کارشناس عقائد نوری زاده 0 ارسال شده در یکشنبه در 04:48 کارشناس عقائد اشتراک گذاری ارسال شده در یکشنبه در 04:48 دیدگاه اهل سنت در مسأله "بداء" چیست؟ پاسخ اجمالی: مسئله «بداء» از مفاهیم مهم و بحثبرانگیز در الهیات اسلامی است. اهل سنت آن را به معنای لغوی «ظهور پس از خفا» گرفته و بر این اساس به شیعه ایراد وارد کردهاند؛ در حالیکه شیعه این معنا را در مورد خداوند بهطور کامل رد میکند و آن را همانند تعابیری چون «یدالله» یا «وجهالله» مجازی و نیازمند تأویل میداند. در نگاه شیعه، بداء به معنای تغییر در تقدیرات مشروط و جزئی است، نه تغییر در علم ازلی خداوند. شواهد روایی و تفسیری نشان میدهد که اهل سنت نیز در منابع خود مفهومی مشابه را پذیرفتهاند، هرچند از بهکار بردن لفظ «بداء» پرهیز کردهاند. پاسخ تفصیلی: مسئله «بداء» یکی از مفاهیم عمیق و پیچیده در الهیات اسلامی است که همواره مورد بحث و بررسی متکلمان و مفسران قرار گرفته است. این واژه در لغت به معنای «ظهور و آشکار شدن پس از خفا» است.[1] اما در تعریف اصطلاحی آن اختلاف نظر وجود دارد؛ اهل سنت مراد از بداء را همان معنای لغوی آن گرفتهاند و بر اساس همین معنا به شیعه ایراد گرفته و اتهامهایی وارد کردهاند. [2] در حالیکه شیعه به هیچ عنوان معنای لغوی بداء را در مورد خداوند نمیپذیرد و آن را رد میکند. شیعه بر این باور است که معنای لغوی بداء در خداوند راهی ندارد و این لفظ همچون مفاهیمی چون «یدالله»، «وجهالله» و «مکرالله» در معنای حقیقی خود درباره خداوند قابل پذیرش نیستند؛ از اینرو این الفاظ به صورت مجازی در مورد خداوند بهکار رفته و معنای آنها تأویل میشود.[3] لذا باید بیان نمود اهل سنت در شناخت مفهوم بداء نزد شیعه دچار اشتباه شدهاند یا در بدبینانهترین حالت، با وجود آگاهی از حقیقت آن، بداء را بهانهای برای حمله به شیعه قرار دادهاند.[4] این در حالی است که در آثار اهل سنت لفظ بداء به صراحت وجود دارد؛ در روایتی که بخاری در کتاب خود آورده است، چنین آمده: در قوم بنیاسرائیل سه نفر گرفتار سه بیماری مشخص، یعنی پیسی، ناشنوایی و نابینایی شده بودند که در مورد آنان برای خداوند بداء حاصل شد.[5] ابن حجر در شرح این حدیث می گوید اینکه در روایت آمده است «برای خدا بداء حاصل شد» معنای آن این است که خداوند از اول میدانسته است، سپس آن را اظهار نموده است، نه آنکه چیزی بر خداوند مخفی بوده سپس آن را آشکار نموده باشد، زیرا چنین برداشتی در حق خداوند محال است.[6] ابنابیحاتم در تفسیر آیه «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا»[7] روایتی را از ابنعباس نقل میکند که در آن به بداء تصریح شده است: خداوند مردم را میمیراند؛ اگر برای خدا بداء حاصل شود که روح را بگیرد، آن را میگیرد و شخص میمیرد، و یا آن را تا مهلت معین به تأخیر میاندازد، سپس روح را به جایگاه خویش بازمیگرداند.[8] بنا بر این در عمر انسان امکان وقوع بداء وجود دارد. در ذیل تفسیر آیه: «يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ»[9] چنین آمده است: «خداوند هر چه بخواهد محو میکند و هر چه بخواهد ثابت میگرداند، و بر آن میافزاید، و از عمر میکاهد و بر آن میافزاید.» همچنین از ابنعباس روایت شده است: «کتاب دو گونه است؛ کتابی نزد خداوند است که از آن هر چه بخواهد محو میکند و هر چه بخواهد ثابت میگرداند، و کتابی نزد اوست که تغییر نمیپذیرد.»[10] عبارات استفاده شده در این روایات، بیانگر همان مفهومی است که در کتب شیعه به آن پرداخته شده است. مفهوم «بداء» در اینجا نشاندهنده تحقق اراده الهی در زمان مقرر و بر اساس مصالح بندگان است، نه به معنای آشکار شدن چیزی که قبلاً بر خداوند پنهان بوده باشد؛ زیرا چنین تصوری درباره ذات باری تعالی، مطابق آموزههای اسلامی اعم از شیعه و اهل سنت، محال است. به تعبیر دیگر، مفهوم «بداء» در الهیات اسلامی به معنای تغییر و تحول در تقدیرات مشروط است. این تغییر میتواند در عمر انسان رخ دهد؛ به این معنا که مقرر بوده فرد در زمان معینی از دنیا برود، اما بر اساس مصالحی الهی این زمان تغییر میکند. همچنین ممکن است در رزق و روزی تحقق یابد؛ به این معنا که فردی در تقدیر اولیه تا پایان عمر فقیر باشد، ولی به سبب تحقق مصالحی الهی، وضعیت او دگرگون شده و ثروتمند گردد. برای آنکه این دیدگاه به معنای نقص در علم الهی تلقی نشود، باید توجه داشت که علم خداوند در دو مرتبه تبیین شده است: نخست « محو و اثبات» که در آن تغییر و تبدیل در تقدیرات جزئی رخ میدهد، و دوم «لوح محفوظ» که حقیقتی ثابت و غیرقابل تغییر است. تمامی آنچه در علم محو و اثبات دستخوش تغییر میشود، در لوح محفوظ نیز به نحو جامع و کامل موجود است. بدین ترتیب، تغییرات در تقدیرات جزئی هیچگونه خللی در علم مطلق و ازلی خداوند ایجاد نمیکند، بلکه بیانگر مراتب و سطوح مختلف علم الهی است و نشان میدهد که تغییر در تقدیرات، نه به معنای جهل یا نقص در علم خداوند، بلکه به معنای تحقق اراده الهی در سطوح متفاوت علم و تقدیر است. [1] قاموس المحیط، الفیروزآبادی، مجد الدین، ج4، ص302 / الصحاح تاج اللغه وصحاح العربیه، الجوهری، ابونصر، ج6، ص2278 / معجم مقاییس اللغه، ابن فارسی، ج1، ص212 [2] أصول مذهب الشيعة الإمامية الإثني عشرية - عرض ونقد ، القفاري، ناصر،ج2، ص938 / التفسیر الکبیر، الرازی، فخر الدین، ج19، ص52 / الفصول فی الاصول، الجصاص، ج2، ص200. [3] دانشنامه جهان اسلام ، بنیاد دائرة المعارف اسلامی ، ج1، ص677 [4] كتاب بذل المجهود في إثبات مشابهة الرافضة لليهود ، الجمیلی، عبدالله ، ج1، ص329 [5] صحيح البخاري، البخاري ، ج4،ص171 [6] فتح الباري ، العسقلاني، ابن حجر ، ج6، ص502 [7] زمر/42 [8] تفسير ابن ابي حاتم محققا ، الرازي، ابن أبي حاتم ، ج10، ص3252 [9] رعد/39 [10] تفسير ابن كثير - ط العلمية ، ابن كثير، ج4، ص404 وضعیت: پاسخدادهشده توسط: تقوی لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر More sharing options...
ارسال های توصیه شده