کارشناس عقائد کریمی 0 ارسال شده در 30 اردیبهشت 1405 کارشناس عقائد اشتراک گذاری ارسال شده در 30 اردیبهشت 1405 آیا شفاعت نوعی تبعیض میان بندگان خدا نیست؟ پاسخ اجمالی: شفاعت با عدل الهی منافات ندارد؛ زیرا شفاعت در منطق اسلام، به معنای دخالتِ بیحساب و بیضابطه در سرنوشت انسان نیست، بلکه جریان یافتن رحمت خداوند از راهی خاص و در چارچوب شرایط معین است. عدل الهی یعنی هر کس بر اساس ایمان، عمل، نیت و شایستگیهایش پاداش یا کیفر ببیند؛ شفاعت هم یکی از راههای تحقق همین نظام است، نه نقض آن. بنابراین شفاعت «تبعیض ناروا» نیست، چون بیقید و شرط در نظر گرفته نشده، بلکه کسانی بهرهمند میشوند که از قبل، پیوندی با ایمان، ولایت و مسیر هدایت داشتهاند. پاسخ تفصیلی: یکی از پرسشهای مهم دربارهی شفاعت این است که اگر خداوند عادل است، چرا باید برخی افراد به واسطهی شفاعت بخشیده شوند، در حالی که دیگران از چنین امتیازی برخوردار نباشند؟ ظاهر این پرسش آن است که شفاعت شاید نوعی تبعیض یا استثنا در قانون الهی باشد. اما با دقت در مفهوم شفاعت روشن میشود که این برداشت ناشی از نادرست فهمیدن ماهیت شفاعت است. در نگاه اسلامی، شفاعت نه به معنای کنار گذاشتن عدالت، بلکه به معنای تجلی رحمت الهی در کنار عدالت است. عدل الهی اقتضا میکند که هیچکس بیجهت و بدون استحقاق، مشمول پاداش یا مجازات نشود. اما باید توجه داشت که استحقاق همیشه به یک معنا و در یک سطح نیست. انسانها از نظر ایمان، عمل، نیت، رابطه با حق و میزان گسست یا پیوندشان با خداوند یکسان نیستند. شفاعت در چنین نظامی برای همه و به صورت مطلق نیست، بلکه برای گروهی است که هنوز رشتهی پیوندشان با خدا کاملاً قطع نشده و در اصلِ ایمان یا در زمینههایی از صلاح و قابلیت، زمینهی رحمت را در خود حفظ کردهاند.[1] از همین رو شفاعت، بخششی کور و بیحساب نیست، بلکه نوعی رسیدگیِ حکیمانه به بندگانی است که هرچند آلودهاند، اما هنوز ظرفیت بازگشت و پاک شدن دارند. از سوی دیگر، شفاعت تنها با اذن خداوند تحقق مییابد.[2] این نکته بسیار مهم است؛ زیرا نشان میدهد که شفیع، مستقل از خدا عمل نمیکند و هیچگونه امتیاز خودسرانهای در کار نیست. در حقیقت، شفاعت همان رحمت الهی است که از مسیر بندگان برگزیدهاش جاری میشود. همانطور که در عالم اسباب، خداوند امور را از راه علتها و واسطهها انجام میدهد،[3] در نظام معنوی نیز شفاعت یکی از اسباب الهی است. بنابراین، وجود واسطه به معنای نفی عدالت نیست؛ بلکه نشانهی نظم، حکمت و گستردگی رحمت خداوند است. اگر گفته شود شفاعت نوعی تبعیض است، باید پاسخ داد که تبعیض ناروا آن است که میان دو فرد کاملاً مساوی، بدون دلیل تفاوت گذاشته شود. اما در شفاعت، چنین مساواتی وجود ندارد. کسانی مشمول شفاعت میشوند که به نحوی در مسیر حق ماندهاند، ایمان را بهکلی از دست ندادهاند، یا دستکم قابلیت بازگشت در آنان باقی است.[4] در مقابل، کسانی که عمداً راه حق را بستهاند، با خدا و حقیقت دشمنی کردهاند، یا هیچ نسبتی با ایمان و هدایت ندارند، اساساً در قلمرو شفاعت قرار نمیگیرند.[5] پس شفاعت امتیاز بیدلیل نیست، بلکه پاسخی متناسب با وضعیت معنوی افراد است. علاوه بر این، شفاعت در منطق دینی خود، نقش تربیتی هم دارد. انسان وقتی بداند که راه بازگشت بسته نیست و رحمت الهی از طریق اولیای او گسترده است، دچار یأس نمیشود و برای اصلاح خود انگیزه پیدا میکند. این امید، اگر درست فهمیده شود، او را به گناه تشویق نمیکند و شخص جری نمی شود، بلکه از سقوط کامل نجات میدهد.[6] بنابراین شفاعت نه تنها مخالف عدالت نیست، بلکه در کنار عدالت، جلوهای از رحمت، حکمت و تربیت الهی است. در جمعبندی میتوان گفت شفاعت هیچ تعارضی با عدل الهی ندارد، زیرا شفاعت قانون را نقض نمیکند، بلکه در چارچوب قانون الهی و با اذن خداوند تحقق مییابد. تبعیض ناروا زمانی است که بدون ملاک و استحقاق، میان افراد تفاوت گذاشته شود؛ حال آنکه شفاعت بر پایهی ایمان، پیوند با حق و قابلیت رحمت الهی است. پس شفاعت نه تنها بیعدالتی نیست، بلکه نشانهی آن است که خداوند در کنار عدالت، باب رحمت را نیز برای بندگان خویش گشوده است. [1] بحارالانوار، العلامه المجلسی، ج8، ص34. [2] همان، ص31. [3] مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، الموسوی السبزواری، السید عبدالاعلی، ج1، ص267. «فإنه تعالى أبى أن تجري الأمور إلّا بأسبابها» [4] الاعتقادات، الشیخ الصدوق، ص66. «اعتقادنا في الشفاعة أنّها لمن ارتضى اللّه دينه من أهل الكبائر و الصغائر...» [5] همان ص 66 «و الشفاعة لا تكون لأهل الشك و الشرك، و لا لأهل الكفر و الجحود، بل تكون للمذنبين من أهل التوحيد». [6] المیزان فی تفسیر القرآن، العلامه الطباطبائی، ج1، ص165. وضعیت: پاسخدادهشده توسط: تقوی لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر More sharing options...
ارسال های توصیه شده