کارشناس عقائد نوری زاده 0 ارسال شده در 2 ساعت قبل کارشناس عقائد اشتراک گذاری ارسال شده در 2 ساعت قبل آیا روایتهایی که میگویند یزید از کشتن امام حسین (ع) پشیمان شد یا امام حسین (ع) خواست به نزد یزید برود، ثابت میکند که اختلاف بین آنها چندان مهم نبوده است؟ پاسخ اجمالی: اظهار پشیمانی یزید و روایتهایی که از پیشنهاد رفتن امام حسین(ع) نزد او نقل شدهاند، نهتنها اختلافات میان امام و یزید را کمرنگ نمیکنند، بلکه با بررسی دقیق منابع تاریخی روشن میشود این نقلها یا فاقد سند معتبرند یا در بستر «تبرئهنگاری» پس از واقعه عاشورا ساخته و پرداخته شدهاند. شواهد معتبر نشان میدهد اختلاف میان امام و یزید، اختلافی بنیادین، اعتقادی و سیاسی بوده و هیچگاه به سطح مصالحه یا نزدیکی نرسیده است. پاسخ تفصیلی: پس از واقعه عاشورا، جریانهای مختلف سیاسی و مذهبی در جهان اسلام کوشیدند نقش یزید را در شهادت امام حسین(ع) کمرنگ یا حتی انکار کنند. یکی از ابزارهای این جریانها، نقل روایتهایی درباره پشیمانی یزید یا پیشنهادهای امام برای رفتن نزد او بوده است. بررسی تاریخی نشان میدهد این روایتها بیشتر در چارچوب «تبرئهنگاری» اموی و برخی نویسندگان اهلسنت شکل گرفته و با شواهد معتبر تاریخی سازگار نیستند. ۱. پشیمانی یزید؛ واقعیت یا روایتسازی؟ در منابع معتبر تاریخی، یزید پس از شهادت امام حسین(ع) تلاش کرد مسئولیت را بر گردن عبیدالله بن زیاد بیندازد؛ در یکی از نقل های تاریخی این موضوع چنین گزارش شده است: پس از آنكه مسلمانان، آن ستمگر را به جهت كشتن ريحانه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) مورد انتقاد شديد قرار دادند، از اين امر پشيمان گشت و تلاش نمود تا گناه آن جنايت را به فرزند مرجانه بیندازد و پيوسته مى گفت: «بر من چه مى بود اگر رنج را تحمل مى كردم و او (حضرت حسين) را همراه خودم در خانه ام قرار مى دادم و در آنچه مى خواست انجام می دادم، هر چند در اين كار بر من انتقادى مى بود و در قدرتم سستى پيش مى آمد به خاطر نگه داشتن حرمت رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) و مراعات حق و قرابت وى. خداوند فرزند مرجانه را لعنت كند زيرا با كشتن وى، مرا نزد مسلمانان دشمن ساخت و در دلهاى آنان دشمنى نسبت به مرا كاشت كه نيكوكار و بدكار مرا به خاطر اهميت كشته شدن حسين در ميان مردم دشمن داشته اند. مرا با فرزند مرجانه چه كار؟ خداوند او را لعنت كند و بر او خشم گيرد». [1] گمان غالب اين است كه وى اين را گفت تا خود را در برابر مسلمين تبرئه كند اگر از صميم قلب پشيمان بود از او انتقام مى گرفت. او را بر كنار مى كرد. از او سپاسگزارى نمى نمود و عطاى بسيار به وى نمى داد و او را نزديك به خود نمى گردانيد كه اين كار بر خشنودى و عدم پشيمانى وى در آنچه مرتكب شده بود، دلالت دارد.[2] همچنین، عبدالرحیم قنوات و مصطفی گوهری فخرآباد در مقاله پژوهشی خود تصریح میکنند که پشیمانی یزید بیشتر یک «واکنش سیاسی» برای حفظ جایگاه خلافت بوده است، نه اعتراف به خطا یا نزدیکی به امام حسین(ع).[3] ۲. روایت درخواست امام برای رفتن نزد یزید برخی منابع تاریخی مانند تاریخ طبری ادعا میکنند امام حسین(ع) در گفتوگو با عمر بن سعد سه پیشنهاد مطرح کرد که یکی از آنها رفتن نزد یزید بود.[4] اما بررسی دقیق این نقلها نشان میدهد: - این روایت سندیت قوی ندارد و در همان منابع، راوی نزدیک به امام (عقبة بن قیاس) تصریح میکند که امام هرگز چنین سخنی نگفته است.[5] ۳. اختلاف بنیادین امام و یزید بر اساس منابع معتبر، اختلاف امام حسین(ع) با یزید نه یک اختلاف سیاسی ساده، بلکه اختلافی اعتقادی و اخلاقی بود: امام حسین(ع) یزید را فردی فاسق و نالایق برای رهبری امت اسلامی میدانست؛ در همین راستا امام حسین(ع) می فرمایند: (باید با اسلام خداحافظی کرد) اگر امت به حاکمی مانند یزید مبتلا شود، من از جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: «خلافت بر ابوسفیان حرام است.» پس اگر معاویه را بر منبر من دیدید، شکمش را پاره کنید. مردم مدینه او را بر منبر دیدند اما شکمش را پاره نکردند، پس خداوند آنها را به یزید فاسق مبتلا کرد.[6] بیعت با یزید را تأیید ظلم و انحراف از اسلام معرفی میکرد و به همین خاطر بود که فرمودند: من برای سرکشی، خودنمایی، فساد و ستم خروج نکردم، بلکه برای اصلاح امت جدم خروج کردم. میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و بر سیره جدم و پدرم علی بن ابیطالب رفتار کنم…[7] در نامهها و خطبههای منسوب به امام حسین(ع)، مفاهیمی مانند گفتمان اصلاح در برابر سلطه و حکومت یزید دیده می شود؛ در یکی از خطبه ها، امام حسین(ع) نسبت به حکومت یزید چنین فرمایش نموده اند: ای مردم! رسول خدا فرمود: هر کس حاکم ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال میشمارد، پیمان خدا را میشکند، با سنت پیامبر مخالفت میورزد و در میان بندگان خدا با گناه و تجاوزگری رفتار میکند، و با عمل یا گفتار در برابر او نایستد، بر خدا سزاوار است که او را [در قیامت] به همان جایگاهی ببرد که آن حاکم جائر میرود.[8] این اختلاف عمیق، اساساً امکان هرگونه مصالحه یا نزدیکی را منتفی میکرد. نتیجهگیری اظهار پشیمانی یزید و روایتهای مربوط به پیشنهاد رفتن امام نزد او، نهتنها فرضیه کمرنگ بودن اختلافات میان آن دو را تأیید نمیکند، بلکه با بررسی منابع معتبر روشن میشود این نقلها بیشتر ساخته و پرداخته جریانهای بعد از عاشورا برای تبرئه یزید بودهاند. اختلاف میان امام حسین(ع) و یزید، اختلافی ریشهدار، اعتقادی و سیاسی بود که هیچگاه به سطح مصالحه نرسید و قیام عاشورا دقیقاً بر پایه همین تقابل شکل گرفت. [1] تاریخ طبری، الطبری، ابن جریر، ج5، ص 506. [2] زندگانی حضرت امام حسین(ع)، باقر شریف قرشی، ج3، ص380 و 381 / عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها، مكارم شيرازى، ناصر، ج: 1، ص: 613. [3] مقاله مسئولیت یزید در واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع)، عبدالرحیم قنوات، مصطفی کوهری فخرآباد. [4] تاریخ طبری، الطبری، ابن جریر، ج5، ص413. [5] همان، ص414. [6] مقتل الحسین، المقرم، السیدعبدالرزاق، ص132. [7] مقتل الحسین، خوارزمی، ج1، ص 273. [8] تاریخ طبری، الطبری، ابن جریر، ج5، ص 403 / مقتل الحسین، خوارزمی، ج1، ص 335. وضعیت: در انتظار پاسخ لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر More sharing options...
ارسال های توصیه شده