کارشناس عقائد تقوی 1 ارسال شده در 2 ساعت قبل کارشناس عقائد اشتراک گذاری ارسال شده در 2 ساعت قبل کدام یک از پیامبران اولوالعزم دعوتشان جهانی بوده است؟ پاسخ اجمالی در میان پیامبران اولوالعزم، تنها پیامبر اسلام (ص) است که قرآن کریم رسالت او را بهصراحت دعوتی فراگیر و جهانی برای تمام بشریت معرفی کرده است. درباره سایر پیامبران اولوالعزم، نظرات متفاوتی وجود دارد؛ برخی رسالت آنان را محدود به قوم خاص خود (مانند بنی اسرائیل) دانسته، برخی رسالت آنان را هم جهانی و عام دانسته و برخی نیزدر مساله تفصیل قائل شده اند. پاسخ تفصیلی یكی از بحثهای مربوط به پیامبران، بهویژه پیامبران اولوالعزم، این است كه آیا رسالت آنها جهانی و عمومی بوده، یا هر پیامبری برای گروه خاصی مبعوث شده است. دراینباره بین مفسران اختلافاتی وجود دارد، بااینحال همه در دو مطلب هم سخناند: 1. همه انبیا رسالت جهانی نداشتهاند. دستكم رسالت برخی پیامبران محدود به یك قوم خاصی بوده است؛ 2. پیامبر اسلام (ص) برای هدایت همه جهانیان برانگیخته شده و رسالتش مخصوص قوم ویژهای نبوده است. [1] جهانی بودن رسالت حضرت محمد (ص) قرآن کریم درباره پیامبر اکرم (ص) با بیان آیاتی تصریح می کند رسالت او محدود به گروه یا قومی خاص نیست، بلکه همه انسانها را در بر میگیرد: «بگو ای مردم! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم».[2] «ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم».[3] «وما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم».[4] این آیات بهروشنی بیان میکنند که دعوت پیامبر اسلام(ص) جنبه جهانی دارد. افزون بر این آیات، آیات دیگری نیز وجود دارد که بر فراگیر بودن رسالت آن حضرت تأکید شده است.[5] افزون بر قرآن، در روایات نیز بر فراگیر بودن رسالت آن حضرت تأکید شده است؛ در حدیثی رسول خدا (ص) در بیان چهار امتیازی که از جانب خدا به ایشان داده شده، یکی را مبعوث شدن ایشان به سوی همه مردم بیان نموده اند. [6] از امام صادق (ع) نیز روایت شده که فرمود: «خداوند تبارک و تعالی به محمد (ص) شریعت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی (ع) را عطا فرمود ..... و او را به سوی همه مردم، سفید و سیاه، جن و انس فرستاد.» [7] شواهد تاریخی نیز دلیلی دیگر بر این موضوع می باشد. ارسال نامههای دعوت توسط پیامبر اسلام به پادشاهان ایران، روم، حبشه و مصر در همان سالهای اولیه مدینه، نشانه عملی آغاز دعوت جهانی ایشان از همان ابتدا بوده است. [8] جهانی بودن رسالت سایر پیامبران اولوالعزم (ع) همچنانکه بیان شد در مورد جهانى بودن رسالت پيامبر اسلام (ص) ترديد و اختلافى وجود ندارد اما در مورد ديگر انبياى اولوالعزم سه نظريه مطرح شده است: دیدگاه اول: رسالت انبياى اولوالعزم رسالت جهانى نبوده است. حضرت موسی (ع) و عیسی (ع) تنها مأمور هدایت بنیاسرائیل بودهاند و دعوت آنان، به این قوم اختصاص داشته است. ظاهر برخی آیات نیز مؤید این مدعاست؛ چنانكه دربارة حضرت موسی (ع) آمده است: «و به موسی كتاب دادیم و آن را برای فرزندان اسرائیل رهنمودی گردانیدیم»[9] و یا خطاب های فراوانی مانند: «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ» در سوره مبارکه بقره،[10] و همچنین در سوره یونس: «وَقَالَ مُوسَىٰ يَا قَوْمِ…»،[11] که نشان میدهد رسالت و دعوت او ناظر به بنیاسرائیل است. درباره حضرت عیسی(ع) نیز قرآن تصریح میکند که او «رسولی به سوی بنیاسرائیل بود»[12] و یا در آیه ای دیگر «وهنگامی که عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل، من فرستاده خدا به سوی شما هستم».[13] قرآن حضرت ابراهیم(ع) را الگوی توحید و امتی مستقل معرفی میکند[14] که عظمت و اثرگذاری جهانی شخصیت او را نشان میدهد، اما باز هم تعبیر صریح «برای همه مردم» درباره او نیامده است. علاوه بر این، قرآن از دعاهای ابراهیم(ع) درباره امت و ذریهاش سخن میگوید مانند: «پروردگارا! ما را [با همه وجود] تسلیم خود قرار ده، و نیز از دودمان ما امتی که تسلیم تو باشند پدید آر»،[15] که نشان میدهد دعوت او علاوه بر شخص خودش، در نسل و امت او ادامه پیدا کرده است، اما باز هم نصّی در قرآن مبنی بر جهانی بودن رسالتش همانند پیامبر اسلام(ص) نیامده است. قرآن حضرت نوح(ع) را پیامبری مبعوث به سوی قومش می داند و بیان می کند: «ما نوح را به سوی قومش فرستادیم». [16] لذا نصّی در قرآن مبنی بر جهانی بودن رسالت حضرت نوح نیز نیامده است. دیدگاه دوم: رسالت انبياى اولوالعزم رسالت جهانى بوده است. علامه طباطبائى از طرفداران اين نظريه است[17] ايشان براى اثبات مدعاى فوق شواهدى از آيات ارائه كرده اند. البته توضيح داده شده كه انبياى اولوالعزم و صاحب كتاب دوگونه دعوت داشته اند يكى دعوت به خداپرستى ، توحيد و نفى شرك ، و ديگرى دعوت به احكام و شرايع خاص. دعوت نخست جهانى بوده است بر خلاف دعوت دوم كه به قوم خاصى اختصاص داشته است و آنان مكلف مى شدند به آن احكام عمل كنند. لازم به ذکر است امام باقر (ع) در روایتی بیان می فرمایند: حضرت نوح به سوی تمام مردم روی زمین مبعوث شده و دعوت ایشان عام و فراگیر بوده است. [18] که این روایت می تواند مؤید این نظریه باشد. دیدگاه سوم: نظریه تفصیل (جمع میان دو دیدگاه). بزرگانی مانند مصباح یزدی نیز بیان می کنند[19] كه ا گر معناى جهانى بودن آن باشد كه پيامبر موظف است رسالت خويش را نه تنها به قوم خويش كه به همه اقوام و ملل عمده جهان برساند ، رسالت بسيارى از پيامبران حتى موسى (ع) و عيسى (ع) جهانى نبوده است. اما اگر جهانى بودن را به معناى لزوم ابلاغ رسالت در صورت مواجهه با ديگر اقوام و لزوم پيروى بر همه مكلفان مطلع بگيريم رسالت همه پيامبران عام ، فراگير و جهانى بوده است. بنابراين به يك معنا از جهانى بودن رسالت ، دعوت بسيارى از انبيا جهانى نبوده است و به معناى ديگر ، رسالت همه انبيا جهانى بوده است. [20] بنابراین، اگر پرسش این باشد که از میان پیامبران اولوالعزم کدامیک دعوتی جهانی داشته است، پاسخ روشن و مستند، حضرت محمد(ص) است. آیات قرآن نیز بهصراحت او را پیامبر همه مردم و رحمت برای جهانیان معرفی میکنند اما در مورد سایر پیامبران الهی مساله مورد اختلاف می باشد. [1] راه و راهنماشناسى، مصباح یزدی، ج5، درس 16، ص 405. [2] اعراف/158 «قُلْ يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ إِنِّي رَسُولُ اَللّٰهَ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً» [3] سبأ/28 «وَمٰا أَرْسَلْنٰاكَ إِلاّٰ كَافَّةً لِلنّٰاسِ» [4] انبیاء/107 «وَمٰا أَرْسَلْنٰاكَ إِلاّٰ رَحْمَةً لِلْعٰالَمِين» [5] انعام/158 «قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَميعا» - فرقان/1 «تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا» - فتح/28 «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» و... [6] الخصال، الشيخ الصدوق، ج: 1، ص: 201 / تفسير نور الثقلين، العروسي الحويزي، الشيخ عبد علي، ج: 4، ص: 336. [7] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج: 2، ص: 17 [8] مكاتيب الرسول، الأحمدي الميانجي، الشيخ علي، ج: 2، ص: 315 [9] اسراء/ 2 «وَآتَیْنَا مُوسَی الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًی لِبَنِی إِسْرَائِیلَ» [10] بقره/40. [11] یونس/84. [12] آل عمران/49 «وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ» [13] صف/6 «وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ» [14] نحل/120 «إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا» [15] بقره/128 «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ» [16] نوح/1 «إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ» [17] الميزان في تفسير القرآن، العلامة الطباطبائي، ج: 2، ص: 143. [18] كمال الدين و تمام النعمة، الشيخ الصدوق، ج: 1، ص: 219 «عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ حَدِيثٌ طَوِيلٌ وَ فِيهِ يَقُولُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: إِنَّ اَلْأَنْبِيَاءَ بُعِثُوا خَاصَّةً وَ عَامَّةً، فَأَمَّا نُوحٌ فَإِنَّهُ أُرْسِلَ إِلَى مَنْ فِي اَلْأَرْضِ بِنُبُوَّةٍ عَامَّةٍ وَ رِسَالَةٍ عَامَّةٍ». [19] راه و راهنماشناسى، مصباح یزدی، ج5، درس 16، ص 410. [20] دانشنامه کلام اسلامی، جمعی از محققین، ج: 1، ص: 93. وضعیت: پاسخدادهشده توسط: تقوی لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر More sharing options...
ارسال های توصیه شده