کارشناس عقائد کریمی 0 ارسال شده در پنجشنبه در 06:34 کارشناس عقائد اشتراک گذاری ارسال شده در پنجشنبه در 06:34 آیا امام علی (ع) علم غیب دارد؟ پاسخ اجمالی: بر اساس آیات قرآن و روایات معتبر شیعه، علم غیب بهطور ذاتی و نامحدود تنها در اختیار خداوند است. اما خداوند میتواند بخشی از این علم را به بندگان برگزیدهاش (پیامبران و امامان) تعلیم دهد. این آگاهی نه مستقل، بلکه به اذن الهی و در چارچوب رسالت و هدایت انسانها است. حضرت علی (ع) نیز به عنوان وصی پیامبر (ص) و حامل علوم او، از جمله کسانی است که به فرمان خدا از بخشی از غیب آگاه شده است. اخبار غیبی نقلشده از ایشان دربارهی حوادث آینده (مانند حکومت بنیامیه، قیام طبرستان، ظهور فاطمیون و حمله مغول) نشاندهندهی این موهبت الهی است که در راستای مسئولیت رهبری دینی و هدایت امت به ایشان عطا شده است. پاسخ تفصیلی: بر اساس دادههای قرآنی، مسئلۀ «اطلاع برخی از بندگان بر غیب» از جمله مباحث مهم در الهیات اسلامی است. قرآن کریم در چند آیه بهصراحت بیان میکند که علم غیب بالذات از آنِ خداوند است،[1] اما در عین حال، امکان «تفویض و تعلیم» بخشی از این آگاهی به برگزیدگان الهی وجود دارد. آیهٔ « او دانای غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمیکند - مگر آن کس را که به پیامبری برگزیده است که فرشتگان را از پیش رو و پشت سر او میفرستد (تا اسرار وحی را شیاطین به سرقت گوش نربایند)»[2] نشان میدهد که اصلِ آگاهی از غیب مختص خداوند است، اما او میتواند پیامبران مورد رضایت خویش را بر بخشی از غیب آگاه سازد. آیهٔ دیگری نیز همین معنا را تأیید میکند: « و خدا بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه کند. ولی خدا از میان فرستادگانش هر کس را بخواهد [برای آگاه کردن به غیب] برمی گزیند»[3] در سنت حدیثی شیعه، این آیات مبنای مهمی برای تبیین جایگاه معرفتی پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت او تلقی شده است. امام رضا(ع) با استناد به همین آیات، بر این نکته تأکید میکند که پیامبر اکرم(ص) از سوی خداوند بر بخشی از غیب آگاه شده و اهلبیت(ع) وارثان همین علم هستند. [4] بر اساس این روایات، آگاهی آنان از حوادث گذشته و آینده، نه استقلالی، بلکه در چارچوب تعلیم الهی و بهعنوان استمرار رسالت تفسیر میشود. در روایات مربوط به امیرالمؤمنین علی(ع)، این معنا با بیانی روشنتر مطرح شده است. آن حضرت در توصیف تجربۀ خود در کنار پیامبر(ص) میفرماید که نور وحی را مشاهده میکردم، صدای شیطان را هنگام نزول وحی میشنیدم. پیامبر(ص) این تجربه را تأیید کرده و تنها تفاوت میان خود و علی(ع) را «نبوت» دانسته است.[5] در روایت دیگری، پیامبر(ص) هزار باب از دانش معارف مربوط به گذشته و آینده را به علی(ع) آموخته است؛ دانشی که بنا بر نقل، از هر باب آن هزار باب دیگر گشوده میشود [6] وگسترهٔ این علم بهگونهای توصیف شده که شامل آگاهی از حوادث تا روز قیامت است.[7] این گزارشها در ادبیات کلامی شیعه، نه بهعنوان ادعای علم ذاتی برای اولیا، بلکه بهعنوان «تعلیمشده» از سوی خداوند تحلیل میشود؛ علمی که در امتداد رسالت و برای تحقق هدایت الهی به آنان سپرده شده است. بر این اساس، میتوان گفت که از منظر قرآن و روایات شیعی، اصلِ امکان آگاهی برخی از بندگان برگزیده از غیب، امری پذیرفتهشده است؛ و امیرالمؤمنین علی(ع) بهعنوان وصی پیامبر(ص) و حامل علوم او، در شمار این برگزیدگان قرار میگیرد. این تحلیل، چارچوبی الهیاتی فراهم میآورد که در آن، علم غیبِ اولیای الهی نه بهعنوان استقلال معرفتی، بلکه بهعنوان بخشی از نظام تعلیم الهی و استمرار رسالت فهمیده میشود. واینگونه است که در طول حیاط و زندگانی حضرت مواردی ثبت وضبط شده است که گواه بر علم غیب امام است؛ حضرت در بیانی در مورد حکومت بنی امیه فرمودند بنی امیه مهلتی خواهند یافت که در آن می تازند، گرچه در میان خود اختلاف اندازند و سپس کفتارها بر آنان دهان باز کنند و مغلوبشان سازند.[8] در بیان دیگری حضرت در مورد قیام طبرستان فرمودند (و همانا خاندان محمد در طالقان گنجی دارند که اگر خدا بخواهد آن را آشکار خواهد کرد. ادعای او حق است؛ او به اذن خدا قیام خواهد کرد و به دین خدا دعوت خواهد نمود.)[9] اخبار حضرت در مورد تشکیل حکومت فاطمیون در مغرب اسلامی، که حضرت در مورد آنها فرمود: ظهور ميكند صاحب قَيْرَوان كه بدنش لطيف و نرم است و پوستش رقيق و نازك است و داراي نسب پاك و بدون آميزش با غير است، كه از سلاله و نسل كسي كه دربارۀ او بَدا واقع شده و بر روي پيكرش رِدا انداختهاند ميباشد. زيرا كه عبيدالله مهدي بدنش بسيار سفيد بود كه با قرمزي و سرخي آميخته بود و داراي بدني نرم و لطيف بود و اعضاء پيكرشتر و تازه و خرّم بود. و منظور از ذوالبداء اسماعيل بن جعفر بن محمّد است. و او بود كه مُسَجّي' به رِدا بود چون پدرش حضرت صادق (ع) وقتي كه او بمرد بر روي پيكرش رِدَاي خود را كشيد و وجوه و صاحبان مقام و منزلت شيعه را بر او وارد كرد تا او را ببينند و بدانند كه مردهاست و شبهۀ امامت او در نزد ايشان زائل گردد.[10] امیر المومنین در مورد حمله مغول فرمودند، گویا میبینم گروهی را که صورتهایشان چون سپرهای چکشخورده است. لباسهایی از دیباج و حریر میپوشند و آنچنان كشتار و خونريزى دارند كه مجروحان از روى بدن كشتگان حركت مىكنند و فراريان از اسير شدگان كمترند[11] ابن ابی الحدید که خود معاصر حملات مغول است چنین می گوید این خبر غیبی هست که ما با چشم دیدیم و در زمان ما واقع شد. آنها تاتار هستند که از دورترین مناطق مشرق خروج کردند و فعل آنها در طول تاریخ از خلقت آدم (ع) تا آن زمان نظیر و مانندی نداشت.[12] [1] مانند: نمل/62 « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ۚ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ» / انعام/59 «وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ» [2] جن/26-27« عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا» [3] آل عمران/179« وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ» [4] الخرائج و الجرائح، راوندی، قطبالدین، ج۱، ص۳۴۳، تحقیق و نشر:مؤسسة الامام المهدی (علیهالسّلام) الطبعة الاولی، قم، ۱۴۰۹ ق. [5] نهج البلاغة - ط دار الكتاب اللبناني، خطبه 192 (مشهور به قاصعه)، السيد الشريف الرضي، ص301 [6] الخصال ، الشيخ الصدوق، ج2، ص646 [7] بصائر الدرجات، الصفار القمي، محمد بن الحسن ، ص127 [8] نهج البلاغة - ط دار الكتاب اللبناني ، حکمت 464، السيد الشريف الرضي، ص557 [9] الغارات - ط الحديثة، الثقفي الکوفي، ابراهیم،ج2، ص680 [10] همان، ص680 [11] نهج البلاغة - ط دار الكتاب اللبناني، خطبه 128، السيد الشريف الرضي ، ص186 [12] شرح نهج البلاغة، ابن ابي الحديد، ج8، ص218 وضعیت: پاسخدادهشده توسط: تقوی لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر More sharing options...
ارسال های توصیه شده