رفتن به مطلب

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای 'قطره' .

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • فهرست موضوعات احکام
    • احکام طهارت
    • احکام بانوان
    • احکام نماز
    • احکام روزه
    • خمس و زکات
    • احکام حجّ
    • احکام معاملات
    • ازدواج و طلاق
    • سایر موضوعات
  • فهرست موضوعات عقائد
    • توحید و شرک
    • نبوت
    • امامت
    • معاد
    • قرآن
    • شیعه‌شناسی
  • آرشیو
    • آموزش احکام
    • بایگانی
    • متون اقتباسی دانشنامه

وبلاگ‌ها

  • توضیح المسائل
  • رساله جامع (قدیم)
  • احکام بانوان ساده
  • المسائل المنتخبة
  • منهاج الصالحین
  • مناسک حج و ملحقات
  • مناسک الحج و ملحقاتها
  • العروة الوثقی

دسته ها

  • اپلیکیشن و برنامه‌ها
  • کتاب‌های فقهی
    • کتاب‌های عربی
    • کتاب‌های فارسی
  • کتابچه‌های المصباح

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


سایت


رزومه

  1. عزاداری اهل بیت امام حسین(ع) اضطرار یا سنت مشروع؟ پاسخ اجمالی: عزاداری شدید اهل بیت(ع) در مصیبت امام حسین(ع) مانند گریبان چاک دادن، لطمه زدن، فریاد و ضجه نه‌تنها واکنشی اضطراری نبوده، بلکه سنتی مشروع، مستحب و مأجور است. روایات معتبر، سیره اهل بیت(ع)، و فتاوای فقهای شیعه همگی بر جواز و فضیلت این اعمال دلالت دارند. جزع در مصیبت سیدالشهدا(ع) از دایره کراهت خارج شده و به‌عنوان عبادتی الهی و شعائری ولایی شناخته می‌شود. این عزاداری‌ها، تجلی معرفت، محبت و تعظیم شعائر الهی‌اند، نه صرفاً واکنش‌های احساسی یا اضطراری. پاسخ تفصیلی: عاشورا، نقطه اوج مظلومیت و تجلی‌گاه بلندترین مراتب عشق و ایثار در تاریخ اسلام است. در این واقعه، نه‌تنها امام حسین(ع) و یارانش به شهادت رسیدند، بلکه اهل بیت ایشان نیز در مصیبت و اسارت، صحنه‌هایی از حزن و اندوه را رقم زدند که تا ابد در دل تاریخ باقی مانده است. یکی از پرسش‌های مطرح در این زمینه آن است که آیا عزاداری شدید اهل بیت(ع) مانند گریبان چاک دادن، لطمه زدن، فریاد و ضجه تنها واکنشی اضطراری بوده یا سنتی مشروع و قابل اقتدا برای شیعیان؟ در این نوشتار، با استناد به روایات معتبر، تحلیل لغوی و عرفی، سیره اهل بیت(ع)، و فتاوای فقها، نشان خواهیم داد که عزاداری شدید برای امام حسین(ع) نه‌تنها جایز، بلکه مستحب و مأجور است، و از شعائر الهی به شمار می‌رود. بررسی روایات عام درباره مشروعیت جزع برای ورود به بحث، نخست باید به دسته‌ای از روایات اشاره کنیم که به‌طور کلی بر جواز و استحباب جزع و گریه در مصیبت اهل البیت (ع) دلالت دارند. این روایات، اصل عزاداری را از دایره کراهت خارج کرده و آن را عبادتی مأجور معرفی می‌کنند. از جمله، امیرالمؤمنین(ع) در کنار قبر پیامبر(ص) فرمودند: صبر در همه جا زیباست مگر بر مصیبت شما، و جزع در همه جا ناپسند است مگر بر شما.[1] امام صادق(ع) نیز می‌فرمایند: هرگونه جزع و گریه مکروه است، مگر در مصیبت امام حسین(ع).[2] این روایات نشان می‌دهند که مصائب اهل بیت(ع) از جنس مصائب عادی نیستند؛ بلکه عزاداری بر آنان، خود عبادتی است که انسان را به مقام قرب می‌رساند. روایات خاص در تأیید لطمه، گریبان چاک دادن و فریاد پس از بررسی روایات کلی، اکنون به دسته‌ای از روایات خاص می‌پردازیم که به‌صورت موردی، اعمالی چون لطمه زدن، گریبان چاک دادن، فریاد و ضجه را تأیید می‌کنند. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: زنان فاطمی در کربلا گریبان چاک دادند و بر صورت لطمه زدند، و بر مانند حسین(ع) باید چنین کرد.[3] در زیارت ناحیه مقدسه نیز آمده است: بانوان با صورت‌های آشکار، بر گونه‌ها لطمه می‌زدند و با صدای بلند فریاد می‌زدند.[4] حتی حوریان بهشتی و ملائکه نیز در مصیبت امام حسین(ع) ضجه و فریاد می‌زنند. در زیارت آمده: «اللهم انی استشفع الیک بالملائکه الذین یضجون علیه و یبکون و یصرخون»[5] و در حدیثی از پیامبر(ص) نقل شده: «فاطمه(س) در قیامت، با دیدن بدن بی‌سر حسین(ع) چنان فریادی می‌زند که همه موجودات به گریه می‌افتند.»[6] تحلیل لغوی و عرفی جزع از معنا تا مصداق برای فهم دقیق‌تر این روایات، لازم است به مفهوم جزع در لغت و عرف بپردازیم. جزع در لغت به معنای بی‌تابی است، و در عرف، هر عملی که نشانه بی‌تابی باشد از گریه شدید تا فریاد، لطمه، چاک دادن گریبان، و حتی خون گریه کردن جزع محسوب می‌شود. امام باقر(ع) در تعریف جزع می‌فرمایند: شدیدترین جزع، فریاد بلند، لطمه به صورت و سینه، و کندن مو است.[7] در قرآن نیز مصادیقی از جزع آمده است، مانند نابینا شدن حضرت یعقوب(ع) در فراق یوسف.[8] سیره اهل بیت(ع) در عزاداری اکنون که مشروعیت جزع روشن شد، نوبت به بررسی سیره عملی اهل بیت(ع) در عزاداری می‌رسد. این سیره، نه‌تنها تأیید نظری، بلکه الگویی عملی برای شیعیان است. ابو هارون مکفوف می‌گوید: «وقتی شعر خواندم، حضرت صادق(ع) گریستند و سپس صدای فریاد و ناله از زنان خانه بلند شد.»[9] در موارد متعدد، امامان به شاعرها دستور می‌دادند شعر بخوانند تا اهل خانه گریه و فریاد کنند. در موردی، ام فروه دختر امام صادق(ع) چنان فریاد زد که صدای آن در شهر پیچید.[10] امام حسن عسکری(ع) در تشییع پدرشان امام هادی(ع)، گریبان چاک زدند و در پاسخ به اعتراض فرمودند: «یا احمق، قد شق موسی علی هارون» ای احمق، حضرت موسی نیز برای هارون چنین کرد.[11] فتاوای معتبر درباره عزاداری شدید فقهای بزرگ شیعه، با استناد به همین روایات، عزاداری شدید را نه‌تنها جایز، بلکه مستحب دانسته‌اند: صاحب جواهر(ره): جزع در مصیبت امام حسین(ع) از حرمت استثناء شده است.[12] آیت‌الله نائینی(ره): لطمه زدن تا حد سرخی یا خون‌آمدن اشکال ندارد.[13] آیت‌الله تبریزی(ره): لطم‌زنی، هرچند از روی اندوه شدید برای حسین (علیه‌السلام) باشد، از شعائر مستحب است؛ زیرا تحت عنوان «جزع» قرار می‌گیرد که روایات معتبر بر رجحان آن دلالت دارند، حتی اگر گاهی منجر به خون‌آلودگی یا سیاه‌شدن سینه شود. همچنین هیچ دلیلی بر حرمت هرگونه آسیب رساندن به بدن وجود ندارد، مگر آن‌که به حد «جنایت بر نفس» برسد، به گونه‌ای که ظلم به نفس محسوب شود. علاوه بر این، اینکه روش عزاداری به زعم آنان «متمدنانه» باشد یا نه، ملاک حرمت یا اباحت نیست و در مقام استدلال ارزشی ندارد.[14] این فتاوا، نه‌تنها مشروعیت عزاداری را تثبیت می‌کنند، بلکه نشان می‌دهند که این اعمال، بخشی از هویت شیعی و شعائر الهی هستند. نتیجه‌گیری عزاداری شدید برای امام حسین(ع) از گریه و جزع تا لطمه، فریاد، گریبان چاک دادن و ضجه—نه‌تنها جایز، بلکه مستحب و مأجور است. این اعمال، نه از روی اضطرار، بلکه از روی معرفت، محبت و مواسات با اهل بیت(ع) انجام می‌شود. سیره اهل بیت(ع)، تأیید ائمه(ع)، و فتاوای فقها، همگی بر مشروعیت و فضیلت این نوع عزاداری دلالت دارند. در حقیقت، عزاداری بر سیدالشهدا(ع) نه‌تنها واکنشی عاطفی، بلکه تجلی معرفت، ولایتمداری و تعظیم شعائر الهی است. هر قطره اشک، هر فریاد، و هر لطمه، پژواکی از عشق به حقیقت و نفرت از ظلم است. و چه زیبا گفت آن شاعر: از سرزنش مدعیانم چه ملال است دیوانگی کوی حسین، عین کمال است. [1] «ان الصبر لجمیل الا عنک، و ان الجزع لقبیح الا علیک» - نهج البلاغه، حکمت292، ص362. [2] «کل الجزع والبكاء مكروه ما خلا الجزع والبكاء لقتل الحسين عليه السلام» - وسائل الشیعه، الشیخ حر العاملی، ج10، ص395. [3] «قد شققن الجیوب، و لطمن الخدود الفاطمیات علی الحسین بن علی، و علی مثله یُشَق الجیب و یُلطَم الخد» - تهذیب الاحکام، الشیخ الطوسی، ج8، ص325. [4] «علی الخدود لاطمات، للوجوه سافرات، و بالعویل داعیات» - بحار الانوار، العلامه المجلسی، ج101، ص322. [5] کامل الزیارات، ابن قولویه القمی، ص241. [6] بحار الأنوار، العلامة المجلسی، ج7، ص127. [7] «أشد الجزع، الصراخ بالویل و العویل، و لطم الوجه و الصدور، و جز الشعر» - الکافی، الشیخ الکلینی، ج3، 222. [8] یوسف/84 «وَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَىٰ عَلَىٰ يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ». [9] کامل الزیارات، ابن قولویه القمی، ص111. [10] الکافی، الشیخ الکلینی، ج8، ص216. [11] وسائل الشیعه، الشیخ حر العاملی، ج2، ص917. [12] جواهر الکلام، النجفی الجواهری، الشیخ محمد حسن،َ ج4، ص371. [13] فتوی العلماء الأعلام فی تشجیع الشعائر الحسینیة، ص5. [14] الأنوار الإلهیة فی المسائل العقائدیة، التبریزی، المیرزا جواد، ص.195
  2. سلام علیکم ایا ریختن دارو درچشم مبطل روزه است
  3. تعریف بدعت چیست و مفهوم آن در عزاداری چگونه نمایان می شود؟ پاسخ اجمالی: بدعت از نگاه فقهای شیعه، به معنای افزودن یا کاستن از آموزه‌های دین و نسبت دادن آن به دین است؛ به‌ویژه اگر در مورد آن نه نصّ خاصی موجود باشد و نه مشمول عمومات شرعی گردد؛ اما عزاداری برای امام حسین(ع) نه تنها مشمول نصوص و عمومات معتبر دینی است، بلکه به‌عنوان یکی از مصادیق شعائر الهی و ابراز مودّت نسبت به اهل بیت (ع)، جایگاهی مشروع و مقدس دارد؛ بنابراین هر نوع سوگواری که ریشه در نصوص و عرف معقول داشته باشد، نه‌تنها بدعت شمرده نمی‌شود، بلکه مورد تأیید شرع نیز هست. پاسخ تفصیلی: مفهوم «بدعت» همواره از چالش‌های اساسی در فهم دین بوده و فقها و محدثان شیعه تعاریف متعددی برای آن ارائه کرده‌اند. سید مرتضی، بدعت را هرگونه افزودن یا کاستن از دین با انتساب به آن می‌داند[1]، در حالی که علامه مجلسی آن را عملی نوظهور پس از پیامبر (ص) معرفی می‌کند که نه دلیلی خاص از شرع برای آن وجود دارد و نه تحت قواعد کلی دین قرار می‌گیرد. [2] با در نظر گرفتن این معیارها، می‌توان به این نتیجه رسید که اعمال پور شور در عزاداری امام حسین (ع) که ممکن است امروزه مورد اشکال قرار بگیرد و از مصادیق بدعت دانسته شود با تکیه بر دلایل روشن و قواعد جامع دینی، نه تنها بدعت نیست، بلکه عملی مشروع و مقبول شمرده می‌شود. از این منظر، هر آنچه در چارچوب این دو معیار (دلایل خاص و قواعد کلی) قرار گیرد، بخشی از عزاداری صحیح محسوب می‌شود و فاقد هرگونه اشکال است؛ اما خروج از این چارچوب‌ها می‌تواند یک عمل را در معرض اتهام بدعت قرار دهد. یکی از محوری‌ترین دلایل مشروعیت اعمال پور شور در عزاداری، روایات متعددی است که بر جواز، و حتی استحباب، ابراز بی‌تابی و حزن شدید در سوگ حضرت سیدالشهدا (ع) تأکید دارند. این روایات، خط بطلانی بر هرگونه برداشت سطحی از مفهوم صبر در مصیبت می‌کشند. امام صادق (ع) در حدیثی گران‌بها تصریح می‌کنند که در تمام مصائب، بی‌صبری، بی‌تابی و گریه شدید ناپسند است، «مگر در مصیبت امام حسین (ع)». [3] واژه «جزع» که اهل لغت آن را به «بی‌صبری شدید و گسستن از صبر» معنا کرده‌اند، [4] دقیقاً همین معنا را می‌رساند. لذا در عرف عزاداری، هر رفتاری که نشانگر بی‌تابی عمیق در سوگ آن حضرت باشد، نه تنها مذموم نیست، بلکه به عنوان نمادی از عزاداری مشروع قلمداد می‌شود. این تایید نه تنها در کلام، بلکه در عمل ائمه نیز مشهود است. امام صادق (ع) خطاب به مسمع بن عبدالملک می‌فرمایند: «خداوند تو را رحمت کند و پاداش گریه‌هایت را عطا فرماید، تو از جمله کسانی هستی که برای ما “جزع” می‌کنند.» [5]. این سخن، مهر تأییدی است بر جایز بودن بی‌تابی و گریه در عزای اهل بیت (ع) و نشان‌دهنده آن است که این اعمال مورد دعا و تأیید امام معصوم (ع) بوده‌اند. حتی شدیدترین مظاهر جزع نیز مورد اشاره ائمه قرار گرفته است. امام باقر (ع) درباره اوج بی‌تابی می‌فرمایند: «شدیدترین جزع شامل فریادهای “ویل” و “عویل”، لطمه زدن بر صورت و سینه، و کندن موهاست.» [6] این موارد، بازتابی از نهایت اندوه و تبلور آشکار جزع در عزای امام حسین (ع) هستند و نشان می‌دهند که برخی رفتارهای پرشور و احساسی، در چارچوب عزاداری امام حسین (ع)، نه تنها ناپسند نیستند بلکه نشانه‌ای از شدت غم و محبت عمیق به آن حضرت محسوب می‌شوند. در یک کلام، رفتارهای پرشور و احساسی، در چارچوب عزاداری امام حسین (ع) نه تنها از بدعت دور است، بلکه تجلی‌گاه عشقی عمیق و پیوندی معنوی با حقیقت الهی است که در قلب شیعیان ریشه دوانده است. هر قطره اشک و هر آهی که در سوگ اهل بیت (ع) جاری می‌شود، انعکاسی از درک مظلومیت ایشان و ابراز علاقه قلبی به راهشان است. نصوص دینی و روایات معتبر، این اعمال را نه تنها مشروع دانسته‌اند، بلکه بر آن تأکید کرده‌اند که این عزاداری‌ها نمادی از ایمان و شعاری آسمانی هستند؛ فریادی از ژرفای تاریخ که نسل به نسل در جان دوست‌داران اهل بیت (ع) زنده و پویا مانده است. [1] (البدعة: زيادة في الدين، أو نقصان منه من إسناد إلى الدين) - رسائل الشريف المرتضى، السيد الشريف المرتضي، ج2، ص 264 [2] ( البدعة في الشرع ما حدث بعد الرسول ولم يرد فيه نص على الخصوص ، ولا يكون داخلا في بعض العمومات) - بحار الأنوار، العلامة المجلسي،ج 74، ص 202 [3] ( كُلُّ الْجَزَعِ وَ الْبُكَاءِ مَكْرُوهٌ سِوَى الْجَزَعِ وَ الْبُكَاءِ عَلَى الْحُسَيْنِ) الأمالي، الشيخ الطوسي، ص 162 [4] المعجم الوسيط، مجموعة من المؤلفين، ج1، ص 121 [5] (رحِمَ الله دَمعتَك ، أما إنّك مِن الَّذين يُعدُّون مِن أهل الجزع لنا) كامل الزيارات، ابن قولويه القمي، ص 108 [6] ( أشد الجزع الصراخ بالويل والعويل ولطم الوجه و الصدر وجز الشعر من النواصي....) وسائل الشيعة، الشيخ حرّ العاملي، ج2، ص 915
  4. سلام من تازه فهمیدم که برای برطرف کردن شک از نجاست ادرار به بدن در دستشویی رفتن، بهتر است استبرا کرد آیا این شیوه استبرا درست است : اول باید بعد از قطع ادرار انگشت شست را روی آلت و انگشت کنار شست یعنی انگشت دوم را زیر آلت قرار دهیم و بعد سه بار تا ختنه گاه بکشیم و بعد نوک آن را چند بار فشار دهیم. بعدِ این کار، ادرار به صورت قطره چند بار خارج میشد. اما هربار که انجام دهم قطرات دیگر که سفید هم هستند هم خارج میشد. حال اگر بعد از آمدن از دستشویی لکه خارج شود باید لباس را عوض کنم و دوباره تمیز کنم؟
  5. مهمان

    شک در نجاست قطره

    سلام‌ ببخشید من یه سوال دارم من یک قطره روی یکی از وسایلم می بینم که سفید رنگ است . نمی دانم این قطره چیست ؟ نجس است یا پاک نمی دانم . این قطره سفید هست و من برای اینکه بدانم این قطره چیست دستم را زدم و قطره را از بین ببرم و دیدم که همان قسمت از وسیله ام دیجینی شد و هنوز هم بعد از چند هفته دیجینی است و جای خیسی اش هنوز هست . من بعدش دستم را شستم نمی دانم چکار کنم ؟ ایا نجس است ؟ یا پاک است ؟ میشه کمکم کنید ؟
  6. آیا ریختن قطره در گوش به علت گوش درد یا دندان درد. روزه را باطل می‌کند؟
  7. مهمان

    پاکی یا نجاست قطره مشکوک

    سلام من روی یکی از وسایلم یک قطره دیدم که نمی دانم پاک است یا نجس ؟ نمی دانم ادرار است یا منی ؟ نمی دانم پاک است یا خیر ؟ میشه بگید باید چکار کنم تا بفهمم؟
  8. Toheyd

    حکم آب دوش حمام

    حتی اگر مثل قطره قطره بیاد ولی فشار داشته باشد ،البته فشار متوسط و تند آب هر چقدر باشد باز هم شبیه قطره قطره هست ؟ ۲-آیا این شکل قطره قطره تبعیت دوش است و باز حکم آب کر دارد؟
  9. پرسش: آیا ریختن قطره در چشم با توجه به اینکه مقداری از آن از راه مجرای اشکی وارد دهان می شود روزه را باطل می کند؟ و گاهی اوقات مزه آن به گلو میرسد پاسخ: قطره چشم روزه را باطل نمی کند، هرچند که مزه آن را حس کنید. منبع: سایت آیت الله العظمی سیستانی ببینید: رساله جامع، م۱۹۵۹ |
  10. تفاوت میان غلو در مقام اهل بیت (ع) و اعتقاد صحیح به آن در چیست؟ پاسخ اجمالی: تفاوت میان غلو در مقام اهل بیت (ع) و اعتقاد صحیح به آن در فهم جایگاه واقعی اهل بیت (ع) نهفته است؛ غلو به این معناست که صفات الوهیت یا نبوت را به امامان نسبت دهیم، یا آنان را مستقل از اراده الهی بدانیم؛ چنین اعتقادی از نظر علمای شیعه انحراف محسوب می‌شود. در مقابل، اعتقاد صحیح بر این اساس است که امامان (ع) دارای فضائل ویژه‌ای هستند، اما این فضائل به اذن و اراده الهی است؛ علم غیب، ولایت تکوینی، و دیگر ویژگی‌های امامان، همه در چارچوب قدرت خداوند معنا پیدا می‌کنند و نه به‌صورت مستقل. بنابراین، تفاوت این دو دیدگاه در حفظ حد اعتدال است: امامان (ع) برگزیدگان الهی هستند، اما بندگان خداوند باقی می‌مانند و هیچ‌گاه صفات خدایی به آنان تعلق نمی‌گیرد. پاسخ تفصیلی: در بیان تفاوت بین غلو و اعتقاد صحیح به مقام اهل بیت (ع) نخست باید گفت که غلو در لغت بمعنی تجاوز کردن از حد و اندازه، و یا خارج شدن از حد اعتدال است؛[1] در اصطلاح نیز شیخ مفید غلو را از حد گذشتن و بیرون رفتن از اعتدال و زیاده‌روی در حق پیامبران و امامان تعریف کرده است؛[2] حضرت باقر نیز در روایتی در تبیین غلو فرمودند: غالی کسی است که درباره ما چیزی بگوید که ما در مورد خود نگفته‌ایم.[3] حال باید گفت غلوی که در کتاب‌های فقهی و کلامی درباره‌اش بحث شده و قائل به آن کافر شمرده شده، اعتقادات باطلی است مانند اینکه شخصی پیامبر اکرم و ائمه طاهرین (ع) را خدا بداند یا معتقد باشد که ائمه نیز می‌توانند نبی باشند، یا اینکه بگوید با محبت اهل بیت نیازی به عبادت و پرهیز از گناهان نیست و امثال این عقاید که یا شرک است و یا انکار ضروری که در هر دو صورت سبب کفر است.[4] در مقابل، مسائلی مانند علم غیب أئمّه، ولایت تکوینی اهل بیت، طینت و خلقت پاک ایشان و...... پیوسته در کتابهای معتبر کلامی مورد بحث قرار گرفته و به مقتضای حدیث امام علی (ع) که فرمود:«إیّاکم و الغلوّ فینا، قولوا انّا عبید مربوبون و قولوا فی فضلنا ما شئتم»[5] از غلو درباره ما بپرهیزید، بگویید ما بندگان خدا هستیم و هر چه بخواهید درباره فضائل ما بگویید، حدّ و حریم آن را ترسیم نموده و از نسبت دادن اموری که مخالف اصول دین است برحذر داشته اند. این مطالب به همه می فهماند که اگرچه مقام اهل البیت (ع) بسی ارجمند است و هرچه دربارۀ آنان بگوییم و بیندیشیم، به کنه ذات و مقام والایشان نخواهیم رسید، اما نباید آنان را از حدّ بندگی و مخلوق بودن و مربوب بودن بالاتر برد[6] و صفاتی را به آنان نسبت داد که برخلاف ضرویات دین می باشند. بر این اساس، تفاوت بین غلو و اعتقاد صحیح به مقام اهل بیت (ع) به فهم درست از جایگاه آنان و میزان اعتقاد به مقام ایشان بستگی دارد؛ حضرت رضا (ع) نیز توضیح داده‌اند که منظور از بندگی مردم برای اهل بیت (ع) این است که مردم باید از ما اطاعت کنند، زیرا خداوند این اطاعت را واجب کرده است؛[7] زمانی که امام رضا (ع) متوجه شدند که برخی افراد صفات خداوند را به حضرت علی (ع) نسبت می‌دهند، فرمودند که امیرالمؤمنین مانند شما غذا می‌خورد، می‌نوشید و ازدواج می‌کرد، بنابراین نمی‌توان صفات الهی را برای ایشان تصور کرد؛[8] همچنین، از سدیر نقل شده است که امام صادق (ع) با حالتی خشمگین وارد جلسه شدند و فرمودند مردم فکر می‌کنند ما علم غیب داریم و در حالی که کسی جز خداوند علم غیب ندارد؛ سدیر می‌گوید به امام صادق (ع) گفتم که می‌دانیم شما علم زیادی دارید ولی علم غیب را به شما نسبت نمی‌دهیم؛ امام در توضیح علم خود فرمودند: آن فردی که علمی از کتاب در نزد او بود و به یک چشم بر هم زدنی تخت بلغیس را حاضر کرد به اندازه قطره ای از دریا در نزد او علم وجود داشت و حال آیا کسی که بعضی از علم کتاب نزد او است عالم تر است یا فردی که تمام علم کتاب نزد او است؟ بعد حضرت به سینه خود اشاره کرده و فرمودند تمام علم کتاب نزد ما است.[9] به این ترتیب، مشخص می‌شود که وقتی امام علم غیب را نفی می‌کنند، منظورشان علم فوق‌العاده‌ای که خودشان دارند نیست، بلکه به علم خاصی اشاره دارند که تنها مختص خداوند است و از آن به علم ذاتی و مستقل یاد می‌شود، اما علم فوق العاده ای که از طرف خداوند به ایشان داده شده را برای خود ثابت می‌دانند. با توجه به آنچه از اهل بیت (ع) برای ما آشکار شده، می‌توان گفت که غالیان کسانی هستند که به نبوت اهل بیت، تناسخ ارواح امامان، تفویض استقلالی به آنان و صفات خدایی برای آن‌ها اعتقاد دارند و حتی برخی به مقام الوهیت برای اهل بیت قائل هستند.[10] نتیجه گیری: با توجه به تمامی این مطالب، متوجه می‌شویم که ائمه (ع) فضائل و ویژگی‌هایی دارند که برای بشر قابل تصور نیست؛ این فضائل فراتر از انسان‌های معمولی است، اما باید تأکید کرد که این ویژگی‌ها با صفات خداوند متفاوت است و نمی‌توان برای آن‌ها صفات الهی قائل شد؛ حضرت صادق (ع) هم علم غیب را مختص خدا می‌دانند، اما برای علم خود مرزهایی مشخص می کنند که فراتر از فهم انسانی به نظر می‌رسد؛ بنابراین، اهل بیت (ع) موجودات برتری هستند، در حالی که همیشه بندگان خداوند به شمار می‌روند و این اعتقاد صحیح درباره آنان است؛ با توجه به این نکات، تفاوت بین دیدگاه صحیح و غلو، به فهم درست مقام اهل بیت(ع) و شناخت دقیق از حقیقت غلو بستگی دارد. [1] النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، مجد الدین ابن الأثیر، ج3، ص382 - لسان العرب، ابن منظور، ج15، ص133 [2] تصحیح الاعتقاد، الشیخ المفید، ص131 [3] الکافی، الشیخ الکلینی، ج2، ص75 [4] ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، شیخ لطف الله صافی گلپایگانی، ص 41 [5] الخصال، الشيخ الصدوق، ج2، ص 614 و سخن امام صادق (علیه السّلام): «اجْعَلُونَا عَبِيداً مَخْلُوقِينَ وَ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ إِلَّا النُّبُوَّةَ» [6] فرهنگ غدیر، محدثی، جواد، ص448 [7] الكافي، الشيخ الكليني، محمد بن یعقوب، ج1، ص187 [8] بحار الانوار، العلامه المجلسی، ج25، ص275 [9] الكافي، الشيخ الكليني، محمد بن یعقوب، ج 1، ص 257 [10] بحوث فی شرح العروة الوثقی، السید محمد باقر الصدر، ج3، ص306 - غلو؛ حقيقت و اقسام آن، سيدكمال حيدري، ص 27-42 - نقش غلو در انحراف عقاید و افکار، محمد حلی، ص31 / غلو و تفویض در گستره آیات و روایات اهل بیت علیهم السلام، سید علیرضا موسوی، ص12
  11. thaniashar

    احكام آب‌ها

    شماره مسئله ▼ [۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸] [۲۹] [۳۰] [۳۱] [۳۲] [۳۳] [۳۴] [۳۵] [۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹] [۴۰] [۴۱] [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] [۴۶] [۴۷] [۴۸] [۴۹] [۵۰] [۵۱] [۵۲] [۵۳] [۵۴] [۵۵] [۵۶] [۵۷] [۵۸] [۵۹] [۶۰] [۶۱] [۶۲] [۶۳] [۶۴][۶۵] مسئله: فهرست انواع آب‌ها انواع آب مطلق آب کرّ آب قلیل آب جاری آب باران آب چاه احکام دیگر آب‌ها احکام آب‌ها انواع آب‌ها مسئله ۲۰. آب یا مطلق است یا مضاف. آبِ مضاف، آبی است که آن را از چیزی بگیرند مثل آب هندوانه و پرتقال، یا با چیزی مخلوط باشد مثل آبی که به قدری با گِل و مانند آن مخلوط شود که دیگر به آن آب نگویند و غیر اینها، آبِ مطلق است و آن پنج نوع می‌باشد: انواع آب مطلق ۱. آب کرّ مسئله ۲۱. آب کر، مقدار آبی است که حجم ظرف آن سی و شش وجب مکعّب[۱] باشد که تقریباً معادل ۳۸۴ لیتر است. بنابر این ظرفی که حداقل اندازه هر یک از طول، عرض و ارتفاع آن، تقریباً ۶۸۴۸/۷۲ سانتیمتر است، کر می‌باشد.[۲] مسئله ۲۲. اگر عین نجس مانند ادرار و خون یا چیزی که نجس شده است مانند لباس، به آب کر برسد، چنانچه آن آب، بو یا رنگ یا مزه نجاست را بگیرد، نجس می‌‌شود و اگر تغییر نکند نجس نمی‌‌شود. مسئله ۲۳. اگر بو یا رنگ یا مزه‌‌ آب کر به وسیله غیرنجاست تغییر کند نجس نمی‌‌شود. به عنوان مثال، اگر داخل حوض آب کر، مقداری شیر که به قطره‌‌ای از خون نجس شده، ریخته شود و آب حوض اندکی شیری رنگ گردد (بو یا رنگ یا طعم شیر پیدا نماید ولی به حد مضاف بودن نرسد) آن آب، نجس نمی‌‌شود امّا اگر خون را داخل حوض آب کر بریزند و رنگ آن به واسطه خون، زرد رنگ گردد، آب نجس می‌‌شود. مسئله ۲۴. اگر عین نجس مانند خون، به آبی که بیشتر از کر است برسد و بو یا رنگ یا مزه قسمتی از آن را تغییر دهد، چنانچه مقداری که تغییر نکرده کمتر از کر باشد تمام آب نجس می‌‌شود و اگر به اندازه کر یا بیشتر باشد، فقط مقداری که بو یا رنگ یا مزه آن تغییر کرده نجس است. مسئله ۲۵. آب فوّاره اگر متّصل به کر باشد، آب نجس را پاک می‌‌کند، ولی اگر بعد از قطره قطره شدن روی آب نجس بریزد، آن را پاک نمی‌‌کند مگر آنکه چیزی روی فوّاره بگیرند تا آب آن قبل از قطره قطره شدن با آب نجس متّصل شود و لازم است که آب فوّاره با آب نجس مخلوط گردد. مسئله ۲۶. اگر چیز نجس را زیر شیری که متّصل به کر است بشویند، آبی که از آن چیز می‌‌ریزد چنانچه متّصل به کر باشد و بو یا رنگ یا مزه‌‌ نجاست نگرفته باشد و عین نجاست هم در آن نباشد، پاک است. مسئله ۲۷. اگر مقداری از آب کر یخ ببندد و بقیه آن به قدر کر نباشد، چنانچه نجاست به آن برسد نجس می‌‌شود و هر مقدار از یخ هم آب شود نجس است. همچنین اگر آب قلیل نجس باشد و روی آن آب قلیل پاک بریزند تا مجموع آب‌‌های قلیل به اندازه آب کر گردد، پاک نمی‌شود. مسئله ۲۸. آب لوله‌‌های بناها و ساختمان‌‌ها و حمام‌‌ها و آب لوله کشی شهری که از شیرها و دوش‌‌ها می‌‌ریزد اگر به علاوه‌‌ منبعی که متّصل به آن است به قدر کر باشد حکم آب کر را دارد ولی آب جاری به حساب نمی‌آید. مسئله ۲۹. هرگاه ظرفی را زیر آب لوله کشی متّصل به منبع کر بگذارند، آبی که درون ظرف است تا وقتی که متّصل به آب لوله کشی است حکم آب کر را دارد همچنین آب شیری که متّصل به کر است، حکم کر را دارد. مسئله ۳۰. آب حوضچه‌‌ حمام اگر کمتر از کر باشد، چنانچه به خزینه ‌‌یا منبعی که آبش به ضمیمه آب حوض به اندازه کر است متّصل باشد و با ملاقات نجس، بو یا رنگ یا مزه آن تغییر نکند، نجس نمی‌‌شود و احکام آب کر را دارد. مسئله ۳۱. آبی که به اندازه کر بوده، اگر انسان شک کند از کر کمتر شده یا نه، مثل آب کر است. یعنی نجاست را پاک می‌‌کند و چنانچه نجاستی هم به آن برسد نجس نمی‌‌شود و آبی که کمتر از کر بوده و انسان شک دارد به مقدار کر شده یا نه، حکم آب کمتر از کر را دارد. مسئله ۳۲. آب مطلقی که کر بودن آن مشکوک است و حالت قبلی آن هم معلوم نیست که کر بوده یا قلیل، بنابر احتیاط واجب، حکم آب قلیل را دارد. مسئله ۳۳. کر بودن آب به دو راه ثابت می‌شود: اوّل: آنکه خود انسان یقین یا اطمینان کند. دوم: آنکه دو مرد عادل خبر دهند و امّا اگر یک فرد عادل یا مورد اعتماد یا کسی که کر در اختیار او است خبر دهد، چنانچه خبر وی باعث اطمینان نشود، بنابر احتیاط واجب کر بودن آب را ثابت نمی‌کند. ۲. آب قلیل مسئله ۳۴. آب قلیل، آبی است که از زمین نجوشد و از کر کمتر باشد. مسئله ۳۵. اگر آب قلیل روی چیز نجس بریزد، یا چیز نجس به آن برسد، نجس می‌‌شود ولی اگر از بالا روی شیء نجس بریزد، مقداری که به آن شیء، می‌‌رسد نجس است و مقداری که به آن شیء نرسیده پاک است. مسئله ۳۶. آب قلیلی که هنگام شستن شیء نجس یا بعد از آن، خود به خود یا با فشار دادن و مانند آن، از آن شیء جدا می‌‌گردد، غساله نامیده می‌شود و نجس می‌باشد. البتّه در صورتی که قبل از ریختن آب، در شیء متنجّس عین نجاست وجود نداشته باشد، نجاست غساله بنا‌براحتیاط واجب است و در هر صورت فرقی ندارد که آن شیء از اشیائی باشد که با یک بار شستن پاک می‌شود یا آن که برای پاک شدن باید بیش از یک بار شسته شود[۳] و در مواردی که نیاز به بیش از یک بار شستن است فرقی ندارد که غساله دفعه آخر شستن باشد یا قبل از آن. مسئله ۳۷. آب قلیلی که با آن مخرج ادرار و مدفوع را می‌‌شویند با پنج شرط، چیزی را که با آن برخورد کند نجس نمی‌‌کند: اوّل: آنکه بو یا رنگ یا مزه‌‌ نجاست نگرفته باشد. دوم: نجاستی از بیرون به آن نرسیده باشد. سوم: نجاست دیگری مثل خون با ادرار یا مدفوع بیرون نیامده باشد. چهارم: ذرّه‌‌های مدفوع در آب پیدا نباشد. پنجم: بیشتر از مقدار معمول نجاست به اطراف مخرج نرسیده باشد. ۳. آب جاری مسئله ۳۸. آب جاری به آبی گفته می‌‌شود که این چند شرط را داشته باشد: اول: منبع طبیعی داشته باشد مثل آب چشمه، رودخانه، قنات یا آبی که از برف‌‌های متراکم در کوه‌‌ها سرچشمه می‌‌گیرد. دوم: جاری باشد هرچند به وسیله‌‌ای آن را جاری سازند. سوم: اجمالاً استمرار داشته باشد. آب جاری لازم نیست به منبع طبیعی ذکر شده، متّصل باشد، پس اگر به طور طبیعی از آن جدا شود - مانند اینکه آب از بالا به صورت قطره قطره روی زمین ریخته و جریان پیدا کند - آبِ جاری به حساب می‌‌آید، ولی اگر شیئی مانع اتّصال آن به منبع شود مثلاً از ریزش یا جوشش آب جلوگیری کند، یا ارتباط آن را با منبع قطع کند، آب باقی مانده حکم جاری را ندارد هرچند جریان داشته باشد. مسئله ۳۹. آب جاری هرچند کمتر از کر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتی که بو یا رنگ یا مزه آن به وسیله‌ی نجاست تغییر نکرده باشد، پاک است. مسئله ۴۰. اگر نجاستی به آب جاری برسد، مقداری از آن که بو یا رنگ یا مزه‌‌اش با نجاست تغییر کرده نجس است و طرفی که متّصل به چشمه است هرچند کمتر از کر باشد پاک می‌باشد و آب‌‌های طرف دیگر نهر، چنانچه به اندازه کر باشد یا به وسیله آبی که تغییر نکرده به آبِ طرف چشمه متّصل باشد، پاک و گرنه نجس است. مسئله ۴۱. آب چشمه‌‌ای که جاری نیست ولی طوری است که اگر از‌ آب آن بردارند باز می‌جوشد، حکم آب جاری را ندارد، یعنی اگر نجاست به آن برسد و کمتر از کر باشد، نجس می‌شود. مسئله ۴۲. آبی که کناره نهر راکد است و عرفاً جزء آب نهر شمرده ‌‌نشود هرچند متّصل به آب جاری باشد، حکم آب جاری را ندارد و در صورتی که مجموع آب به اندازه کر باشد احکام آب کر را دارد. همچنین آب راکدِ حوضی که با کانال و جویی متّصل به آب نهر است، حکم آب جاری را ندارد و چنانچه مجموع به اندازه کر باشد احکام آب کر را دارد. مسئله ۴۳. آبی که روی زمین جریان دارد ولی از زمین نمی‌‌جوشد، چنانچه کمتر از کر باشد و نجاست به آن برسد نجس می‌‌شود. امّا اگر از بالا جاری باشد و نجاست به پایین آن برسد، طرف بالای آن نجس نمی‌‌شود. ۴. آب باران مسئله ۴۴. چیزی که نجس است و عین نجاست در آن نیست، چنانچه یک مرتبه باران بر آن ببارد، جایی که باران به آن رسیده پاک می‌‌شود؛ مگر بدن و لباسی که به ادرار نجس شده باشد که در این دو مورد، بنابر احتیاط واجب‌‌، دو مرتبه شستن لازم است. همچنین داخل ظرف نجس، بنابر احتیاط واجب، باید سه بار شسته شود و در فرش و لباس و مانند اینها فشار لازم نیست، البتّه باریدن دو سه قطره فایده ندارد، بلکه باید طوری باشد که عرفاً بگویند باران می‌‌آید. مسئله ۴۵. اگر باران بر عین نجس ببارد و به جای دیگر ترشّح کند، چنانچه عین نجاست همراه آن نباشد و بو یا رنگ یا مزه‌‌ نجاست نگرفته باشد پاک است. پس اگر باران بر خون ببارد و ترشّح کند، چنانچه ذرّه‌‌ای خون در آن باشد، یا آنکه بو یا رنگ یا مزه خون گرفته باشد نجس است و اگر معلوم نباشد که ذرّه‌ی نجاست یا بو یا رنگ یا مزه نجاست در آن هست یا نه، پاک می‌باشد. مسئله ۴۶. اگر بر سقف ساختمان یا روی بامِ آن، عین نجس باشد، تا وقتی باران بر سقف یا بام می‌‌بارد، آبی که به شیء نجس رسیده و از سقف یا ناودان می‌‌ریزد در صورتی که بو یا رنگ یا مزه نجاست را نداشته باشد، پاک است ولی بعد از قطع شدن باران، چنانچه معلوم باشد آبی که می‌‌ریزد، به شیء نجس رسیده است، نجس می‌‌باشد. مسئله ۴۷. زمین نجسی که باران بر آن ببارد پاک می‌‌شود و اگر باران بر زمین جاری شود و در حال باریدن به جای نجسی که زیر سقف است برسد، آن را نیز پاک می‌‌کند. مسئله ۴۸. خاک نجسی که آب باران همه‌‌ اجزای آن را فرا بگیرد پاک می‌‌شود به شرط آنکه معلوم نباشد آب به سبب رسیدن به خاک، مضاف شده است. مسئله ۴۹. هر گاه آب باران در جایی جمع شود، هرچند کمتر از کر باشد در موقعی که باران می‌‌آید چنانچه شیء نجس را در آن بشویند و آب، بو یا رنگ یا مزه نجاست نگیرد، آن شیء نجس پاک می‌‌شود. مسئله ۵۰. اگر آب باران در گودالی جمع شود و کمتر از کر باشد، پس از قطع باران به محض رسیدن نجاست به آن، نجس می‌شود. مسئله ۵۱. اگر بر فرش پاکی که روی زمین نجس است باران ببارد و آب باران در حال باریدن از فرش به زمین برسد، فرش نجس نمی‌‌شود و زمین هم پاک می‌‌گردد مگر اینکه آب مضاف شود یا با اوصاف عین نجاست رنگ، بو یا مزه‌ آب، تغییر کند. مسئله ۵۲. هر گاه باران بر حوضی که آب آن نجس است ببارد و با آن مخلوط گردد و اوصاف عین نجاست در آب نباشد آب حوض پاک می‌‌شود. ۵. آب چاه مسئله ۵۳. آب چاه که از زمین می‌‌جوشد، هرچند کمتر از کر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتی که بو یا رنگ یا مزه آن به وسیله نجاست تغییر نکرده، پاک و پاک کننده است. مسئله ۵۴. اگر نجاستی در چاه بریزد و بو یا رنگ یا مزه آبِ آن را تغییر دهد، چنانچه تغییر آب چاه از بین برود، پاک می‌‌شود ولی پاک شدنش بنابر احتیاط واجب، مشروط بر این است که با آبی که از چاه می‌‌جوشد مخلوط گردد. احکام دیگر آب‌ها مسئله ۵۵. آب مضاف که معنای آن در مسأله (۲۰) گفته شد، شیء نجس را پاک نمی‌‌کند و وضو و غسل هم با آن باطل است. مسئله ۵۶. گاز کلری که به جهت ضد عفونی شدن به آب افزوده می‌‌شود و گاه رنگ آب را تغییر داده و سفید رنگ می‌‌کند ولی هر گاه آن آب چند لحظه در ظرفی بماند صاف و بی‌رنگ می‌شود، موجب مضاف شدن آب نمی‌‌شود و لازم نیست صبر نمایند تا آب صاف و بی‌‌رنگ شود. مسئله ۵۷. آب مضاف هرچند به مقدار کر باشد، اگر ذرّه‌‌ای نجاست به آن برسد نجس می‌‌شود، ولی چنانچه از بالا روی چیز نجس بریزد، مقداری که به چیز نجس رسیده نجس است و مقداری که نرسیده پاک می‌باشد. مثلاً اگر گلاب را از گلابدان روی دست نجس بریزند، آنچه به دست رسیده نجس و آنچه به دست نرسیده پاک است. مسئله ۵۸. اگر آب مضافِ نجس طوری با آب جاری یا آب کر مخلوط شود که - عرفاً - دیگر به آن آب مضاف نگویند، پاک می‌‌شود. مسئله ۵۹. آبی که مطلق بوده و معلوم نیست که به حدّ مضاف بودن رسیده یا نه، مثل آب مطلق است یعنی شیء نجس را پاک می‌‌کند و وضو و غسل هم با آن صحیح است و آبی که مضاف بوده و معلوم نیست مطلق شده یا نه، مثل آب مضاف است، یعنی شیء نجس را پاک نمی‌‌کند و وضو و غسل هم با آن باطل است. مسئله ۶۰. آبی که معلوم نیست مطلق است یا مضاف و معلوم نیست که قبلاً مطلق بوده یا مضاف، شیء نجس را پاک نمی‌‌کند و وضو و غسل هم با آن باطل است و چنانچه نجاستی به آن برسد - حتی بنابر احتیاط واجب اگر به اندازه کر یا بیشتر باشد - نجس می‌شود. مسئله ۶۱. آبی که عین نجاست مثل خون و ادرار به آن برسد و بو یا رنگ یا مزه‌‌ آن را تغییر دهد، هرچند آب کر یا جاری باشد، نجس می‌‌شود. بلکه اگر بو یا رنگ یا مزه‌‌ آب به سبب نجاستی که بیرون آن است عوض شود، مثلاً مرداری که پهلوی آب است بوی آن را تغییر دهد، آن آب بنابر احتیاط لازم، نجس می‌‌شود. مسئله ۶۲. آبی که عین نجاست مثل خون و ادرار در آن ریخته و بو یا رنگ یا مزه آن را تغییر داده، چنانچه به آب کر یا جاری متّصل شود، یا باران بر آن ببارد، یا باد باران را در آن بریزد، یا آب باران از ناودان هنگام باریدن در آن جاری شود، در تمام این صورت‌ها چنانچه تغییر آن از بین برود پاک می‌‌شود ولی باید آب باران یا کر یا جاری با آن مخلوط شود. مسئله ۶۳. اگر شیء نجسی را در آب کر یا جاری تطهیر نمایند، در شستنی که با آن پاک می‌‌گردد، آبی که بعد از بیرون آوردن آن می‌‌ریزد پاک است و نیز اگر آب کر یا جاری یا باران روی شیء نجس بریزد و آن را پاک کند، آب‌هایی که بعد از پاک شدن و قطع اتصال از کر یا جاری یا باران، از آن می‌ریزد پاک می‌باشد.[۴] مسئله ۶۴. آبی که پاک بوده و معلوم نیست نجس شده یا نه، پاک است و آبی که نجس بوده و معلوم نیست پاک شده یا نه، نجس است. [۱] . هر وجب متعارف تقریباً ۲۲ سانتیمتر است. [۲] . روشن است که اگر مثلاً طول ظرف، کمتر از اندازه ذکر شده باشد، امّا از طرف عرض یا ارتفاع، مقدار کمیِ طول، جبران شود، باز هم حجم ظرف به اندازه کر می‌باشد. همین‌طور اگر عرض یا ارتفاع، کم باشد و از طرف یا اطراف دیگر جبران شود و نیز ممکن است ظرف به صورت کروی یا اشکال هندسی دیگر باشد که در هرحال، ملاک، مجموع حجم ظرف می‌باشد. [۳] . مثل لباسی ‌که آغشته به ادرار شده که با آب قلیل بنابر فتوی ‌باید دوبار شسته شود. [۴] . حکم آب‌هایی ‌که قبل از پاک شدن یا قطع اتصال از کر یا جاری ‌یا باران از آن شیء می‌‌ریزد یا ترشح می‌‌شود، در مسائل قبل ذکر شد. ◀ بازگشت به فهرست
  12. Toheyd

    حکم آب دوش حمام

    سلام .در یک کلیپ از حجت الاسلام ارجی شنیدم که گفتند آب دوش اگر قطره قطره بشه حکم آب قلیل دارد ،آیا درست است؟ ۲-اگر آب دوش با اینکه با فشار است ،اما تا پایین آمدن و قبل از برخورد با بدن قطره قطره میشود ،حکم ای قلیل است و اگر بدن به ادرار نجس شده باشد و به دیگر جا ها به پاشد ،نجس است؟
  13. thaniashar

    احکام طهارت

    شماره مسئله ▼ [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸] [۲۹] [۳۰] [۳۱] [۳۲] [۳۳] [۳۴] [۳۵] [۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹] [۴۰] [۴۱] [۴۲] [۴۳] فهرست انواع آب مطلق آب کُر آب قلیل آب جاری آب باران آب چاه آب مطلق و مضاف مسئله ۱۳ ـ آب یا مطلق است یا مضاف: آب مضاف آبی است که آن را از چیزی بگیرند، مثل آب هندوانه و گلاب، یا با چیزی مخلوط باشد، مثل آبی که به‌قدری با گِل و مانند آن مخلوط شود که دیگر به آن آب نگویند، و غیر اینها آب مطلق است، و آن بر پنج قسم است: اوّل: آب کُر. دوّم: آب قلیل. سوّم: آب جاری. چهارم: آب باران. پنجم: آب چاه. انواع آب مطلق آب کُر مسئله ۱۴ ـ آب کر مقدار آبی است که حجم ظرف آن سی و شش وجب[۱] مکعب باشد، و آن تقریباً معادل (۳۸۴) لیتر است. مسئله ۱۵ ـ اگر عین نجس مانند ادرار و خون یا چیزی که نجس شده است مانند لباس، به آب کر برسد، چنانچه آن آب، بو یا رنگ یا مزه نجاست را بگیرد، نجس می‌شود، و اگر تغییر نکند نجس نمی‏شود. مسئله ۱۶ ـ اگر بو یا رنگ یا مزه آب کر به واسطه غیر نجاست تغییر کند نجس نمی‏شود. مسئله ۱۷ ـ اگر عین نجس مانند خون به آبی که بیشتر از کر است برسد، و بو یا رنگ یا مزه قسمتی از آن را تغییر دهد، چنانچه مقداری که تغییر نکرده کمتر از کر باشد تمام آب نجس می‌شود، و اگر به‌اندازه کُر یا بیشتر باشد فقط مقداری که بو یا رنگ یا مزه آن تغییر کرده نجس است. مسئله ‍۱۸ ـ آب فوّاره اگر متصل به کر باشد، آب نجس را پاک می‏کند، ولی اگر قطره قطره روی آب نجس بریزد آن را پاک نمی‌کند، مگر آنکه چیزی روی فوّاره بگیرند تا آب آن قبل از قطره قطره شدن با آب نجس متصل شود. و لازم است که آب فوّاره با آب نجس مخلوط گردد. مسئله ۱۹ ـ اگر چیز نجس را زیر شیری که متّصل به کر است بشویند، آبی که از آن چیز می‏ریزد اگر متصل به کر باشد، و بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد، و عین نجاست هم در آن نباشد، پاک است. مسئله ۲۰ ـ اگر مقداری از آب کر یخ ببندد و باقی آن به قدر کر نباشد، چنانچه نجاست به آن برسد نجس می‌شود، و هر مقدار از یخ هم آب شود نجس است. مسئله ۲۱ ـ آبی که به‌اندازه کُر بوده، اگر انسان شک کند از کر کمتر شده یا نه، مثل آب کر است، یعنی نجاست را پاک می‏کند، و اگر نجاستی هم به آن برسد نجس نمی‏شود. و آبی که کمتر از کر بوده و انسان شک دارد به مقدار کر شده یا نه، حکم آب کمتر از کر را دارد. مسئله ۲۲ ـ کر بودن آب، به دو راه ثابت می‌شود: اوّل: آنکه خود انسان یقین یا اطمینان کند. دوّم: آنکه دو مرد عادل خبر دهند. ولی اگر یک فرد عادل یا مورد اعتماد یا کسی که آب کر در اختیار او است خبر دهد، چنانچه خبر وی باعث اطمینان نشود، بنا بر احتیاط واجب کر بودن آب را ثابت نمی‌کند. آب قلیل مسئله ۲۳ ـ آب قلیل، آبی است که از زمین نجوشد و از کر کمتر باشد. مسئله ۲۴ ـ اگر آب قلیل روی چیز نجس بریزد، یا چیز نجس به آن برسد نجس می‌شود. ولی اگر از بالا روی چیز نجس بریزد، مقداری که به آن چیز می‏رسد نجس است، و مقداری که به آن چیز نرسیده پاک است. مسئله ۲۵ ـ آب قلیلی که هنگام شستن شیء نجس یا بعد از آن، خود به خود یا با فشار دادن و مانند آن، از آن شیء جدا می‌‌گردد، غساله نامیده می‌شود و نجس می‌باشد. البتّه در صورتی که قبل از ریختن آب، در شیء متنجّس عین نجاست وجود نداشته باشد، نجاست غساله بنا بر احتیاط واجب است و در هر صورت فرقی ندارد که آن شیء از اشیایی باشد که با یک بار شستن پاک می‌شود یا آن که برای پاک شدن باید بیش از یک بار شسته شود و در مواردی که نیاز به بیش از یک بار شستن است فرقی ندارد که غساله دفعه آخر شستن باشد یا قبل از آن. مسئله ۲۶ ـ آب قلیلی که با آن مخرج ادرار و مدفوع را می‏‌شویند با پنج شرط چیزی را که با آن ملاقات کند نجس نمی‌کند: اوّل: آنکه بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد. دوّم: نجاستی از خارج به آن نرسیده باشد. سوّم: نجاست دیگری مثل خون با ادرار یا مدفوع بیرون نیامده باشد. چهارم: ذرّه‌های مدفوع در آب پیدا نباشد. پنجم: بیشتر از مقدار معمول نجاست به اطراف مخرج نرسیده باشد. آب جاری آب جاری به آبی گفته می‌شود که: ۱. منبع طبیعی داشته باشد مثل آب چشمه، رودخانه، قنات یا آبی که از برف‌های متراکم در کوه‌ها سرچشمه می‌گیرد. ۲. جاری باشد هرچند به وسیله‌ای آن را جاری سازند. ۳. فی الجمله استمرار داشته باشد، و لازم نیست به منبع طبیعی متصل باشد، پس اگر به طور طبیعی از آن جدا شود مانند ریزش آب از بالا به صورت قطره قطره با فرض جریان در زمین جاری به حساب می‏آید، ولی اگر چیزی مانع اتصال آن به منبع شود مثلاً از ریزش یا جوشش آب جلوگیری کند، یا ارتباط آن را با منبع قطع کند، آب باقی مانده حکم جاری را ندارد هرچند جریان داشته باشد. مسئله ۲۷ ـ آب جاری اگرچه کمتر از کر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتی که بو یا رنگ یا مزه آن به واسطه نجاست تغییر نکرده پاک است. مسئله ۲۸ ـ اگر نجاستی به آب جاری برسد، مقداری از آن که بو یا رنگ یا مزه‌اش به واسطه نجاست تغییر کرده نجس است. و طرفی که متصل به چشمه است اگرچه کمتر از کر باشد پاک است. و آب‌های طرف دیگر نهر اگر به‌اندازه کُر باشد یا به واسطه آبی که تغییر نکرده به آب طرف چشمه متصل باشد، پاک وگرنه نجس است. مسئله ۲۹ ـ آب چشمه‌ای که جاری نیست ولی طوری است که اگر از آن بردارند باز می‏جوشد، حکم آب جاری را ندارد، یعنی اگر نجاست به آن برسد و کمتر از کر باشد نجس می‌شود. مسئله ۳۰ ـ آبی که کنار نهر ایستاده و متصل به آب جاری است، حکم آب جاری را ندارد. مسئله ۳۱ـ چشمه‌ای که مثلاً در زمستان می‏جوشد و در تابستان از جوشش می‏افتد، فقط وقتی که می‏جوشد حکم آب جاری را دارد. مسئله ۳۲ ـ آب حوضچه حمام اگر کمتر از کر باشد، چنانچه به خزینه‌ای که آبش به ضمیمه آب حوض به‌اندازه کُر است متصل باشد و به ملاقات نجس، بو یا رنگ یا مزه آن تغییر نکند، نجس نمی‏شود. مسئله ۳۳ ـ آب لوله‌های حمام و ساختمان‌ها که از شیرها و دوش‌ها می‏ریزد اگر به ضمیمه منبعی که متصل به آن است به قدر کر باشد حکم کر را دارد. مسئله ۳۴ ـ آبی که روی زمین جریان دارد ولی از زمین نمی‏جوشد، چنانچه کمتر از کر باشد و نجاست به آن برسد نجس می‌شود، اما اگر از بالا جاری باشد و نجاست به پایین آن برسد، طرف بالای آن نجس نمی‏شود. آب باران مسئله ۳۵ ـ چیزی که نجس است و عین نجاست در آن نیست، به هر جای آن یک مرتبه باران برسد پاک می‌شود مگر بدن و لباس که به ادرار نجس شده باشد که در این دو بنا بر احتیاط واجب دو مرتبه شستن لازم است، و همچنین داخل ظرف نجس بنا بر احتیاط واجب، باید سه بار شسته شود، و در فرش و لباس و مانند اینها فشار لازم نیست، البته باریدن دو سه قطره فایده ندارد بلکه باید طوری باشد که عرفاً بگویند باران می‌‏آید. مسئله ۳۶ ـ اگر باران بر عین نجس ببارد و به جای دیگر ترشح کند، چنانچه عین نجاست همراه آن نباشد و بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد پاک است، پس اگر باران بر خون ببارد و ترشح کند، چنانچه ذرّه‌ای خون در آن باشد، یا آنکه بو یا رنگ یا مزه خون گرفته باشد نجس می‏‌باشد. مسئله ۳۷ ـ اگر بر سقف ساختمان یا روی بام آن عین نجاست باشد، تا وقتی باران به بام می‏بارد، آبی که به چیز نجس رسیده و از سقف یا ناودان می‏ریزد، پاک است، ولی بعد از قطع شدن باران اگر معلوم باشد آبی که می‏ریزد، به چیز نجس رسیده است، نجس می‏‌باشد. مسئله ۳۸ ـ زمین نجسی که باران بر آن ببارد پاک می‌شود، و اگر باران بر زمین جاری شود و در حال باریدن به جای نجسی که زیر سقف است برسد آن را نیز پاک می‏کند. مسئله ۳۹ ـ خاک نجسی که آب باران همه اجزای آن را فرا بگیرد پاک می‌شود به شرط آنکه معلوم نباشد آب به واسطه رسیدن به خاک، مُضاف شده است. مسئله ۴۰ ـ هرگاه آب باران در جایی جمع شود، اگرچه کمتر از کر باشد در موقعی که باران می‏آید چنانچه چیز نجس را در آن بشویند و آب بو یا رنگ یا مزه نجاست نگیرد، آن چیز نجس پاک می‌شود. مسئله ۴۱ ـ اگر بر فرش پاکی که روی زمین نجس است باران ببارد و در حال باریدن از فرش به زمین برسد، فرش نجس نمی‏شود و زمین هم پاک می‌گردد. آب چاه مسئله ۴۲ ـ آب چاهی که از زمین می‏‌جوشد، اگرچه کمتر از کر باشد چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتی که بو یا رنگ یا مزه آن به واسطه نجاست تغییر نکرده پاک است. مسئله ۴۳ ـ اگر نجاستی در چاه بریزد و بو یا رنگ یا مزه آب آن را تغییر دهد، چنانچه تغییر آب چاه از بین برود، پاک می‌شود. ولی پاک شدنش ـ بنا بر احتیاط واجب ـ مشروط بر این است که با آبی که از چاه می‏جوشد مخلوط گردد. [۱] هر وجب متعارف تقریباً 22 سانتیمتر می‌باشد. ◀ بازگشت به فهرست
  14. مهمان

    ۹۷۲

    سلام خارج شدن قطره بعد از استبراء چه با فاصله کم و چه با فاصله چند ساعت . قطره چه حکمی دارد
  15. Toheyd

    طهارت و تطهیر چیز نجس با آب باران

    سلام . اگر با این بارانی که الان هست اگر چیز نجس کنار لباس ها باشد ،و صددرصد قطره های باران با جای نجس بخورد کرده و به لباس پاک سرایت کند،لباس نجس میشود؟ ۲-اگر نجس شده آیا اگر زیر باران بماند پاک میشود ؟و اگر لباس ها را تاکرده باشیم باید باز کنیم یا مشکلی ندارد و آب نفوذ میکند؟ و پاک میشوند؟ 3-در صورتی که باران قطره قطره بیاد و گاهی قطع و وصل میشه و یا استمرار دارد ؟عرفا باران میگویند یا نه ؟و آیا پاک کننده است؟ ایت الله سیستانی لطفا اولویت بالا برای پاسخگویی
  16. سلام علیکم طبق نظر آیت الله سیستانی مسأله 306 ـ اگر انسان مرضی دارد که ادرار او قطره قطره می‏ریزد یا نمی‌تواند از بیرون آمدن مدفوع خودداری کند، چنانچه یقین دارد که از اوّل وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پیدا می‏کند، باید نماز را در وقتی که مهلت پیدا می‏کند بخواند، و اگر مهلت او به مقدار کارهای واجب نماز است، باید در وقتی که مهلت دارد، فقط کارهای واجب نماز را به‌جا آورد و کارهای مستحب مانند اذان و اقامه و قنوت را ترک نماید. مسأله 307 ـ اگر به مقدار وضو و قسمتی از نماز مهلت پیدا می‏کند و در بین نماز یک دفعه یا چند دفعه ادرار یا مدفوع از او خارج می‌شود، احتیاط لازم آن است که در مهلتی که دارد وضو گرفته و نماز بخواند، ولی در میان نماز یا بعد از نماز لازم نیست به سبب ادرار یا مدفوع خارج شده، وضو را تجدید کند بلکه حتّی یک وضو برای چندین نمازش کافی است، مگر اینکه چیز دیگری که وضو را باطل می‏کند، مانند خواب از او سر بزند و یا ادرار و مدفوع به طور طبیعی از او خارج شود، و بهتر است برای نماز بعدی وضو بگیرد. مسأله 308 ـ کسی که ادرار یا مدفوع طوری پی‌درپی از او خارج می‌شود که به مقدار وضو و قسمتی از نماز مهلت پیدا نمی‌کند، یک وضو برای چندین نمازش کافی است، مگر اینکه چیز دیگری که وضو را باطل می‏کند، مانند خواب از او سر بزند، و یا ادرار و مدفوع به طور طبیعی از او خارج شود، و بهتر آن است که برای هر نماز یک وضو بگیرد، ولی برای سجده و تشهّد قضا شده و نماز احتیاط وضوی دیگری لازم نیست. مسأله 309 ـ کسی که ادرار یا مدفوع پی‌درپی از او خارج می‌شود، لازم نیست بعد از وضو فوراً نماز بخواند، اگرچه بهتر این است که به نماز مبادرت نماید. مسأله 310 ـ کسی که ادرار یا مدفوع پی‌درپی از او خارج می‌شود، بعد از وضو گرفتن جایز است که نوشته قرآن را مس نماید اگرچه در غیر حال نماز باشد. مسأله 311 ـ کسی که ادرار او قطره قطره می‏ریزد، باید برای نماز به‌وسیله کیسه‌ای که در آن پنبه یا چیز دیگری است که از رسیدن ادرار به جاهای دیگر جلوگیری می‏کند خود را حفظ نماید، و احتیاط واجب آن است که پیش از هر نماز مخرج ادرار را که نجس شده آب بکشد. و نیز کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن مدفوع خودداری کند، چنانچه ممکن باشد باید به مقدار نماز از رسیدن مدفوع به جاهای دیگر جلوگیری نماید. و احتیاط واجب آن است که اگر مشقّت ندارد، برای هر نماز مخرج مدفوع را آب بکشد. مسأله 312 ـ کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خودداری کند، در صورتی که ممکن باشد به مقدار نماز از خارج شدن ادرار یا مدفوع جلوگیری نماید، بهتر آن است که جلوگیری نماید، اگرچه خرج داشته باشد. بلکه اگر مرض او به آسانی معالجه شود، بهتر آن است که خود را معالجه نماید. مسأله 313 ـ کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خودداری کند، بعد از آنکه مرض او خوب شد، لازم نیست نمازهایی را که در وقت مرض مطابق وظیفه‌اش خوانده قضا نماید. ولی اگر در بین وقت نماز مرض او خوب شود، باید بنا بر احتیاط لازم نمازی را که در آن وقت خوانده دوباره بخواند
  17. thaniashar

    احکام وضو

    شماره مسئله ▼ [۲۹۸] [۲۹۹] [۳۰۰] [۳۰۱] [۳۰۲] [۳۰۳] [۳۰۴] [۳۰۵] [۳۰۶] [۳۰۷] [۳۰۸] [۳۰۹] [۳۱۰] [۳۱۱] [۳۱۲] [۳۱۳] [۳۱۴] [۳۱۵] [۳۱۶] [۳۱۷] [۳۱۸] [۳۱۹] [۳۲۰] [۳۲۱] [۳۲۲] فهرست احکام وضو چیزهایی که باید برای آنها وضو گرفت چیزهایی که وضو را باطل می‏کند احکام وضو مسئله ۲۹۸ ـ کسی که در کارهای وضو و شرایط آن مثل پاک بودن آب و غصبی نبودن آن خیلی شک می‏کند، باید به شک خود اعتنا نکند. مسئله ۲۹۹ ـ اگر شک کند که وضوی او باطل شده یا نه، بنا می‏گذارد که وضوی او باقی است، ولی اگر بعد از ادرار استبراء نکرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتی از او بیرون آید که نداند ادرار است یا چیز دیگر، وضوی او باطل است. مسئله ۳۰۰ ـ کسی که شک دارد وضو گرفته یا نه، باید وضو بگیرد. مسئله ۳۰۱ ـ کسی که می‏داند وضو گرفته و حدثی هم از او سر زده ـ مثلاً ادرار کرده ـ اگر نداند کدام جلوتر بوده، چنانچه پیش از نماز است باید وضو بگیرد و اگر در بین نماز است باید نماز را بشکند و وضو بگیرد، و اگر بعد از نماز است نمازی که خوانده صحیح است، و برای نمازهای بعد باید وضو بگیرد. مسئله ۳۰۲ ـ اگر بعد از وضو یا در بین آن یقین کند که بعضی جاها را نشسته یا مسح نکرده است، چنانچه رطوبت جاهایی که پیش از آن است به جهت طول مدّت خشک شده، باید دوباره وضو بگیرد، و اگر خشک نشده یا به جهت گرمی هوا و مانند آن خشک شده، باید جایی را که فراموش کرده و آنچه بعد از آن است بشوید یا مسح کند. و اگر در بین وضو در شستن یا مسح کردن جایی شک کند، باید به همین دستور عمل نماید. مسئله ۳۰۳ ـ اگر بعد از نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نمازش صحیح است، ولی باید برای نمازهای بعد وضو بگیرد. مسئله ۳۰۴ ـ اگر در بین نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، ـ بنا بر احتیاط واجب ـ باید وضو بگیرد و نماز را دوباره بخواند. مسئله ۳۰۵ ـ اگر بعد از نماز بفهمد که وضوی او باطل شده ولی شک کند که قبل از نماز باطل شده یا بعد از نماز، نمازی که خوانده صحیح است. مسئله ۳۰۶ ـ اگر انسان مرضی دارد که ادرار او قطره قطره می‏ریزد یا نمی‌تواند از بیرون آمدن مدفوع خودداری کند، چنانچه یقین دارد که از اوّل وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پیدا می‏کند، باید نماز را در وقتی که مهلت پیدا می‏کند بخواند، و اگر مهلت او به مقدار کارهای واجب نماز است، باید در وقتی که مهلت دارد، فقط کارهای واجب نماز را به‌جا آورد و کارهای مستحب مانند اذان و اقامه و قنوت را ترک نماید. مسئله ۳۰۷ ـ اگر به مقدار وضو و قسمتی از نماز مهلت پیدا می‏کند و در بین نماز یک دفعه یا چند دفعه ادرار یا مدفوع از او خارج می‌شود، احتیاط لازم آن است که در مهلتی که دارد وضو گرفته و نماز بخواند، ولی در میان نماز یا بعد از نماز لازم نیست به سبب ادرار یا مدفوع خارج شده، وضو را تجدید کند بلکه حتّی یک وضو برای چندین نمازش کافی است، مگر اینکه چیز دیگری که وضو را باطل می‏کند، مانند خواب از او سر بزند و یا ادرار و مدفوع به طور طبیعی از او خارج شود، و بهتر است برای نماز بعدی وضو بگیرد. مسئله ۳۰۸ ـ کسی که ادرار یا مدفوع طوری پی‌درپی از او خارج می‌شود که به مقدار وضو و قسمتی از نماز مهلت پیدا نمی‌کند، یک وضو برای چندین نمازش کافی است، مگر اینکه چیز دیگری که وضو را باطل می‏کند، مانند خواب از او سر بزند، و یا ادرار و مدفوع به طور طبیعی از او خارج شود، و بهتر آن است که برای هر نماز یک وضو بگیرد، ولی برای سجده و تشهّد قضا شده و نماز احتیاط وضوی دیگری لازم نیست. مسئله ۳۰۹ ـ کسی که ادرار یا مدفوع پی‌درپی از او خارج می‌شود، لازم نیست بعد از وضو فوراً نماز بخواند، اگرچه بهتر این است که به نماز مبادرت نماید. مسئله ۳۱۰ ـ کسی که ادرار یا مدفوع پی‌درپی از او خارج می‌شود، بعد از وضو گرفتن جایز است که نوشته قرآن را مس نماید اگرچه در غیر حال نماز باشد. مسئله ۳۱۱ ـ کسی که ادرار او قطره قطره می‏ریزد، باید برای نماز به‌وسیله کیسه‌ای که در آن پنبه یا چیز دیگری است که از رسیدن ادرار به جاهای دیگر جلوگیری می‏کند خود را حفظ نماید، و احتیاط واجب آن است که پیش از هر نماز مخرج ادرار را که نجس شده آب بکشد. و نیز کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن مدفوع خودداری کند، چنانچه ممکن باشد باید به مقدار نماز از رسیدن مدفوع به جاهای دیگر جلوگیری نماید. و احتیاط واجب آن است که اگر مشقّت ندارد، برای هر نماز مخرج مدفوع را آب بکشد. مسئله ۳۱۲ ـ کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خودداری کند، در صورتی که ممکن باشد به مقدار نماز از خارج شدن ادرار یا مدفوع جلوگیری نماید، بهتر آن است که جلوگیری نماید، اگرچه خرج داشته باشد. بلکه اگر مرض او به آسانی معالجه شود، بهتر آن است که خود را معالجه نماید. مسئله ۳۱۳ ـ کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خودداری کند، بعد از آنکه مرض او خوب شد، لازم نیست نمازهایی را که در وقت مرض مطابق وظیفه‌اش خوانده قضا نماید. ولی اگر در بین وقت نماز مرض او خوب شود، باید بنا بر احتیاط لازم نمازی را که در آن وقت خوانده دوباره بخواند. مسئله ۳۱۴ ـ اگر کسی مرضی دارد که نمی‌تواند از خارج شدن باد جلوگیری کند، باید به وظیفه کسانی که نمی‌توانند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خودداری کنند عمل نماید. چیزهایی که باید برای آنها وضو گرفت مسئله ۳۱۵ ـ برای شش چیز وضو گرفتن واجب است: اوّل: برای نمازهای واجب غیر از نماز میت. و در نمازهای مستحب وضو شرط صحت است. دوّم: برای سجده و تشهّد فراموش شده، اگر بین آنها و نماز حدثی از او سر زده، مثلاً ادرار کرده باشد، ولی برای سجده سهو واجب نیست وضو بگیرد. سوّم: برای طواف واجب خانه کعبه که جزء حج یا عمره باشد. چهارم: اگر نذر یا عهد کرده، یا قسَم خورده باشد که وضو بگیرد. پنجم: اگر نذر کرده باشد که قرآن را مثلاً ببوسد. ششم: برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده، یا برای بیرون آوردن آن از دستشویی و مانند آن، در صورتی که مجبور باشد دست یا جای دیگر بدن خود را به خط قرآن برساند. ولی چنانچه معطّل شدن به مقدار وضو بی‌احترامی به قرآن باشد، باید بدون اینکه وضو بگیرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد، یا اگر نجس شده آب بکشد. مسئله ۳۱۶ ـ مس نمودن خط قرآن، یعنی رساندن جایی از بدن به خط قرآن برای کسی که وضو ندارد حرام است. ولی اگر قرآن را به زبان فارسی یا به زبان دیگر ترجمه کنند، مس آن اشکال ندارد. مسئله ۳۱۷ ـ جلوگیری بچه و دیوانه از مس خط قرآن واجب نیست، ولی اگر مس نمودن آنان بی احترامی به قرآن باشد باید از آن جلوگیری کنند. مسئله ۳۱۸ ـ کسی که وضو ندارد ـ بنا بر احتیاط واجب ـ حرام است اسم خداوند متعال و صفات خاصه او را به هر زبانی نوشته شده باشد، مس نماید. و بهتراست که اسم مبارک پیامبر و امامان و حضرت زهرا(علیهم السلام) را هم مس ننماید. مسئله ۳۱۹ ـ وضو هر وقت بگیرد چه قبل از وقت نماز نزدیک به آن، یا با فاصله، و چه بعد از دخول وقت اگر به قصد قربت باشد صحیح است، و نیت وجوب و استحباب لازم نیست بلکه اگر اشتباهاً نیت وجوب کند و بعد معلوم شود واجب نبوده وضو صحیح است. مسئله ۳۲۰ ـ کسی که یقین دارد وقت داخل شده، اگر نیت وضوی واجب کند و بعد از وضو بفهمد وقت داخل نشده، وضوی او صحیح است. مسئله ۳۲۱ ـ مستحب است کسی که وضو دارد برای هر نماز دوباره وضو بگیرد، و بعضی از فقهاء فرموده‌اند: مستحب است انسان برای نماز میت، و زیارات اهل قبور، و رفتن به مسجد و حرم امامان(علیهم السلام)، و برای همراه داشتن قرآن و خواندن و نوشتن آن، و مس حاشیه قرآن، و برای خوابیدن وضو بگیرد. ولی مستحب بودن وضو در این موارد ثابت نیست. بلی اگر به احتمال مستحب بودنش وضو بگیرد وضویش صحیح است، و هر کاری که باید با وضو انجام داد می‌تواند به‌جا آورد، مثلاً می‌تواند با آن وضو نماز بخواند. چیزهایی که وضو را باطل می‏کند مسئله ۳۲۲ ـ هفت چیز وضو را باطل میکند: اوّل: ادرار، و در حکم ادرار است ظاهراً رطوبت مشتبهی که از انسان بعد از ادرار و قبل از استبراء خارج می‌شود. دوّم: مدفوع. سوّم: باد معده و روده که از مخرج مدفوع خارج شود. چهارم: خوابی که به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود، ولی اگر چشم نبیند و گوش بشنود وضو باطل نمی‏شود. پنجم: چیزهایی که عقل را از بین می‏برد، مانند دیوانگی و مستی و بیهوشی. ششم: استحاضه زنان که بعداً ذکر خواهد شد. هفتم: جنابت، بلکه بنا بر احتیاط مستحب هر کاری که برای آن باید غسل کرد. ◀ بازگشت به فهرست
  18. مهمان

    قطره خشک بودن محل مسح

    سوال دوم اینکه بعد از اتمام شستن دست راست برای مسح دست ها نباید با تری خارج مخلوط شود حال اگر ‌ ۱-به شلوار دست زده و شلوار تر شود دست حرکت کند و دوباره به همان جای تر برخورد کند یا دست را برداریم و دوباره روی آن موضع قرار دهیم آب خارج حساب می شود؟ ۲-هنگام بردن دست به سمت سر برای مسح آب دست بریزد روی محل مسح بعد از مسح کشیدن دست با آب خارج تماس‌ پیدا کرده محسوب میشود و مسح پا نمیتوان کشید؟ ۳- هنگام مسح پا که باید اگر چند قطره آب باشد یا چند قطره آب دست بریزد و یا اگر تر باشد چه؟
  19. مهمان

    ۱۹۷۰

    سلام و وقت بخیر بنده نخ دندان داشتم میکشیدم که متوجه شدم خونی شد لثه ام بر اثر نخ دندان، آب دهانم را قورت ندادم و باقی دندان هایم را با همان دهان آب نکشیده و همان نخ تمیز کردم بعدش آب دهانم خارج شد و روی فرشی ک ایستادم حدود یک قطره ای ریخت. آیا فرش نجس است و بایذ شسته شود؟
  20. مهمان

    غسل جنابت بعد از ریختن منی روی بدن

    𝑻𝑯𝟏𝟒: سلام علیکم اگر قطره ای از آب منی مرد بالای بدن زن (گردن) بریزد، آیا زن باید غسل جنابت نماید؟؟ اگر نه حکم این مسأله چیست؟؟ سلام علیکم رابطه با یک زن در چه حالتی زنا گفته میشود، ممنون از شما.
  21. مهمان

    شک در نجاست

    سلام .اگر پرنده و ديگر حيوانات در آب نجس بيفتند و نجس شود ،ايا بايد آب کشيده شوند؟يا با خشک شدن پاک ميشوند؟ 2-اگر لباسها را روي طناب پهن کنيم و با زمين سفت و يه شي ديگر نجس نيم متر فاصله داشته باشد و چند قطره باران ببارد (عرفا باران نيست و فقط قطرات کم است)و با آن محل نجس بخورد کند و يقينا قطره پاشيده ميشود ؟لباس ها نجس ميشود؟ ۳-کفش ايمني اي داشتم که متنجس شده وقتي آن را خواستم تطهير کنم که از کفش به دستکش رنک افتاد که متوجه شدم جرم دارد وقتي روي آن را دست کشيدم پاک شده ،آيا تطهير کفش اشکال دارد و دستکش که به کفش نجس برخورد داشته و از آن جرم گرفته نجس است؟ ایت الله سیستانی
  22. سلام من در روز ۷ ام عادت ماهانه ام غسل کردم و روزه هم گرفتم اما نیمه شب خون کم رنگی دیدم که خیلی کم بود به قدری دو قطره حکم روزه اون روز مه چی بوده ایا درست بوده یا نه قضا داره
  23. مهمان

    ۱۵۶۳

    بنده هنگام وضو گرفتن وقتی داشتم دست چپ را میشستم ناگهان نوک انگشتانم با فلز شیر آب برخورد کرد و چند قطره روی انگشتانم آمد و مسح سر و پا انجام دادم ایا وضو بنده باطل است؟
  24. مهمان

    ۱۴۵۴

    سلام علیکم آیا اگر پایمان با قطره ای ادرار نجس شود و همان پا را بلافاصله و بدون بر طرف کردن عین نجاست، یک بار به زیر آب لوله کشی شهری بگیریم، آیا پایمان تطهیر می شود؟
  25. مهمان

    منی

    سلام و خسته نباشید خدمت تمام عزیزان . در مورد تشخیص منی سوال داشتم . گاهی وقتا بعد از استبرا یا قبل ادرار آبی از بدنم خارج میشه که لزج و چسبناک ولی با جستن و لذت جنسی نیست . بعضی مواقع هم زمانی که عکس تحریک کننده یا سخن در مورد شهوت ... پیش میاد این اتفاق میوفته و این آب که حدود چند قطره هست که اونم به زور خارج میشه همش آزارم میده و میرم حمام و غسل لطفاً راهنمایی کنید زندگیم داغون کرده هر روز حمام ...... زمانی که فشار کار سنگین بعدش میرم دستشویی مایع سفید رنگ تیکه تیکه میاد بیرون و لزج
×
×
  • اضافه کردن...