رفتن به مطلب

نوری زاده

کارشناس عقائد
  • تعداد ارسال ها

    28
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط نوری زاده

  1. عزاداری اهل بیت امام حسین(ع) اضطرار یا سنت مشروع؟ پاسخ اجمالی: عزاداری شدید اهل بیت(ع) در مصیبت امام حسین(ع) مانند گریبان چاک دادن، لطمه زدن، فریاد و ضجه نه‌تنها واکنشی اضطراری نبوده، بلکه سنتی مشروع، مستحب و مأجور است. روایات معتبر، سیره اهل بیت(ع)، و فتاوای فقهای شیعه همگی بر جواز و فضیلت این اعمال دلالت دارند. جزع در مصیبت سیدالشهدا(ع) از دایره کراهت خارج شده و به‌عنوان عبادتی الهی و شعائری ولایی شناخته می‌شود. این عزاداری‌ها، تجلی معرفت، محبت و تعظیم شعائر الهی‌اند، نه صرفاً واکنش‌های احساسی یا اضطراری. پاسخ تفصیلی: عاشورا، نقطه اوج مظلومیت و تجلی‌گاه بلندترین مراتب عشق و ایثار در تاریخ اسلام است. در این واقعه، نه‌تنها امام حسین(ع) و یارانش به شهادت رسیدند، بلکه اهل بیت ایشان نیز در مصیبت و اسارت، صحنه‌هایی از حزن و اندوه را رقم زدند که تا ابد در دل تاریخ باقی مانده است. یکی از پرسش‌های مطرح در این زمینه آن است که آیا عزاداری شدید اهل بیت(ع) مانند گریبان چاک دادن، لطمه زدن، فریاد و ضجه تنها واکنشی اضطراری بوده یا سنتی مشروع و قابل اقتدا برای شیعیان؟ در این نوشتار، با استناد به روایات معتبر، تحلیل لغوی و عرفی، سیره اهل بیت(ع)، و فتاوای فقها، نشان خواهیم داد که عزاداری شدید برای امام حسین(ع) نه‌تنها جایز، بلکه مستحب و مأجور است، و از شعائر الهی به شمار می‌رود. بررسی روایات عام درباره مشروعیت جزع برای ورود به بحث، نخست باید به دسته‌ای از روایات اشاره کنیم که به‌طور کلی بر جواز و استحباب جزع و گریه در مصیبت اهل البیت (ع) دلالت دارند. این روایات، اصل عزاداری را از دایره کراهت خارج کرده و آن را عبادتی مأجور معرفی می‌کنند. از جمله، امیرالمؤمنین(ع) در کنار قبر پیامبر(ص) فرمودند: صبر در همه جا زیباست مگر بر مصیبت شما، و جزع در همه جا ناپسند است مگر بر شما.[1] امام صادق(ع) نیز می‌فرمایند: هرگونه جزع و گریه مکروه است، مگر در مصیبت امام حسین(ع).[2] این روایات نشان می‌دهند که مصائب اهل بیت(ع) از جنس مصائب عادی نیستند؛ بلکه عزاداری بر آنان، خود عبادتی است که انسان را به مقام قرب می‌رساند. روایات خاص در تأیید لطمه، گریبان چاک دادن و فریاد پس از بررسی روایات کلی، اکنون به دسته‌ای از روایات خاص می‌پردازیم که به‌صورت موردی، اعمالی چون لطمه زدن، گریبان چاک دادن، فریاد و ضجه را تأیید می‌کنند. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: زنان فاطمی در کربلا گریبان چاک دادند و بر صورت لطمه زدند، و بر مانند حسین(ع) باید چنین کرد.[3] در زیارت ناحیه مقدسه نیز آمده است: بانوان با صورت‌های آشکار، بر گونه‌ها لطمه می‌زدند و با صدای بلند فریاد می‌زدند.[4] حتی حوریان بهشتی و ملائکه نیز در مصیبت امام حسین(ع) ضجه و فریاد می‌زنند. در زیارت آمده: «اللهم انی استشفع الیک بالملائکه الذین یضجون علیه و یبکون و یصرخون»[5] و در حدیثی از پیامبر(ص) نقل شده: «فاطمه(س) در قیامت، با دیدن بدن بی‌سر حسین(ع) چنان فریادی می‌زند که همه موجودات به گریه می‌افتند.»[6] تحلیل لغوی و عرفی جزع از معنا تا مصداق برای فهم دقیق‌تر این روایات، لازم است به مفهوم جزع در لغت و عرف بپردازیم. جزع در لغت به معنای بی‌تابی است، و در عرف، هر عملی که نشانه بی‌تابی باشد از گریه شدید تا فریاد، لطمه، چاک دادن گریبان، و حتی خون گریه کردن جزع محسوب می‌شود. امام باقر(ع) در تعریف جزع می‌فرمایند: شدیدترین جزع، فریاد بلند، لطمه به صورت و سینه، و کندن مو است.[7] در قرآن نیز مصادیقی از جزع آمده است، مانند نابینا شدن حضرت یعقوب(ع) در فراق یوسف.[8] سیره اهل بیت(ع) در عزاداری اکنون که مشروعیت جزع روشن شد، نوبت به بررسی سیره عملی اهل بیت(ع) در عزاداری می‌رسد. این سیره، نه‌تنها تأیید نظری، بلکه الگویی عملی برای شیعیان است. ابو هارون مکفوف می‌گوید: «وقتی شعر خواندم، حضرت صادق(ع) گریستند و سپس صدای فریاد و ناله از زنان خانه بلند شد.»[9] در موارد متعدد، امامان به شاعرها دستور می‌دادند شعر بخوانند تا اهل خانه گریه و فریاد کنند. در موردی، ام فروه دختر امام صادق(ع) چنان فریاد زد که صدای آن در شهر پیچید.[10] امام حسن عسکری(ع) در تشییع پدرشان امام هادی(ع)، گریبان چاک زدند و در پاسخ به اعتراض فرمودند: «یا احمق، قد شق موسی علی هارون» ای احمق، حضرت موسی نیز برای هارون چنین کرد.[11] فتاوای معتبر درباره عزاداری شدید فقهای بزرگ شیعه، با استناد به همین روایات، عزاداری شدید را نه‌تنها جایز، بلکه مستحب دانسته‌اند: صاحب جواهر(ره): جزع در مصیبت امام حسین(ع) از حرمت استثناء شده است.[12] آیت‌الله نائینی(ره): لطمه زدن تا حد سرخی یا خون‌آمدن اشکال ندارد.[13] آیت‌الله تبریزی(ره): لطم‌زنی، هرچند از روی اندوه شدید برای حسین (علیه‌السلام) باشد، از شعائر مستحب است؛ زیرا تحت عنوان «جزع» قرار می‌گیرد که روایات معتبر بر رجحان آن دلالت دارند، حتی اگر گاهی منجر به خون‌آلودگی یا سیاه‌شدن سینه شود. همچنین هیچ دلیلی بر حرمت هرگونه آسیب رساندن به بدن وجود ندارد، مگر آن‌که به حد «جنایت بر نفس» برسد، به گونه‌ای که ظلم به نفس محسوب شود. علاوه بر این، اینکه روش عزاداری به زعم آنان «متمدنانه» باشد یا نه، ملاک حرمت یا اباحت نیست و در مقام استدلال ارزشی ندارد.[14] این فتاوا، نه‌تنها مشروعیت عزاداری را تثبیت می‌کنند، بلکه نشان می‌دهند که این اعمال، بخشی از هویت شیعی و شعائر الهی هستند. نتیجه‌گیری عزاداری شدید برای امام حسین(ع) از گریه و جزع تا لطمه، فریاد، گریبان چاک دادن و ضجه—نه‌تنها جایز، بلکه مستحب و مأجور است. این اعمال، نه از روی اضطرار، بلکه از روی معرفت، محبت و مواسات با اهل بیت(ع) انجام می‌شود. سیره اهل بیت(ع)، تأیید ائمه(ع)، و فتاوای فقها، همگی بر مشروعیت و فضیلت این نوع عزاداری دلالت دارند. در حقیقت، عزاداری بر سیدالشهدا(ع) نه‌تنها واکنشی عاطفی، بلکه تجلی معرفت، ولایتمداری و تعظیم شعائر الهی است. هر قطره اشک، هر فریاد، و هر لطمه، پژواکی از عشق به حقیقت و نفرت از ظلم است. و چه زیبا گفت آن شاعر: از سرزنش مدعیانم چه ملال است دیوانگی کوی حسین، عین کمال است. [1] «ان الصبر لجمیل الا عنک، و ان الجزع لقبیح الا علیک» - نهج البلاغه، حکمت292، ص362. [2] «کل الجزع والبكاء مكروه ما خلا الجزع والبكاء لقتل الحسين عليه السلام» - وسائل الشیعه، الشیخ حر العاملی، ج10، ص395. [3] «قد شققن الجیوب، و لطمن الخدود الفاطمیات علی الحسین بن علی، و علی مثله یُشَق الجیب و یُلطَم الخد» - تهذیب الاحکام، الشیخ الطوسی، ج8، ص325. [4] «علی الخدود لاطمات، للوجوه سافرات، و بالعویل داعیات» - بحار الانوار، العلامه المجلسی، ج101، ص322. [5] کامل الزیارات، ابن قولویه القمی، ص241. [6] بحار الأنوار، العلامة المجلسی، ج7، ص127. [7] «أشد الجزع، الصراخ بالویل و العویل، و لطم الوجه و الصدور، و جز الشعر» - الکافی، الشیخ الکلینی، ج3، 222. [8] یوسف/84 «وَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَىٰ عَلَىٰ يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ». [9] کامل الزیارات، ابن قولویه القمی، ص111. [10] الکافی، الشیخ الکلینی، ج8، ص216. [11] وسائل الشیعه، الشیخ حر العاملی، ج2، ص917. [12] جواهر الکلام، النجفی الجواهری، الشیخ محمد حسن،َ ج4، ص371. [13] فتوی العلماء الأعلام فی تشجیع الشعائر الحسینیة، ص5. [14] الأنوار الإلهیة فی المسائل العقائدیة، التبریزی، المیرزا جواد، ص.195
  2. تعریف بدعت چیست و مفهوم آن در عزاداری چگونه نمایان می شود؟ پاسخ اجمالی: بدعت از نگاه فقهای شیعه، به معنای افزودن یا کاستن از آموزه‌های دین و نسبت دادن آن به دین است؛ به‌ویژه اگر در مورد آن نه نصّ خاصی موجود باشد و نه مشمول عمومات شرعی گردد؛ اما عزاداری برای امام حسین(ع) نه تنها مشمول نصوص و عمومات معتبر دینی است، بلکه به‌عنوان یکی از مصادیق شعائر الهی و ابراز مودّت نسبت به اهل بیت (ع)، جایگاهی مشروع و مقدس دارد؛ بنابراین هر نوع سوگواری که ریشه در نصوص و عرف معقول داشته باشد، نه‌تنها بدعت شمرده نمی‌شود، بلکه مورد تأیید شرع نیز هست. پاسخ تفصیلی: مفهوم «بدعت» همواره از چالش‌های اساسی در فهم دین بوده و فقها و محدثان شیعه تعاریف متعددی برای آن ارائه کرده‌اند. سید مرتضی، بدعت را هرگونه افزودن یا کاستن از دین با انتساب به آن می‌داند[1]، در حالی که علامه مجلسی آن را عملی نوظهور پس از پیامبر (ص) معرفی می‌کند که نه دلیلی خاص از شرع برای آن وجود دارد و نه تحت قواعد کلی دین قرار می‌گیرد. [2] با در نظر گرفتن این معیارها، می‌توان به این نتیجه رسید که اعمال پرشور در عزاداری امام حسین (ع) که ممکن است امروزه مورد اشکال قرار بگیرد و از مصادیق بدعت دانسته شود با تکیه بر دلایل روشن و قواعد جامع دینی، نه تنها بدعت نیست، بلکه عملی مشروع و مقبول شمرده می‌شود. از این منظر، هر آنچه در چارچوب این دو معیار (دلایل خاص و قواعد کلی) قرار گیرد، بخشی از عزاداری صحیح محسوب می‌شود و فاقد هرگونه اشکال است؛ اما خروج از این چارچوب‌ها می‌تواند یک عمل را در معرض اتهام بدعت قرار دهد. یکی از محوری‌ترین دلایل مشروعیت اعمال پرشور در عزاداری، روایات متعددی است که بر جواز، و حتی استحباب، ابراز بی‌تابی و حزن شدید در سوگ حضرت سیدالشهدا (ع) تأکید دارند. این روایات، خط بطلانی بر هرگونه برداشت سطحی از مفهوم صبر در مصیبت می‌کشند. امام صادق (ع) در حدیثی گران‌بها تصریح می‌کنند که در تمام مصائب، بی‌صبری، بی‌تابی و گریه شدید ناپسند است، «مگر در مصیبت امام حسین (ع)». [3] واژه «جزع» که اهل لغت آن را به «بی‌صبری شدید و گسستن از صبر» معنا کرده‌اند، [4] دقیقاً همین معنا را می‌رساند. لذا در عرف عزاداری، هر رفتاری که نشانگر بی‌تابی عمیق در سوگ آن حضرت باشد، نه تنها مذموم نیست، بلکه به عنوان نمادی از عزاداری مشروع قلمداد می‌شود. این تایید نه تنها در کلام، بلکه در عمل ائمه نیز مشهود است. امام صادق (ع) خطاب به مسمع بن عبدالملک می‌فرمایند: «خداوند تو را رحمت کند و پاداش گریه‌هایت را عطا فرماید، تو از جمله کسانی هستی که برای ما “جزع” می‌کنند.» [5]. این سخن، مهر تأییدی است بر جایز بودن بی‌تابی و گریه در عزای اهل بیت (ع) و نشان‌دهنده آن است که این اعمال مورد دعا و تأیید امام معصوم (ع) بوده‌اند. حتی شدیدترین مظاهر جزع نیز مورد اشاره ائمه قرار گرفته است. امام باقر (ع) درباره اوج بی‌تابی می‌فرمایند: «شدیدترین جزع شامل فریادهای “ویل” و “عویل”، لطمه زدن بر صورت و سینه، و کندن موهاست.» [6] این موارد، بازتابی از نهایت اندوه و تبلور آشکار جزع در عزای امام حسین (ع) هستند و نشان می‌دهند که برخی رفتارهای پرشور و احساسی، در چارچوب عزاداری امام حسین (ع)، نه تنها ناپسند نیستند بلکه نشانه‌ای از شدت غم و محبت عمیق به آن حضرت محسوب می‌شوند. در یک کلام، رفتارهای پرشور و احساسی، در چارچوب عزاداری امام حسین (ع) نه تنها از بدعت دور است، بلکه تجلی‌گاه عشقی عمیق و پیوندی معنوی با حقیقت الهی است که در قلب شیعیان ریشه دوانده است. هر قطره اشک و هر آهی که در سوگ اهل بیت (ع) جاری می‌شود، انعکاسی از درک مظلومیت ایشان و ابراز علاقه قلبی به راهشان است. نصوص دینی و روایات معتبر، این اعمال را نه تنها مشروع دانسته‌اند، بلکه بر آن تأکید کرده‌اند که این عزاداری‌ها نمادی از ایمان و شعاری آسمانی هستند؛ فریادی از ژرفای تاریخ که نسل به نسل در جان دوست‌داران اهل بیت (ع) زنده و پویا مانده است. [1] (البدعة: زيادة في الدين، أو نقصان منه من إسناد إلى الدين) - رسائل الشريف المرتضى، السيد الشريف المرتضي، ج2، ص 264 [2] ( البدعة في الشرع ما حدث بعد الرسول ولم يرد فيه نص على الخصوص ، ولا يكون داخلا في بعض العمومات) - بحار الأنوار، العلامة المجلسي،ج 74، ص 202 [3] ( كُلُّ الْجَزَعِ وَ الْبُكَاءِ مَكْرُوهٌ سِوَى الْجَزَعِ وَ الْبُكَاءِ عَلَى الْحُسَيْنِ) الأمالي، الشيخ الطوسي، ص 162 [4] المعجم الوسيط، مجموعة من المؤلفين، ج1، ص 121 [5] (رحِمَ الله دَمعتَك ، أما إنّك مِن الَّذين يُعدُّون مِن أهل الجزع لنا) كامل الزيارات، ابن قولويه القمي، ص 108 [6] ( أشد الجزع الصراخ بالويل والعويل ولطم الوجه و الصدر وجز الشعر من النواصي....) وسائل الشيعة، الشيخ حرّ العاملي، ج2، ص 915
  3. دیدگاه قرآن کریم در رابطه با عزاداری چیست؟ پاسخ اجمالی: عزاداری از نگاه قرآن کریم، دارای ریشه‌ای محکم و تأیید شده است؛ این امر در قالب سوگواری پیامبران، همچون گریه حضرت یعقوب در فراق یوسف، و نیز از طریق مفاهیمی چون تعظیم شعائر الهی و مودت نسبت به اهل بیت(ع)، مورد توجه و تأکید قرار گرفته است؛ قرآن نه‌تنها نقل‌کننده عزاداری پیامبران است، بلکه آن را جلوه‌ای از تقوا، محبت و ولایت می‌داند؛ بنابراین، عزاداری در مصیبت اولیاء الهی مصداقی روشن از شعائر الهی و نشانه‌ای از محبت و پیروی از اهل بیت(ع) است. پاسخ تفصیلی: در ابتدا باید دانسته شود که عزاداری ریشه قرآنی دارد و قرآن کریم عزاداری انبیاء را نقل نموده است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌نماییم: سوگواری حضرت یعقوب در فراق حضرت یوسف: هنگامی‌که فرزندان حضرت یعقوب، حضرت یوسف را با خود به صحرا بردند و او را درون چاه افکندند و به دروغ به پدر خود گفتند که یوسف را گرگ بلعیده است، حضرت یعقوب با این‌که یقین به سخن آن‌ها نداشت و در کشته شدن فرزندش یوسف شک داشت، اما به جهت فراق او، آن‌قدر گریست تا چشمانش نابینا شد.[1] گریه‌های حضرت یعقوب در فراق فرزندش یوسف آن‌قدر زیاد بود که سایر فرزندان به ستوه آمده بودند و به پدر خود اعتراض کردند[2]؛ حضرت یعقوب در پاسخ به آن‌ها فرمود: من غم و اندوهم را نزد خدا می‌گویم و شکایتم را به او می‌کنم، و من چیزهایی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.[3] زمخشری، از علمای بزرگ اهل‌سنت، چنین روایت کرده است: رسول‌الله (ص) از جبرائیل در مورد مدت گریه کردن حضرت یعقوب سؤال کردند و جبرائیل پاسخ داد: هفتاد سال حضرت یعقوب در حال گریستن بوده است؛ همچنین هنگامی‌که حضرت در مورد پاداش این سوگواری سؤال نمودند، جبرائیل پاسخ داد: ثواب این سوگواری برابر است با پاداش صد شهید.[4] تعظیم شعائر الله، نشانه تقوا: خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «هر کس شعائر الهی را بزرگ بشمارد، این عمل او برگرفته از تقوای وی می‌باشد».[5] در مورد تعریف شعائر الله، علمای شیعه و اهل‌سنت مطالبی را مطرح کرده‌اند که به برخی از آن‌ها می‌پردازیم: ابن منظور در کتاب «لسان العرب» از زجاج نقل می‌کند که گفته است: منظور از «شعائر الله» همه اعمال عبادی‌ای است که خداوند آن‌ها را نشانه و علامت عبادت قرار داده است؛ یعنی چیزهایی مثل محل وقوف در حج، سعی بین صفا و مروه، و قربانی کردن. به این دلیل به آن‌ها «شعائر» گفته می‌شود که هر چیزی که نشانه‌ای از عبادت باشد، شعیره نام دارد. چون وقتی می‌گوییم «شَعَرتُ به» یعنی «آن را فهمیدم»، پس هر چیزی که نشانه‌ای از عبادت باشد، به همین مناسبت «شعائر» نامیده شده است.[6] همچنین مرحوم علامه طباطبایی نیز شعائر الله را این‌گونه توصیف نموده‌اند: «شعائر عبارت است از نشانه‌هایی که انسان را به سوی خدا راهنمایی می‌کنند و منحصر به صفا و مروه و مانند آن نمی‌شود؛ بنابراین، هر نشانه‌ای که انسان را به یاد خدا بیندازد، تعظیم آن موجب تقوای الهی می‌گردد و تمام نشانه‌ها را در بر می‌گیرد». [7] با توجه به تعاریف مطرح‌شده از سوی علمای شیعه و اهل‌سنت، یکی از مصادیق بارز شعائر الهی، سوگواری در مصیبت اولیای الهی می‌باشد؛ چراکه ریشهٔ این سوگواری، محبت به اولیای الهی است و انسان را به یاد خدا می‌اندازد؛ فلذا، تعظیم این مجالس از مصادیق تعظیم شعائر الهی به شمار می‌رود. سوگواری در عزای اهل‌بیت پیامبر (ع) مصداق مودّت می‌باشد: قرآن کریم هنگامی‌که اصحاب رسول‌الله (ص) خدمت ایشان رسیدند و عرض داشتند که در قبال این‌همه زحمتی که برای هدایت ما کشیدید، چه مزدی می‌خواهید؟ خداوند خطاب به پیامبر (ص) می‌فرماید: «بگو من مزدی نمی‌خواهم مگر مودّت نسبت به نزدیکانم» (قُربی یا همان اهل‌بیت) [8] مودّت و دوستی نشانه‌هایی دارد و کم‌ترین آن این است که در شادی آن‌ها شاد باشیم و در غم و اندوه آنان، ما نیز به ماتم بنشینیم. امام رضا (ع) نیز به پسر شبیب این‌گونه توصیه نمودند: «اگر دوست می‌داری که همنشین ما در بهشت برین باشی، در غم و اندوه ما اندوهناک، و در شادی ما شادمان باش و ولایت ما را بپذیر؛ چه آن‌که اگر کسی سنگی را دوست بدارد، روز قیامت با آن محشور می‌گردد». [9] با نگاهی جامع به آیات قرآن کریم و روایات معتبر، به وضوح درمی‌یابیم که عزاداری نه‌تنها امری مشروع و مورد تأیید الهی است، بلکه یکی از تجلیات ژرف محبت به اولیاء و نماد وفاداری نسبت به ولایت الهی است؛ سوگواری حضرت یعقوب در فراق یوسف، تعظیم شعائر الهی، و توصیه قرآن به مودّت اهل‌بیت، همگی گواهی روشن بر جایگاه والای عزاداری در منظومهٔ معرفتی قرآن‌اند. این شعائر، فراتر از احساسات فردی، پیوندی معنوی با ایمان، تقوا و تمسّک به ولایت دارند؛ عزاداری، نه سوگی خاموش، بلکه نغمه‌ای بلند از محبت، معرفت، و پاسداشت حقیقت است؛ حقیقتی که انسان را به سرچشمه‌های نور و هدایت رهنمون می‌سازد. از همین‌رو، اقامهٔ عزا بر مصائب اولیاء الهی، نه‌تنها نشانه‌ای از سوگ، بلکه جلوه‌ای از تقوای الهی، شعور ولایی، و استمرار مسیر هدایت آسمانی است. [1] یوسف / 12-18 [2]همان / 85 [3] همان / 86 [4] الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، الزمخشري، ج2، ص: 497 [5] حج / 32 «ذَٰلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» [6] لسان العرب، ابن منظور، ج4، ص414 [7] الميزان في تفسير القرآن، العلامه الطباطبائی، ج14، ص: 373 [8] شوری / 23 «قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ» [9] بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج44، ص: 286
×
×
  • اضافه کردن...