رفتن به مطلب

از چه کسانی می توان استغاثه نمود؟ ملاک و معیار تشخیص در این موضوع چیست؟


ارسال های توصیه شده

  • کارشناس عقائد

پاسخ اجمالی:

استغاثه به معنای طلب یاری در زمان شدت و گرفتاری است. در قرآن، به موارد متعدد استغاثه به خداوند اشاره شده است. از نظر فقهی، استغاثه زمانی صحیح است که فرد توانایی کمک داشته و منع شرعی وجود نداشته باشد. دیدگاه شیعه و برخی اهل سنت، استغاثه به اهل بیت (ع) را جایز و از مصادیق صحیح استغاثه می‌دانند. در نهایت، استغاثه از افراد عادی در امور غیرممکن، تا زمانی که توانایی و عدم منع شرعی وجود داشته باشد، بلامانع است.

پاسخ تفصیلی:

استغاثه در لغت به معنای طلب یاری و نصرت است[1] و در اصطلاح، به درخواست کمک از دیگری گفته می‌شود.[2] نکته‌ای که استغاثه را از مفاهیمی مانند توسل متمایز می‌کند، اختصاص آن به زمان‌های شدت، سختی و گرفتاری است.[3] قرآن کریم نیز این معنا را در موارد متعدد به کار برده است؛ از جمله در سوره انفال که می‌فرماید: «چون برای درخواست یاری، پروردگارتان را خواندید»[4] و در سوره قصص که مردی از بنی‌اسرائیل از موسی (ع) در برابر دشمنش یاری طلبید.[5] بر همین اساس در تعریف دقیق‌تر استغاثه گفته‌اند: «درخواست کمک هنگام غم، اندوه، درد و گرفتاری.» [6]

از نظر فقهی، استغاثه در برخی موارد واجب بیان شده است؛ مانند زمانی که حفظ جان، مال یا ناموس متوقف بر آن باشد.[7] و دو شرط برای آن بعنوان معیار و ملاک بیان شده است:

1. توانایی واقعی فرد برای کمک کردن، لذا دیده می شود که در تقسیم بندی های استغاثه به این موضوع توجه شده است( قدرت فرد بر انجام معجزه یا خارق عادت). [8]

2. نبودن منع شرعی برای این درخواست، همچنانکه استغاثه به بت حرام و شرک دانسته شده است زیرا که مشرکان آنها را متصرف مطلق  و فاعل تام در جهان آفرینش می دانستند.[9]

بنابراین اگر شخصی توان انجام کاری را نداشته باشد، درخواست یاری از او برخلاف حکمت است؛ چنان‌که خداوند نیز در قرآن بیان می‌کند چیزی را بر انسان واجب نمی‌کند که توان انجام آن را ندارد.[10] ملاک دیگر، نبود منع شرعی است؛ برای نمونه، استغاثه از غیر خدا در صورتی که با اعتقاد به مالکیت مستقل امور الهی برای او باشد، شرک و ممنوع است. [11]

همین معیارِ منع شرعی، منشأ اختلاف دیدگاه‌ها شده است. برخی بر این باورند که خواندن مردگان، استغاثه به آنان، یا نذر و قربانی برایشان با نیت تقرب به خدا _بدون اذن الهی_ از مصادیق شرک است.[12] همچنین گفته‌اند درخواست کمک از مردگان یا زندگان در اموری که تنها خدا قادر به انجام آن است، مانند شفا یا رفع گرفتاری، جایز نبوده و از مصادیق شرک اکبر است. [13]

در مقابل، شیعه و بسیاری از اهل سنت معتقدند استغاثه به غیر خدا در هر دو صورت زیر رخ می‌دهد: ۱) از فرد زنده؛ ۲) از کسی که در ظاهر از دنیا رفته، اما روح او زنده است. هیچ‌یک از این دو، ذاتاً شرک نیستند؛[14] زیرا روایات متعددی درباره استغاثه به پیامبر اکرم (ص)، چه در زمان حیات و چه پس از رحلت، وجود دارد. [15]

با توجه به مجموع این مطالب، از کسی می‌توان استغاثه نمود که هم توان کمک داشته باشد و هم درخواست کمک از او با منع شرعی همراه نباشد. بر اساس روایات، اهل بیت (ع)که عالم به «تمام علم الکتاب» دانسته شده‌اند،[16] از قدرت فوق‌العاده‌ای برخوردارند؛ چنان‌که آگاهی از بخشی از آن علم _مانند آنچه در داستان آصف بن برخیا آمده_[17] توان انجام کارهای خارق‌عادت را فراهم می‌سازد. از این رو توانایی کمک از سوی آنان ثابت است. افزون بر این، چون تبعیت از اهل بیت هم‌سنگ تبعیت از قرآن معرفی شده[18] و خود ایشان به استمداد و استغاثه دستور داده‌اند،[19] منعی شرعی نیز برای این کار وجود ندارد؛ بنابراین یکی از موارد صحیح استغاثه، طلب استغاثه از اهل بیت (ع) می باشد.

اما این پرسش مطرح می‌شود که آیا می‌توان در امور دشوار و مشکلاتی که اسباب مادی توان حل آن را ندارند، از هر شخصی مانند یک عالم ربانی، مجتهد یا حتی یک پیرمرد درخواست کمک کرد؟ پاسخ آن است که اصلِ درخواست یاری از دیگران در گرفتاری‌ها، جز در مواردی که شرع آن را ممنوع کرده (مانند توسل به جادوگران)،[20] مانعی ندارد. اما اگر شخص مورد استغاثه توان انجام آن کار را نداشته باشد، این کار بیهوده و بی‌فایده است و در فرهنگ اسلامی کار بیهوده مذموم و یا حداقل مکروه شمرده می‌شود. [21]

در نتیجه، معیار اصلی در استغاثه هم توان واقعی فرد برای یاری و هم نبود منع شرعی است؛ و بر اساس این معیارها، مصادیق صحیح و ناصحیح استغاثه قابل تفکیک‌اند.

 

 

 

[1] ممعجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیة ، عبدالمنعم، محمود عبدالرحمن، ج1، ص150

[2] المفردات في غريب القرآن-دار القلم، الراغب الأصفهاني، ج1، ص617

[3] معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیة، عبدالمنعم، محمود عبدالرحمن،  جلد 1، صفحه 150

[6]  استغاثه و جایگاه شرعی آن، قادری، محمدطاهر، ص21

[7]  فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت،هاشمی شاهرودی، محمود، ج1، ص438

[8] التوسل او الاستغاثة بالارواح المقدسة، سبحانی تبریزی، جعفر، ص22

[9]  منشور جاويد ، سبحانى، شیخ جعفر، ج8، ص361

[11]  منشور جاويد ، سبحانى، شیخ جعفر ، ج1، ص552

[12] توحید عبادی از دیدگاه شیعه و وهابیت، نکویی سامانی، مهدی،ص65

[13] همان، 69

[14] توحید، جمعی از نویسندگان، ص12

[15] صحیح شرح العقیدة الطحاویة، سقاف، حسن بن علی، ص725

[16] الكافي- ط الاسلامية ،  الشيخ الكليني، ج1، ص257

[17] نمل/ 40 «قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ»

[18]  الكافي- ط الاسلامية ،  الشيخ الكليني، ج1، ص287

[19]  بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء ،  العلامة المجلسي  ، ج50، ص267 / البرهان في تفسير القرآن ،  البحراني، السيد هاشم ، ج2، ص617

[20]  بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء، العلامة المجلسي، ج: 59، ص: 300

[21]  بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء، العلامة المجلسي، ج: 21، ص: 74 / ميزان الحكمه،  المحمدي الري شهري، الشيخ محمد، ج10، ص283

وضعیت: پاسخ‌داده‌شده توسط: تقوی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...