در حقیقت بیانگر این اصل است که مالک حقیقی شفاعت تنها خداوند متعال است و هیچ‌کس جز به اذن او نمی‌تواند شفاعت کند؛ بر همین اساس، شفاعت بر دو گونه است: نخست، شفاعتی که به طور مستقیم به خداوند تعلق دارد، و دوم، شفاعتی که خداوند -به اذن و اجازه‌ی خویش- به برخی از مقربان درگاه الهی واگذار کرده است. [16]

لذا در فهم موضوع شفاعت، باید مجموع آیات مرتبط در کنار هم دیده شوند و نگرش سطحی و بدون دقت در تمام آیات مرتبط، سبب برداشت ناقص و انحراف‌آمیز خواهد بود؛ و شناخت صحیح آن تنها در پرتو نگاهی جامع، هماهنگ و همه‌جانبه به همه‌ی آیات مربوطه امکان‌پذیر است؛ وگرنه نتیجه، تحریفی ناآگاهانه از معنای واقعی شفاعت خواهد بود.

 

 

[1] مدثر/48 «فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ»

[2] پيام قرآن، مكارم شيرازى، ناصر، ج6، ص385

[3]  بقره /48 «وَاتَّقُوا يَوْماً لاتَجْزى نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ‌»

[5] سجده /4 «‌اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۖ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ»

[6]  زمر/44 «قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا  لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ  ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»

[7] یونس/3 «مَا مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ۚ ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ»

[8] مؤمن/18 «ما لِلظَّالِمينَ مِنْ حَميمٍ وَ لا شَفيعٍ يُطاعُ»

[9] الشفاعة حقيقة إسلاميّة ، الأسدي، محمد هادي ، ص17

[10] بقره/255 «للَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ»

[11] طه/109 «يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا»

[12]  نجم/26 «وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى»

[13] زخرف /86 «وَ لا يَمْلِكُ الذَّينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ الّا مَنْ شَهِدَ بِالحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ»

[14] انبياء /28 «وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ»

[16] الشفاعة ، السبحاني، الشيخ جعفر، ص21

وضعیت: در انتظار پاسخ
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...