رفتن به مطلب

علم غیب بر چند قسم تقسیم می شود؟


کریمی

ارسال های توصیه شده

  • کارشناس عقائد

علم غیب بر چند قسم تقسیم می شود؟

 

پاسخ اجمالی:

غیب به معنای آگاهی از امور پنهان است که به دو قسم «غیب مطلق» (مانند ذات پروردگار که از ادراک بشر خارج است) و «غیب اضافی» تقسیم می‌شود. غیب اضافی نیز خود شامل دو بخش است: امور ماوراءالطبیعه (مانند مشاهده فرشتگان توسط پیامبران و اولیاء) و امور طبیعیِ پنهان (مانند حوادث گذشته، آینده و مکان‌های دور).

در خصوص مالکیت علم غیب، آیات قرآن به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته‌ای که علم غیب را منحصر به خداوند می‌دانند، که مراد از آن «علم غیب ذاتی» (علمی که غیرقابل اکتساب و اختصاصی برای خداوند است) می‌باشد؛ و دسته‌ای که علم غیب را برای پیامبران و اولیاء اثبات کرده‌اند، که اشاره به «علم غیب اکتسابی» دارد؛ علمی که توسط خداوند و از طریق وحی یا اسباب دیگر به بندگان خود عطا می‌کند.

پاسخ تفصیلی:

غیب به معنای آگاهی از اموری است که از دایره حواس ما خارج شده‌اند؛ از این‌رو، هنگامی که خورشید از دیدگان ما پنهان می‌شود، گفته می‌شود «غابت الشمس»؛ یعنی خورشید از نظر ما مخفی گشت. در برخی موارد، مراد از غیب، امری است که از دایره ادراک ما بیرون است که خود بر دو قسم تقسیم می‌شود:

اول: غیب مطلق؛ امری که از قلمرو ادراک حسی، عقلی و حتی علم حضوری ما خارج است، همچون کنه ذات پروردگار.

دوم: غیب اضافی؛ امری که برای گروهی پنهان و برای برخی دیگر آشکار است. این امور ممکن است در یک زمان مقیاس‌پذیر باشند؛ مانند وضعیت برخی از کرات آسمانی که در لحظه برای برخی منجمان معلوم و برای دیگران مجهول است. همچنین ممکن است این پنهان بودن در طول زمان ملاحظه شود؛ مانند حوادث گذشته و آینده که برای برخی افراد در زمان حال، «غیب» محسوب می‌شود، در حالی که امور گذشته بر گذشتگان و امور آینده بر آیندگان، غیب نیستند.[1]

از آیات قرآن کریم که بر این موضوع صحه می‌گذارند، می‌توان به آیه شریفه زیر اشاره کرد:

این [حقایق] از خبرهای غیبی است که به تو وحی می‌کنیم؛ و تو هنگامی که آنان قلم‌های خود را [به عنوان قرعه] می‌انداختند تا مشخص شود کدام‌یک سرپرستی مریم را بر عهده می‌گیرد، و نیز زمانی که [بر سر این امر] با یکدیگر اختلاف می‌کردند، نزد آنان نبودی.[2]

در آیات دیگر نیز چنین آمده است:

«این از سرگذشت‌های پرفایده غیبی است که به تو وحی می‌کنیم، و تو هنگامی که آنان در کارشان تصمیم گرفتند و برای انجام آن نیرنگ می‌چیدند، در میان آنان نبودی[3]

«این‌ها از خبرهای غیبی است که ما آن را به تو وحی می‌کنیم؛ نه تو پیش از این آن‌ها را می‌دانستی و نه قوم تو. پس در ابلاغ پیام ما با بهره‌گیری از این خبرها شکیبایی ورز؛ یقیناً فرجام نیک برای پرهیزکاران است[4]

با توجه به مباحث پیشین، باید گفت که غیب اضافی یا نسبی خود به دو بخش تقسیم می‌شود:[5]

قسم اول: مربوط به امور غیبی ماوراءالطبیعه است؛ یعنی غیبی که فراتر از قلمرو ماده و خارج از آن قرار دارد. نمونه‌ی آن فرشتگانی هستند که در زندگی پیامبر(ص) و امام(ع) حاضر و مشهود بودند، اما بسیاری از اطرافیان و نزدیکان ایشان آنان را نمی‌دیدند. مانند زمانی که جبرئیل قرآن را بر قلب پیامبر نازل می‌کرد؛ ایشان جبرئیل را می‌دیدند و صدای او را می‌شنیدند، در حالی که دیگران چنین بینشی نداشتند، مگر افرادی که پیامبر در آن‌ها تصرف می‌کرد یا دارای قدرت روحی بسیار بالایی بودند.

شاهدی روشن بر این ماجرا، فرمایش امیرالمؤمنین(ع) است که فرمودند: «نور وحی و رسالت را می‌دیدم و بوی نبوت و پیغمبری را استشمام می‌کردم. هنگامی که وحی بر پیامبر(ص) نازل می‌شد، صدای شیطان را می‌شنیدم و پرسیدم: ای رسول خدا، این چه صدایی است؟ فرمودند: این شیطان است که از پرستش خود نومید شده است. تو آنچه را من می‌شنوم، می‌شنوی و آنچه را من می‌بینم، می‌بینی؛ مگر اینکه پیامبر نیستی[6]

قسم دوم، غیبِ مربوط به عالم طبیعت است؛ یعنی اموری که اگرچه در عالم طبیعت جریان دارند و ماهیتی مادی و محدود در زمان و مکان دارند، اما به دلیل دوری از قوای ادراکی، قابل مشاهده نیستند. این دسته شامل حوادث گذشته که از دسترس حواس خارج شده‌اند، حوادث آینده، و مکان‌های دوردست می‌شود؛ نمونه‌ای از این نوع غیب، روایتی است که امیرالمؤمنین(ع) در باب قرآن و مساجد آخرالزمان فرمودند: «زمانی بر مردم فرا می‌رسد که از قرآن چیزی باقی نماند، مگر رسم و خط آن؛ و از اسلام چیزی نمانده باشد، جز نامی. مسجدهای آنان از نظر ساختمان آباد و باشکوه است، اما از هدایت تهی و ویران‌اند [7]

مطالبی که بیان شد در مورد انواع غیب بود اما در ارتباط با علم غیب نکته ای که باید به آن پرداخت، این است که در برخی آیات قرآن، علم غیب از غیر خداوند نفی شده، در حالی که در آیات دیگر این علم به اولیاء و انبیاء نسبت داده شده است. برای توضیح این مطلب و جمع‌بندی میان این آیات باید گفت:

آیاتی که علم غیب را انحصاراً متعلق به خداوند می‌دانند، مانند « بگو: در آسمان ها و زمین هیچ کس جز خدا غیب نمی داند، و آنان آگاهی ندارند چه زمانی برانگیخته می شوند »،[8] « و کلیدهای غیب فقط نزد اوست، و کسی آنها را جز او نمی داند[9] و یا حتی بعضی از روایات،[10] مراد از آن‌ها «علم غیب ذاتی» است؛ علمی که نه معطیِ دیگری دارد و نه اکتسابی است و منحصر به ذات پروردگار می‌باشد. [11]

اما در مقابل، آیاتی مانند « [او] دانای غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمی کند؛ مگر پیامبرانی را که [برای آگاه شدن از غیب] برگزیده است » [12]که بر امکان داشتن علم غیب برای غیر خداوند دلالت دارند، مراد از آن «علم غیب اکتسابی» یا به تعبیر دیگر «علم غیب مستفاد» است؛ علمی که از طریق وحی یا سایر اسباب به برخی از مخلوقات عطا می‌شود. در این نوع از علم غیب، نقش خداوند به عنوان بخشنده و معطیِ این دانش، همواره محفوظ و برقرار است. [13]

 

 

 

[1] علم غیب؛ مفهوم لغوی غیب، غرویان، مهدی، کنگره هزاره شیخ مفید، مقالات فارسی، ج72، ص 4.

[2] آل عمران/44 «ذَٰلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ ۚ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ»

[3] یوسف/102

[4] هود/49

[5]بررسی چیستی و ماهیت علم غیب در کلام امام علی (ع)، علی بلاغی-حسن مجیدی، مطالعات معارف حدیثی، زمستان1402 دوره اول شماره4، ص75.

[6] نهج البلاغه، الدشتي، محمد، خطبه 192 (مشهور به قاصعه) ص202

[8] نمل/62 « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ۚ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ»

[9] انعام/59 «وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ»

[10] . نهج البلاغة، الدشتی، محمد، خطبه 128، ص120 / بصائر الدرجات، الصفار، محمد بن الحسن، ص211

[11] أوائل المقالات في المذاهب والمختارات، الشيخ المفيد، ص: 67 / جدال احسن، سبحانى، شیخ جعفر، ص۹۸

[12] جن/26 «عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ»

[13] علم غیب؛ مفهوم لغوی غیب، غرویان، مهدی، کنگره هزاره شیخ مفید، مقالات فارسی، ج72، ص6 / علم غیب آگاهی سوم، سبحانی تبریزی، جعفر،ص63-64 / أوائل المقالات في المذاهب والمختارات، الشيخ المفيد، ص: 313 / جدال احسن، سبحانى، شیخ جعفر، ص 100.

وضعیت: پاسخ‌داده‌شده توسط: تقوی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...