رفتن به مطلب

امام جواد (ع) کیست و در معرفی او چه باید گفت؟


ارسال های توصیه شده

  • کارشناس عقائد

امام جواد (ع) کیست و در معرفی او چه باید گفت؟

پاسخ اجمالی:

امام محمد تقی (ع)، معروف به امام جواد، نهمین امام شیعیان است که در سال ۱۹۵ هجری قمری در مدینه متولد شد و در سن کودکی به امامت رسید. ایشان با علم، سخاوت و مناظرات علمی برجسته، جایگاه ویژه‌ای در میان مسلمانان یافتند. امام جواد (ع) در برابر انحرافات فکری و فرقه‌های گمراه، موضع‌گیری‌های قاطع داشتند و از آموزه‌های اصیل شیعه دفاع کردند. ایشان در دوران حکومت عباسی، تحت نظر و فشار سیاسی بودند و در ۲۵ سالگی به‌دست معتصم عباسی به شهادت رسیدند. پیکر مطهرشان در کاظمین، کنار قبر امام موسی کاظم (ع)، به خاک سپرده شد.

پاسخ تفصیلی:

امام جواد (ع) در سال ۱۹۵ هجری در مدینه متولد شدند؛[1] درباره تاریخ دقیق تولد ایشان میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی از علمای بزرگ شیعه، مانند شیخ کلینی، شیخ مفید و شیخ طوسی، تولد امام جواد (ع) را در ماه مبارک رمضان دانسته‌اند؛[2] اما در کتاب المصباح روایتی از حسین بن روح نوبختی نایب خاص امام زمان (عج) نقل شده که ولادت آن حضرت را در دهم ماه رجب می‌داند. [3]

امام جواد (ع) از همان دوران کودکی، نزد خانواده امام رضا (ع) و شیعیان، فرزندی پربرکت و مبارک شناخته می‌شد؛ ابویحیی صنعانی، یکی از راویان مشهور، چنین نقل می کند، روزی امام رضا (ع)، فرزندشان ابو جعفر (امام جواد) را به مردم نشان دادند و فرمودند: «این فرزند، برکتی بزرگ برای شیعیان ماست و هیچ‌کس مانند او به دنیا نیامده است.»[4]

امام رضا (ع) در دوران امامت خود با چالش هایی روبرو بودند، سن ایشان بالا رفته بود و هنوز فرزندی نداشتند؛ این موضوع باعث شد گروهی به نام «واقفیه» امامت ایشان را انکار کنند و بگویند که ایشان عقیم هستند و نمی‌توانند امام باشند؛ در گزارشی آمده است که یکی از رهبران واقفیه به نام ابن قیامای واسطی، به امام رضا (ع) گفت: “شما چگونه امام هستید، در حالی که فرزندی ندارید؟” امام رضا (ع) در پاسخ فرمودند: “تو از کجا می‌دانی که من فرزندی ندارم؟ به خدا قسم، روزها و شب‌ها نمی‌گذرند مگر اینکه خداوند پسری به من عطا کند که حق و باطل را از هم جدا سازد. [5]

این مسائل به شدت موجب نگرانی شیعیان شد تا جایی که این نگرانی خود را در محضر حضرت رضا (ع) بروز می دادند  و به حضرت عرض می کردند «از خدا بخواهيد كه فرزندى نصيبتان فرمايد.» و گاهی نیز به حضرت می گفتند  آيا امامت در عمو، يا دايى و يا برادر تحقق پ     يدا مى‌كند؟ امام (ع) مى‌فرمود: خير؛ آنان با ناباورى مى‌گفتند: پس در چه كسى محقق مى‌شود؟ مى‌فرمود: در فرزندم![6]

مادر امام محمد تقی (ع) به نام‌های مختلفی شناخته شده است؛ برخی او را «سبیکه» و برخی دیگر «خیزران» می‌نامند؛ او از خانواده ماریه قبطیه، کنیز رسول خدا (ص) و اهل نوبه (نقطه‌ای در آفریقا نزدیک مصر) بوده است؛ در برخی منابع، نام او «ریحانه» نیز ذکر شده او را خیزران نیز خوانده اند؛[7] امام موسی بن جعفر (ع) به یزید بن سلیط می‌فرمایند که اگر ممکن است، سلامشان را به مادر امام محمد تقی (ع) برساند و تأکید می‌کنند که او از بستگان ماریه قبطیه است؛[8] این موضوع نشان‌دهنده مقام و رتبه والای این بانو در تاریخ اسلام است.

امام محمد بن علی (ع) به‌عنوان یکی از شخصیت‌های برجسته تاریخ اسلام، مشهورترین لقبش «جواد» است؛ این لقب به معنای سخاوت اوست و در کنار آن، القاب دیگری نظیر «تقی»، «زکی»، «مرتضی»، «قانع»، «رضی»، «مختار»، «متوکل» و «منتجب» نیز برای آن حضرت ذکر شده است که هر یک نمایان‌گر ویژگی‌ها و فضائل خاص ایشان هستند؛کنیه این بزرگوار «ابوجعفر» است البته ابوعلی نیز گفته شده است،[9] امّا در منابع تاریخی به‌ طور معمول به عنوان «ابوجعفر ثانی» شناخته می‌شود؛[10] این نام‌گذاری به منظور جلوگیری از اشتباه با «ابوجعفر اول»، یعنی امام باقر (ع) صورت گرفته است.[11]

دلایل امامت امام جواد (ع) مانند دیگر امامان معصوم، شامل نصوص عمومی و خاصی است که از پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) به ‌ویژه امام رضا (ع) نقل شده است؛ در منابع حدیثی شیعه، احادیث و نصوص صریحی وجود دارد که به تصریح امام رضا (ع) درباره امامت امام جواد (ع) اشاره می‌کند.[12]

امام جواد (ع) دارای دو همسر بود؛ همسر اول او، ام الفضل، دختر مأمون بود[13] که به عنوان جاسوس در خانه آن حضرت فعالیت می‌کرد؛ همسر دوم ایشان، سمانه خاتون نام داشت که مادر تمام فرزندان امام جواد (ع) بود.[14]

بر اساس نقل شیخ مفید، امام جواد (ع) چهار فرزند به نام‌های علی، موسی، فاطمه و امامه داشت؛[15] همچنین در برخی دیگر از منابع به نام‌های خدیجه، حکیمه و ام‌کلثوم، ابو احمد الحسین و ابو موسی عمران اشاره شده است؛[16]رابطه امام جواد (ع) با ام الفضل چندان گرم نبود و او به قدری ناراضی بود که در نامه‌ای به پدرش از کنیز گرفتن امام شکایت کرد؛ اما مأمون به شکایت او توجه نکرد و او را از ادامه شکایت منع کرد؛[17] برخی بر این باورند که همین موضوع می‌تواند دلیل مسموم شدن امام جواد (ع) به دست ام الفضل باشد؛ پس از وفات امام، ام الفضل به حرم معتصم عباسی پیوست[18]، از این دو همسر، تنها سمانه خاتون فرزندان امام را به دنیا آورد و امام جواد (ع) از ام الفضل فرزندی نداشت.[19]

در دوران امام جواد (ع)، فرقه‌های مختلفی در میان مسلمانان وجود داشتند که برخی از آن‌ها با اصول شیعه در تضاد بودند؛ اهل حدیث، به عنوان مجسّمی‌مذهب، خداوند را جسم می‌پنداشتند؛ امام جواد (ع) به شیعیان هشدار می‌دادند که نباید پشت سر کسانی که خدا را جسم می‌دانند نماز بخوانند و زکات خود را به آنان بپردازند.[20]

یکی دیگر از فرقه‌های انحرافی، واقفیه بودند که پس از شهادت امام کاظم (ع) بر آن حضرت توقف کردند و امامت فرزندش، امام رضا (ع) را نپذیرفتند؛ وقتی از امام جواد (ع) در مورد نماز خواندن پشت سر افرادی که واقفی مذهب بودند سؤال شد، ایشان شیعیان را از این کار نهی کردند.[21]

دشمنی زیدیه با امامیه و انتقادهای آن‌ها از امامان (ع) باعث شد که ائمه در برابر آن‌ها موضع‌گیری تندی داشته باشند؛ امام جواد (ع) در یکی از روایات خود، واقفیه و زیدیه را مصداق آیۀ «وجوه یومئذ خاشعة عاملة ناصبة» دانسته و آن‌ها را در کنار ناصبی‌ها قرار دادند.[22]

غلات نیز به عنوان یکی دیگر از فرقه‌های خطرناک شناخته می‌شدند که به بدنام کردن شیعه و جعل روایت به نام امامان (ع) می‌پرداختند؛ امام جواد (ع) به طور خاص در مورد ابو الخطاب، یکی از سران غلات، فرمودند: «لعنت خدا بر ابو الخطاب و اصحاب او و کسانی که در مورد لعن او تردید کنند.» ایشان همچنین به ابو الغمر جعفر بن واقد و هاشم بن ابی هاشم اشاره کردند و آن‌ها را در ردیف ابو الخطاب دانستند، چرا که از نام ائمه (ع) برای سوءاستفاده از مردم بهره‌برداری می‌کردند.[23]

امام جواد (ع) حتی در مورد افراد گمراهی مثل ابو المهری و ابن ابی الزرقاء که ادعا می‌کردند نماینده امامان هستند، بسیار قاطع عمل کردند و دستور به قتل آن‌ها دادند؛[24] این اقدام جدی امام به این دلیل بود که این افراد نقش خطرناکی در منحرف کردن شیعیان داشتند؛ امام جواد (ع) همیشه در تلاش بودند تا از آموزه‌های اصیل شیعه محافظت کرده و با هرگونه انحراف مقابله کنند.

یکی از مناظرات مهم و تاریخی امام محمد تقی (ع) در دوران مأمون عباسی، مناظره‌ای با یحیی بن اکثم، فقیه دربار عباسی، بود. این مناظره به دلیل اعتراض سران عباسی به ازدواج امام با ام الفضل دختر مأمون ترتیب داده شد؛ مأمون، به منظور اثبات درستی تصمیم خود، به آن‌ها پیشنهاد کرد که امام جواد (ع) را بیازمایند.[25]

در این جلسه مناظره، یحیی بن اکثم ابتدا مسئله‌ای فقهی درباره شخص مُحرِمی که حیوانی را شکار کرده، مطرح کرد. امام جواد (ع) با بیان وجوه مختلف مسئله، از یحیی پرسید که منظورش کدام وجه است؛ یحیی در پاسخ درماند و در نهایت امام جواد (ع) خود به تبیین و پاسخ‌گویی به مسئله پرداخت. درباریان و علمای عباسی پس از شنیدن پاسخ‌های امام، بر تبحر و علم او در فقه اعتراف کردند؛ مأمون پس از این مناظره، از خداوند شکرگزاری کرد و تصریح نمود که فضیلت این خاندان بر دیگران روشن است و سن کم امام مانع از کمالات او نمی‌شود.[26]

 امام جواد (ع) در مجلسی دیگر با حضور مأمون و فقها، درباره فضایل ابوبکر و عمر با یحیی بن اکثم مناظره کرد؛ یحیی به امام گفت که جبرئیل از طرف خدا به پیامبر (ص) گفت از ابوبکر سؤال کن آیا او از من راضی است؟ امام در پاسخ فرمود که من منکر فضیلت ابوبکر نیستم، اما باید به احادیث دیگر نیز توجه کرد و در نهایت اشاره کرد که این حدیث با قرآن سازگار نیست؛ امام به آیه «وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» اشاره کرد و پرسید آیا خداوند از راضی بودن یا نبودن ابوبکر آگاه نبود که باید از او بپرسد؟پس از آن، یحیی درباره روایتی دیگر سؤال کرد که می‌گفت ابوبکر و عمر در زمین همانند جبرئیل و میکائیل در آسمان هستند؛ امام جواد (ع) پاسخ داد که محتوای این روایت صحیح نیست، زیرا جبرئیل و میکائیل همواره بندگی خدا را کرده و هیچ‌گاه مرتکب گناه نشده‌اند، در حالی که ابوبکر و عمر سال‌ها قبل از اسلام مشرک بودند.[27]

در زمان سکونت امام جواد (ع) در بغداد، مسئله دیگری نیز مورد بحث بود: قطع دست دزد؛ اختلافی میان فقهای اهل‌سنت وجود داشت که آیا باید دست دزد از مچ قطع شود یا از آرنج؛ معتصم از امام جواد (ع) خواست تا نظر خود را بیان کند؛ امام ابتدا از پاسخ اجتناب کرد و خواست تا خلیفه عباسی او را از دخالت در این امر معاف کند، اما با اصرار خلیفه، فرمودند که فقط انگشتان دزد باید قطع شود و بقیه دست باقی بماند؛ ایشان دلیل خود را به آیه‌ای از قرآن نسبت دادند و معتصم این پاسخ را پسندید و دستور داد تا انگشتان دزد را قطع کنند.[28]

امام محمد تقی (ع) در دوران حکومت عباسی، دو بار به بغداد احضار شد؛[29] سفر اول او در زمان مأمون کوتاه بود، اما بار دوم در ۲۸ محرم سال ۲۲۰ هجری قمری به دستور معتصم عباسی وارد بغداد شد و در همان سال، در آخر ذی‌القعده یا اوایل ذی‌الحجه به شهادت رسید؛ سن امام هنگام شهادت ۲۵ سال بود و او جوان‌ترین امام شیعیان به شمار می‌رفت؛ پیکر پاک او در کنار جدش، موسی بن جعفر (ع)، در مقبره قریش در کاظمین به خاک سپرده شد.[30]

 

 

 

[1] جلاء العیون، مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، ص959

[2] الكافي، الشيخ الكليني، ج1، ص492 - الإرشاد، الشيخ المفيد، ج2، ص273 - تهذيب الأحكام، شيخ الطائفة، ج6، ص90

[3]المصباح، الكفعمي العاملي، الشيخ ابراهيم، ص 530 

[4]  الكافي، الشيخ الكليني، ج1، ص321

[5] عيون أخبار الرضا(ع)، الشيخ الصدوق، ج2، ص209

[6]  الكافي، الشيخ الكليني، ج1، ص286

[7] همان، ص492

[8]  موسوعة الإمام الجواد(ع)، الشيخ أبو القاسم الخزعلي،  ج1، ص35 

[9]  مناقب آل أبي طالب، ابن شهرآشوب، ج4، ص379

[10] الكافي، الشيخ الكليني، ج1، ص82 

[11]كشف الغمة في معرفة الأئمة،  المحدث الإربلي، ج2، ص857

[12] الکافی، الشيخ الكليني، ج1، ص320

[13] الارشاد،شیخ مفید، ج2، ص285

[14]منتهی الامال،  قمی، عباس، ج2، 569

[15] الارشاد، شیخ مفید، ج2، ص295

[16] منتهی الامال، قمی، عباس، ج2، ص569

[17] مناقب آل أبي طالب، ابن شهرآشوب،ج4، ص382

[18]وفيات الأعيان،  ابن خلكان،  ج4، ص175

[19]منتهی الامال،  قمی، عباس، ج2، ص569

[20] تهذيب الأحكام، شيخ الطائفة، ج3، ص283

[21] من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج1، ص379

[23] همان، ص528

[24] همان، ص529 

[25] اثبات الوصية، المسعودي، علي بن الحسين، ص223

[26] بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج50، ص78

[27] الإحتجاج، الطبرسي، أبو منصور، ج2، ص446

[28]تفسير العيّاشي،  العياشي، محمد بن مسعود، ج1، ص319

[29] مناقب آل أبي طالب، ابن شهرآشوب، ج4، ص380

[30] الارشاد، شیخ مفید، ج2، ص295

وضعیت: پاسخ‌داده‌شده توسط: تقوی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...