رفتن به مطلب

تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروزرسانی می شود

  1. هفته گذشته
  2. چرا نام مبارک حضرت علی(ع) در قرآن نیامده است؟ پاسخ اجمالی: نام حضرت علی (ع) به‌صورت صریح در قرآن نیامده است؛ زیرا شیوه‌ی قرآن بیان کلیات و واگذاری تفسیر جزئیات به پیامبر اکرم (ص) است، همان‌گونه که درباره‌ی نماز و زکات جزئیات ذکر نشده است. یکی از حکمت‌های الهی در این امر، حفظ قرآن از تحریف و آسیب‌های تعصب‌ورزی دشمنان بوده تا کتاب الهی از دستبرد مصون بماند. افزون بر این، زمینه‌ی اجتماعی آن زمان برای پذیرش آشکار امامت آماده نبود و بیان نام امامان می‌توانست به مخالفت‌ها و تهمت‌های قبیله‌ای دامن بزند. با این حال، بسیاری از آیات قرآن مانند آیه ولایت، مباهله، تطهیر و اطعام به‌روشنی بر مقام امامت و ولایت اهل‌بیت (ع) دلالت دارند. پاسخ تفصیلی: ۱. مقدمه: جایگاه معنوی امامت در قرآن در پهنه گسترده معارف الهی، هر حقیقتی از سرچشمه هدایت جاری می‌شود؛ اما برخی حقایق همچون گوهرهایی در لایه‌های عمیق‌تر معنا نهفته‌اند که درک آن‌ها نیازمند تدبر است. مسئله امامت از همین سنخ است؛ حقیقتی بنیادین که نه تنها در آیات فراوان ریشه دارد، بلکه تداوم‌بخش روح رسالت نبوی است. قرآن کریم در آیات بسیاری به مسئله‌ی امامت اشاره کرده است، تا جایی که عالمان بزرگ قرآن‌پژوه، آیات مربوط به ولایت و امامت را به سه دسته کلیدی تقسیم کرده‌اند: [1] اول: آیاتی که به خلافت و ولایت عام بر مسلمانان اشاره دارد. دوم: آیاتی که فضایل کلی اهل‌بیت (ع) را برمی‌شمارد. سوم: آیاتی که به فضایل اختصاصی و منحصر‌به‌فرد امیرالمؤمنین (ع) می‌پردازد؛ مانند آیه لیله المبیت[2] و آیه سقایه الحاج. [3] ۲. حکمت‌های عدم تصریح به نام ائمه (ع) الف) سنت الهی در آزمایش و اختیار انسان: در تشريع احكام الهى وبيان مسايل مربوط به شريعت، تنظيم وجريان كلى امور همواره با این حكمت همراه است که زمينه آزمایش افراد فراهم شود و انسانها با استفاده از اراده واختیار خود در جهت اطاعت از اوامر و نواهی الهی - كه در نهايت به تكامل آنها منجر میشود - گام بردارند.[4] ب) بیان کلیات و ارجاع جزئیات به پیامبر (ص): این پرسش در صدر اسلام نیز مطرح بود. ابی‌بصیر همین سوال را از امام صادق (ع) پرسید. حضرت در پاسخی راهگشا فرمودند: همان‌گونه که نماز و زکات به عنوان اصول عبادات در قرآن آمده، اما جزئیات آن‌ها (مانند تعداد رکعات یا نصاب زکات) ذکر نشده و تبیین آن به پیامبر (ص) واگذار شده است، موضوع امامت نیز در قالب مفاهیم کلی بیان گشته و تفسیر مصادیق آن بر عهده فرستاده خدا نهاده شده است.[5] ج) صیانت از قرآن در برابر خطر تحریف: خداوند متعال تضمین کرده است که خود حافظ کتاب آسمانی خواهد بود: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ».[6] یکی از تدبیرهای الهی برای جلوگیری از انگیزه تحریف توسط منافقان و دشمنان کینه‌توز، عدم ذکر صریح نام ائمه (ع) بود. اگر نام ایشان صراحتاً می‌آمد، بیم آن می‌رفت که متعصبان برای حذف این اسامی، کل اعتبار و تمامیت قرآن را به خطر اندازند. د) آماده نبودن اجتماع و تعصبات قبیله‌گرایی: شهید مطهری در تحلیلی دقیق بیان می‌کند که هیچ حکمی به اندازه امامتِ علی (ع) با مقاومت اجتماعی روبرو نبود. روحیه قبیله‌گرایی عرب و ترس از اینکه پیامبر (ص) بخواهد برای خاندان خود امتیاز ویژه‌ای (خلافت موروثی) قائل شود، پذیرش این امر را دشوار کرده بود. [7] حساسیت این موضوع در واقعه غدیر خم مشهود است؛ جایی که پیامبر (ص) تنها پس از دریافت تضمین حفاظت الهی و نزول آیه اکمال دین،[8] مأموریت ابلاغ ولایت را علنی کرد. ۳. شیوه‌ی بیان فضایل اهل‌بیت (ع) در آیات آیات مربوط به اهل‌بیت(ع) را می‌توان در دو گروه بررسی کرد: ۱. آیات خاص و صریح در شأن: این آیات به مقامات بی‌بدیل ایشان اشاره دارند؛ مانند: آیه تطهیر[9]: گواهی بر عصمت و پاکی مطلق آنان. [10] آیه مباهله[11]: معرفی علی (ع) به عنوان «نَفْس» و جانِ پیامبر. [12] آیه اطعام[13]: تجلی ایثار و اخلاص اهل‌بیت. [14] ۲. آیات عام که درباره‌ی انسان‌های صالح و برگزیده سخن می‌گوید اما اهل‌بیت(ع) مصداق کامل و نهایی آن‌ها هستند: آیه خیر البریّة[15]: که پیامبر (ص) بارها علی (ع) و شیعیانش را مصداق «بهترین مخلوقات» نامیدند. [16] سوره فجر[17]: که آیات پایانی آن بر آرامش وجودی امام حسین (ع) تطبیق شده است. [18] سوره قصص[19]: که وعده پیروزی مستضعفان و وراثت زمین را از طریق ظهور حضرت مهدی (عج) تبیین می‌کند. [20] نتیجه‌گیری: امامت در منطق قرآن، یک جریان مستمر هدایت است که از پیامبران آغاز شده و در وجود معصومین (ع) تجلی یافته است. عدم ذکر نام صریح، نه تنها کاستی نیست، بلکه رمزی حکیمانه برای حفاظت از حقیقت در برابر تحریف و کینه‌توزی است. قرآن با زبانِ «نشانه‌ها»، مسیر را برای حقیقت‌جویان گشوده است؛ چرا که امامت حقیقتی است که تنها با نور ایمان و بصیرت درک می‌شود و تا پایان تاریخ، چراغ راه انسان‌های مؤمن باقی خواهد ماند. [1] آيات الولاية في القرآن، مكارم الشيرازي، الشيخ ناصر، ص: 6 [2] البقرة/ الآية 207 (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ) رجوع شود به: آيات الولاية في القرآن، مكارم الشيرازي، الشيخ ناصر، ص: 211 [3] التوبة / آيات 19 الى 22 (أَجَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ * يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مُقِيمٌ * خالِدِينَ فِيها أَبَداً إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ) رجوع شود به: آيات الولاية في القرآن، مكارم الشيرازي، الشيخ ناصر، ص: 229 [4] در پرتو ولايت، مصباح یزدی، محمد تقی، ص: 67 [5] الکافی، الشیخ الکلینی، ج1، ص286 [6] حجر/9 (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ) [7] امامت و رهبری، مطهری، مرتضی، ص157 [8] مائده/3 (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا) [9] احزاب/33 (إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا) [10] آيات الولاية في القرآن، مكارم الشيرازي، الشيخ ناصر، ص: 126 [11] آل عمران/61 (فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ) [12] آيات الولاية في القرآن، مكارم الشيرازي، الشيخ ناصر، ص: 160 [13] انسان/8 (وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا) [14] آيات الولاية في القرآن، مكارم الشيرازي، الشيخ ناصر، ص: 163 [15] بینه/7 (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ) [16] الميزان في تفسير القرآن، العلامة الطباطبائي، ج: 20، ص: 341 / الدر المنثور في التفسير بالماثور، السيوطي، جلال الدين، ج: 8، ص: 589 / تفسير روح المعاني - ط دار العلمية، الألوسي، شهاب الدين، ج: 15، ص: 432 [17] فجر/ 27الی 30 (يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ - ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً - فَادْخُلِي فِي عِبَادِي - وَادْخُلِي جَنَّتِي) [18] العوالم، الإمام الحسين، البحراني، الشيخ عبد اللّه، ص: 98 [19] قصص/5 (وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ) [20] التبيان في تفسير القرآن، الشيخ الطوسي، ج: 8، ص: 129
  3. ناظم

    وضو

    سلام علیکم با وضویی که برای استحباب یا درس خواندن گرفته باشد خواندن نماز واجب اشکال ندارد. وضوی‌ گرفته شده چه نزدیک اذان باشد یا دور از اذان باشد به نیت ثواب و استحباب وضو گرفته شود برای نماز اشکال ندارد. کارشناس: #موحدی_فر کارشناس ارشد: #پردل #t_79206
  4. ناظم

    نماز

    سلام علیکم گفتن اذان و اقامه برای نمازهای مستحبی جایز نیست. کارشناس: #جلیلی_فخار کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_79205
  5. ناظم ارشد

    روزه و تحصیل

    سلام علیکم روزه گرفتن بر شما واجب است و باید روزه را بگیرید و با توکل بر خدا اقدام به شرکت در کنکور کنید.
  6. horia

    وضو

    با وضوئی که آدم برای درس خواندن میگیره مثلا از خواب بیدار میشه یا برای قرآن خواندن یا برای نماز حاجت یا برای دعا و... آیا میشه نماز واجبی رو بخونیم ؟ یا باید نیتی بکنیم چه نیتی؟و اینکه کسی مثلا ۵ دقیقه پیش از اذان وضو بگیره میده نماز واجب اش را بخواند؟
  7. gholamreza1341

    نماز

    با سلام - آیا در نمازهای مستحبی مثل نماز غفیله ،اقامه جزوی از آن است و آیا ترک اقامه در نمازهای مستحبی از فضیلت آن می کاهد؟
  8. ناظم ارشد

    روزه و تحصیل

    سلام علیکم با عرض پوزش، جواب سؤال دیگری ثبت شده بود. سؤال شما در دست بررسی است و پس از رسیدن به نتیجه قطعی پاسخ به شما منتقل خواهد شد.
  9. جدیدا
  10. فاطمه ق

    روزه و تحصیل

    سلام ببخشید فکر کنم اشتباهی شده..سوال من در مورد این موضوع نیست
  11. ناظم

    خمس اموال یتیم

    سلام علیکم اگر دفتر مرجع تقلید از وجوهات شرعیه به این یتیم کمک می‌کند خمس ندارد واگر از صدقات یا رد مظالم است اگر از زمانی که پول را گرفته است یک سال بگذرد و خرج نکند باید خمسش را بدهد و اگر قبل از یک سال مصرف کند خمس ندارد باید قیم و سرپرست آن یتیم خمس را پرداخت نماید کارشناس: #بامشکی کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_76848
  12. فاطمه ق

    روزه و تحصیل

    سلام در مورد روزه ماه رمضان سوال داشتم من کل زندگیم گذاشتم پای کنکور امسال..مالی روحی روانی و...از همه جوانب که فکر کنید زندگی و آیندم کلا بستگی به قبولیم داره و جز قبولیم دلیلی برای ادامه زندگیم ندارم در این حد مسئله مهمیه برام با روزه گرفتن هم مشکلی ندارم فقط در طول روز سطح انرژیم پایین میاد درس خوندنم خیلی سختتر میشه و از طرفی حین مطالعه همیشه قهوه میخورم در غیر این صورت نمیتونم مطالعه مفیدی داشته باشم و عملا یک ماه به درس خوندنم لطمه وارد میشه که غیر قابل جبرانه امکان مسافرت روزانه رو ندارم میخواستم بدونم چیکار میتونم بکنم؟
  13. ناظم

    وقت نماز صبح

    سلام علیکم بین مراجع درباره فجر صادق اختلافی نیست وقتی که نزدیک اذان صبح از طرف مشرق سفیده‌ای رو به بالا حرکت می‌کند و آن سفیدی پهن شود فجرصادق حاصل می‌شود. برای محقق شدن فجر صادق دو ویژگی لازم است ۱-آنکه روشنایی و نور گسترده شده و مقداری باشد که سیاهی افق را کاملاً شکافته و مانند رودی هر چند باریک برای مشاهده کننده نمایان شود . ۲-آنکه روشنایی و نور نمایان شده کاملاً سفید باشد. همزمان با طلوع فجر باید امساک شود. برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به: https://mesb.ir/j1-962 کارشناس: #موحدی_فر کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_76845
  14. ناظم

    حق الناس

    سلام علیکم بر عهده شما چیزی نیست، البته در هر حالتی استغفار مناسب است. کارشناس: #مصدق کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_76846
  15. ناظم

    جنابت

    سلام علیکم اگر شخصی جنب شود باید غسل جنابت انجام بدهد و الا نمازهایی که می‌خواند باطل است پس قبل از نماز باید اول غسل کند بعد نماز بخواند کارشناس: #شوندی کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_76849
  16. ناظم

    تعیین نوع عادت در حیض

    سلام علیکم در فرض سؤال، مضطربه بوده و صاحب عادت وقتی وعددیه نمی‌باشید. لکه‌بینی معمولاً به خون‌دیدن مقطعی و غیر پیوسته گفته می‌شود و حداقل و حداکثر ندارد. از نظر احکام گاهی حکمش با خونریزی دائم یکسان و گاهی دارای احکام خاص می‌باشد که تفصیلاتش زیاد است. کارشناس: #محمدآبادی کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_76062
  17. حلیمب

    حق الناس

    سلام وقت بخیر دقیق خاطرم نیست که ۸ ساله بودم یا ۹ ساله برای همین نمیتوانم دقیق بگوییم که به سن تکلیف رسیده بودم یا خیر در سفری با یکی از اقوام سر موضوع پیش پا افتاده ای کینه به دل گرفتم و به فکر انتقام از سر بچگی زدم خدا مرا ببخشد باعث شدم که مادرش او را بزند کلام دروغی نگفتم بلکه با استفاده از کاری که او میکرد و خانواده اش حساسیت داشتن باعث شدم او کتک بخورد در اینکه بعدش عذرخواهی کردم یا نه به طور دقیق چون سال های زیادی گذشته شک دارم خاطراتی نامفهوم دارم به شدت احساس عذاب وجدان میکنم آیا استغفار از خداوند کافیست
  18. العلم نور

    خمس اموال یتیم

    آیا به پولی که دفاتر مراجع عظام به یتیم میدهد خمس تعلق می گیرد اگر تعلق می گیرد چه کسی خمس یتیم را بدهد؟
  19. سید مرتضی

    جنابت

    سلام علیکم و رحمت الله بنده میخوام بدونم اگر کسی خودش تحریک کنه و جنب بشه و بعد به کار روز مره برسد و نماز ظهر و مغرب را هم با وضو بخواند نمازش درست میباشد یا نه ؟
  20. امام علی (ع) چگونه شخصیتی بوده است؟ پاسخ اجمالی: حضرت علی (ع)، نخستین ایمان‌آورنده به پیامبر اسلام (ص)، در کعبه چشم به جهان گشود و به تصریح پیامبر و فرمان الهی، جانشین بلافصل ایشان معرفی شد. پس از رحلت پیامبر، خلافت از مسیر الهی منحرف شد و امام با صبر و مقاومت، حق خود را مطالبه کرد. در دوران خلافت، با ناکثین، قاسطین و مارقین به مبارزه برخاست و در نهایت، در ۲۱ رمضان سال ۴۰ هجری به شهادت رسید. پیکر مطهرش شبانه در نجف دفن شد و محل قبر تا زمان امام صادق (ع) مخفی ماند. پاسخ تفصیلی: حضرت علی (ع)در سیزدهم رجب سال ۳۰ عام‌الفیل، در شهر مکه و درون خانه کعبه چشم به جهان گشود؛ او فرزند ابو‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم، از خاندان هاشمی و قریشی، نخستین امام شیعیان[1] و چهارمین خلیفه از خلفای راشدین نزد اهل سنت است.[2] او نخستین ایمان‌آورنده به پیامبر اسلام(ص) بود و از دیدگاه شیعه، به فرمان الهی و تصریح پیامبر، جانشین بلافصل ایشان به شمار می‌آید.[3] آیات قرآن نیز بر پاکی و عصمت او از هرگونه آلودگی گواهی می‌دهند. [4] پدرش ابوطالب، عمو و حامی پیامبر اسلام (ص) بود که پس از سال‌ها حمایت از پیامبر، در ۲۶ رجب در حالی که ایمان خود را از سایرین پنهان نموده بود،[5] درگذشت.[6] مادرش فاطمه بنت اسد از زنان بزرگ قریش بود. [7] برادران او طالب، عقیل، جعفر و خواهرش ام‌هانی (فاخته یا جمانه) بودند.[8] مشهورترین کنیه امام، «ابوالحسن» است[9] و از القاب برجسته ایشان می‌توان به «وصی پیامبر»، «همسر بتول»، «نابودکننده شرک»، «کَننده در خیبر»، «پدر امامان»، «خلیفه خدا»، «امیرالمؤمنین»، «ابوتراب» و «حیدر» اشاره کرد. [10] در شش‌سالگی، به‌سبب قحطی در مکه، پیامبر اکرم برای کمک به ابوطالب، علی (ع) را به خانه خود برد و سرپرستی او را برعهده گرفت. [11] امام علی بعدها از آن دوران چنین یاد می‌کند: «پیامبر مرا در کنار خود می‌نشاند، بر سینه‌اش جای می‌داد، در بسترش می‌خوابانید، و غذایی را که می‌جَوید، به من می‌خورانید؛ هرگز دروغی از من نشنید و خطایی در کردارم ندید.» [12] نخستین همسر امام، حضرت فاطمه (س) دختر پیامبر بود. [13] با وجود خواستگاری افراد برجسته، پیامبر ازدواج زهرا را به فرمان الهی دانست. [14] تاریخ ازدواج ایشان بنا بر نقل مورخان، یا اول ذی‌الحجه سال دوم هجری[15] یا ۲۱ محرم بوده است. [16] حاصل این ازدواج پنج فرزند بود: حسن، حسین، محسن(که سقط شد)، زینب کبری و ام‌کلثوم کبری.[17] پس از شهادت حضرت فاطمه (س)، امام علی (ع) به وصیت ایشان با امامه دختر ابوالعاص ازدواج کرد.[18] دیگر همسران ایشان عبارتند از: خوله بنت جعفر، ام‌البنین، ام‌حبیب بنت ربیعه، اسماء بنت عمیس، ام‌سعید، ام‌شعیب مخزومیه، هملاء بنت مسروق و محیاه بنت امری‌القیس.[19] امیرالمؤمنین علی (ع) در روز غدیر خم، به فرمان الهی، به عنوان جانشین و امام پس از پیامبر اکرم (ص) معرفی شد و این ولایت به‌صورت عمومی اعلام گردید.[20] این اعلان تاریخی، برخی را بر آن داشت تا برای تصرف خلافت پس از رحلت پیامبر برنامه‌ریزی کنند. پس از وفات رسول خدا (ص)، گروهی از انصار در سقیفه بنی‌ساعده گرد هم آمدند تا خلافت را به دست گیرند، اما عمر و ابوبکر با آگاهی از این تجمع، خود را به سقیفه رسانده و با بهره‌گیری از اختلافات میان اوس و خزرج و اعمال فشار، انصار را به پذیرش خلافت ابوبکر واداشتند.[21] بدین ترتیب، خلافت از مسیر الهی منحرف شد و حق امیرالمؤمنین علی (ع)نادیده گرفته شد. حضرت علی (ع) با امتناع از بیعت و مقاومت در برابر جریان سقیفه، مخالفت خود را با غصب خلافت آشکار ساختند. این ایستادگی موجب شد که گروهی از طرفداران سقیفه به خانه ایشان یورش برده و امام را با زور از خانه خارج کنند. [22] بنابر برخی نقل‌ها، حضرت تا پس از شهادت حضرت زهرا (س) از بیعت خودداری کردند. [23] با این حال، در برابر شرایط پیش‌آمده، از قیام مسلحانه پرهیز کرده و راه صبر را برگزیدند. چنان‌که خود فرمودند: دیدم که در آن شرایط، صبر خردمندانه‌تر است؛ پس راه شکیبایی را برگزیدم، هرچند تلخ و دشوار بود، چون کسی که خار در چشم و استخوان در گلو دارد، و می‌دیدم میراثم به تاراج می‌رود. [24] با آغاز خلافت حضرت، امام با طلحه، زبیر و عایشه که بیعت را نقض کرده بودند جنگیدند و با حمایت مردم کوفه پیروز شدند. لذا امام از این باب از آنها راضی بودند.[25] در سال چهلم هجری امام با خوارج وارد جنگ شد و آنان را شکست داد. [26] سپس با معاویه وارد نبرد شد و برخی از اصحاب امام به این امر شهادت دادند که معاویه در طلب دنیا خود است و خون عثمان را بهانه قرار داده است لذا از امام خواستند تا فرمان نبرد با او را صادر کنند .[27] امام تلاش کرد مردم عراق را برای مقابله با شام بسیج کند، اما همراهی نکردند، و معاویه با سوءاستفاده از این ضعف، به قلمرو امام یورش برد و زمینه تسلط بر عراق را فراهم ساخت. [28] شهادت و محل دفن امام علی(ع) امام در حال آماده‌سازی سپاه برای حرکت به صفین بود که در بامداد ۱۹ رمضان سال ۴۰ هجری، به دست عبدالرحمن بن ملجم مرادی مجروح شد و در ۲۱ رمضان به شهادت رسید. درباره شب ضربت خوردن ایشان، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ ابن ابی‌الحدید شب ۱۷ رمضان را قول مشهور می‌داند، در حالی‌که روایت ابی‌مخنف و نظر غالب شیعیان، شب ۱۹ رمضان را تأیید می‌کند.[29] منابع تاریخی از توطئه خوارج برای قتل سه تن ازجمله: امام، معاویه و عمرو بن عاص یاد کرده‌اند و نقش زنی به نام قطام نیز در جریان شهادت حضرت علی (ع) ذکر شده است. [30] پس از شهادت، فرزندان امام، حسن، حسین و محمد بن حنفیه با همراهی عبدالله بن جعفر، پیکر ایشان را شبانه در غریین (نجف کنونی) دفن کردند تا از تعرض دشمنان در امان بماند؛[31] چرا که بیم آن می‌رفت بنی‌امیه و خوارج قبر را نبش کرده و به پیکر مطهر امام بی‌احترامی کنند. خود امام نیز وصیت کرده بود که محل دفن او مخفی بماند.[32] این مکان تنها برای فرزندان و یاران خاص ایشان شناخته شده بود تا اینکه امام صادق (ع) در زمان منصور عباسی، در سال ۱۳۵ هجری، محل قبر را در نجف آشکار ساخت.[33] [1] الارشاد، الشیخ المفید، ج1، ص5 [2] النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، ابن الاثیر، مجد الدین، ج2، ص225 / لسان العرب، ابن منظور، ج3، ص175 [3] مائده/ 67 (يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ) [4] احزاب/ 33 (...إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا) [5] الأمالي، الشيخ الصدوق، ج: 1، ص: 712 / الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج: 1، ص: 448 [6] مصباح المتهجد، الشيخ الطوسي، ج: 1، ص: 812 [7] الارشاد، الشیخ المفید، ج1، ص5 [8] مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج3، ص89 [9] الارشاد، الشیخ المفید، ج1، ص5 [10] مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج1، ص260 [11] السیره النبویه، ابن هشام الحمیری، ج1، ص162 [12] نهج البلاغه، الدشتی، محمد، خطبه 192، ص202 [13] الارشاد، الشیخ المفید، ج1، ص5 [14] بحار الانوار، العلامه المجلسی، ج43، ص125 [15] مسار الشیعه، الشیخ المفید، ص17 [16] الاقبال بالاعمال الحسنه، السید بن طاووس، ج3، ص92 [17] مستدرک عوالم العلوم و المعارف، الشيخ عبد الله البحراني الأصفهاني ، ج11، ص938 [18] بحار الانوار، العلامه المجلسی، ج81، ص233 [19] مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج3، ص305 [20] الامام علي عليه‌السلام من المهد الي اللحد، قزويني، محمدكاظم، ص194-196 [21] همان ، ص: 229 [22] الإمامة والسياسة - ت الزيني ، الدِّينَوري، ابن قتيبة ، ج1، ص20 [23] السقيفه ، مظفر، محمدرضا، ص149 [24] نهج البلاغه، الدشتی، محمد، خطبه 3، ص 9 [25] سيره أمير المؤمنين ، على الكوراني العاملي ، ج3، ص255 [26]ناسخ التواریخ زندگانی حضرت امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام، محمدتقی لسان‌الملک سپهر، ج4، ص 46 [27] همان، ج1، ص375 [28] گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، جعفریان، رسول، ص153 [29] شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص15 [30] گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، جعفریان، رسول، ص153 [31] الارشاد، الشیخ المفید، ج1، ص25 [32] بحار الانوار، العلامه المجلسی، ج42، ص338 / الارشاد، الشیخ المفید، ج1، ص10 [33] الخرائج و الجرائح، الراوندی، قطب الدین، ج1، ص234
  21. العلم نور

    وقت نماز صبح

    ۱- در طلوع فجر صادق آیا بین آقای سیستانی و بقیه مراجع اختلاف است یا خیر؟ ۲- بر فرض اختلاف ما از کجا بفهمیم بنابه نظر آقای سیستانی آیا فجر طلوع کرده یا خیر ۳- چند دقیقه قبل از طلوع فجر برای روزه گرفتن باید امساک کرد؟
  22. کریمی

    آیا امام علی (ع) علم غیب دارد؟

    آیا امام علی (ع) علم غیب دارد؟ پاسخ اجمالی: بر اساس آیات قرآن و روایات معتبر شیعه، علم غیب به‌طور ذاتی و نامحدود تنها در اختیار خداوند است. اما خداوند می‌تواند بخشی از این علم را به بندگان برگزیده‌اش (پیامبران و امامان) تعلیم دهد. این آگاهی نه مستقل، بلکه به اذن الهی و در چارچوب رسالت و هدایت انسان‌ها است. حضرت علی (ع) نیز به عنوان وصی پیامبر (ص) و حامل علوم او، از جمله کسانی است که به فرمان خدا از بخشی از غیب آگاه شده است. اخبار غیبی نقل‌شده از ایشان درباره‌ی حوادث آینده (مانند حکومت بنی‌امیه، قیام طبرستان، ظهور فاطمیون و حمله مغول) نشان‌دهنده‌ی این موهبت الهی است که در راستای مسئولیت رهبری دینی و هدایت امت به ایشان عطا شده است. پاسخ تفصیلی: بر اساس داده‌های قرآنی، مسئلۀ «اطلاع برخی از بندگان بر غیب» از جمله مباحث مهم در الهیات اسلامی است. قرآن کریم در چند آیه به‌صراحت بیان می‌کند که علم غیب بالذات از آنِ خداوند است،[1] اما در عین حال، امکان «تفویض و تعلیم» بخشی از این آگاهی به برگزیدگان الهی وجود دارد. آیهٔ « او دانای غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمی‌کند - مگر آن کس را که به پیامبری برگزیده است که فرشتگان را از پیش رو و پشت سر او می‌فرستد (تا اسرار وحی را شیاطین به سرقت گوش نربایند)»[2] نشان می‌دهد که اصلِ آگاهی از غیب مختص خداوند است، اما او می‌تواند پیامبران مورد رضایت خویش را بر بخشی از غیب آگاه سازد. آیهٔ دیگری نیز همین معنا را تأیید می‌کند: « و خدا بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه کند. ولی خدا از میان فرستادگانش هر کس را بخواهد [برای آگاه کردن به غیب] برمی گزیند»[3] در سنت حدیثی شیعه، این آیات مبنای مهمی برای تبیین جایگاه معرفتی پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت او تلقی شده است. امام رضا(ع) با استناد به همین آیات، بر این نکته تأکید می‌کند که پیامبر اکرم(ص) از سوی خداوند بر بخشی از غیب آگاه شده و اهل‌بیت(ع) وارثان همین علم هستند. [4] بر اساس این روایات، آگاهی آنان از حوادث گذشته و آینده، نه استقلالی، بلکه در چارچوب تعلیم الهی و به‌عنوان استمرار رسالت تفسیر می‌شود. در روایات مربوط به امیرالمؤمنین علی(ع)، این معنا با بیانی روشن‌تر مطرح شده است. آن حضرت در توصیف تجربۀ خود در کنار پیامبر(ص) می‌فرماید که نور وحی را مشاهده می‌کردم، صدای شیطان را هنگام نزول وحی می‌شنیدم. پیامبر(ص) این تجربه را تأیید کرده و تنها تفاوت میان خود و علی(ع) را «نبوت» دانسته است.[5] در روایت دیگری، پیامبر(ص) هزار باب از دانش معارف مربوط به گذشته و آینده را به علی(ع) آموخته است؛ دانشی که بنا بر نقل، از هر باب آن هزار باب دیگر گشوده می‌شود [6] وگسترهٔ این علم به‌گونه‌ای توصیف شده که شامل آگاهی از حوادث تا روز قیامت است.[7] این گزارش‌ها در ادبیات کلامی شیعه، نه به‌عنوان ادعای علم ذاتی برای اولیا، بلکه به‌عنوان «تعلیم‌شده» از سوی خداوند تحلیل می‌شود؛ علمی که در امتداد رسالت و برای تحقق هدایت الهی به آنان سپرده شده است. بر این اساس، می‌توان گفت که از منظر قرآن و روایات شیعی، اصلِ امکان آگاهی برخی از بندگان برگزیده از غیب، امری پذیرفته‌شده است؛ و امیرالمؤمنین علی(ع) به‌عنوان وصی پیامبر(ص) و حامل علوم او، در شمار این برگزیدگان قرار می‌گیرد. این تحلیل، چارچوبی الهیاتی فراهم می‌آورد که در آن، علم غیبِ اولیای الهی نه به‌عنوان استقلال معرفتی، بلکه به‌عنوان بخشی از نظام تعلیم الهی و استمرار رسالت فهمیده می‌شود. واینگونه است که در طول حیاط و زندگانی حضرت مواردی ثبت وضبط شده است که گواه بر علم غیب امام است؛ حضرت در بیانی در مورد حکومت بنی امیه فرمودند بنی امیه مهلتی خواهند یافت که در آن می تازند، گرچه در میان خود اختلاف اندازند و سپس کفتارها بر آنان دهان باز کنند و مغلوبشان سازند.[8] در بیان دیگری حضرت در مورد قیام طبرستان فرمودند (و همانا خاندان محمد در طالقان گنجی دارند که اگر خدا بخواهد آن را آشکار خواهد کرد. ادعای او حق است؛ او به اذن خدا قیام خواهد کرد و به دین خدا دعوت خواهد نمود.)[9] اخبار حضرت در مورد تشکیل حکومت فاطمیون در مغرب اسلامی، که حضرت در مورد آنها فرمود: ظهور ميكند صاحب‌ قَيْرَوان‌ كه‌ بدنش‌ لطيف‌ و نرم‌ است‌ و پوستش‌ رقيق‌ و نازك‌ است‌ و داراي‌ نسب‌ پاك‌ و بدون‌ آميزش‌ با غير است‌‌، كه‌ از سلاله‌ و نسل‌ كسي‌ كه‌ دربارۀ او بَدا واقع‌ شده‌ و بر روي‌ پيكرش‌ رِدا انداخته‌اند ميباشد. زيرا كه‌ عبيدالله‌ مهدي‌ بدنش‌ بسيار سفيد بود كه‌ با قرمزي‌ و سرخي‌ آميخته‌ بود و داراي‌ بدني‌ نرم‌ و لطيف‌ بود و اعضاء پيكرش‌‌تر و تازه‌ و خرّم‌ بود‌. و منظور از ذوالبداء اسماعيل‌ بن‌ جعفر بن‌ محمّد است‌‌. و او بود كه‌ مُسَجّي‌' به‌ رِدا بود چون‌ پدرش‌ حضرت‌ صادق‌ (ع) وقتي‌ كه‌ او بمرد بر روي‌ پيكرش‌ رِدَاي‌ خود را كشيد و وجوه‌ و صاحبان‌ مقام‌ و منزلت‌ شيعه‌ را بر او وارد كرد تا او را ببينند و بدانند كه‌ مرده‌است‌ و شبهۀ امامت‌ او در نزد ايشان‌ زائل‌ گردد‌.[10] امیر المومنین در مورد حمله مغول فرمودند، گویا می‌بینم گروهی را که صورت‌هایشان چون سپرهای چکش‌خورده است. لباس‌هایی از دیباج و حریر می‌پوشند و آنچنان كشتار و خونريزى دارند كه مجروحان از روى بدن كشتگان حركت مى‏كنند و فراريان از اسير شدگان كمترند[11] ابن ابی الحدید که خود معاصر حملات مغول است چنین می گوید این خبر غیبی هست که ما با چشم دیدیم و در زمان ما واقع شد. آن‌ها تاتار هستند که از دورترین مناطق مشرق خروج کردند و فعل آن‌ها در طول تاریخ از خلقت آدم (ع) تا آن زمان نظیر و مانندی نداشت.[12] [1] مانند: نمل/62 « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ۚ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ» / انعام/59 «وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ» [2] جن/26-27« عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا» [3] آل عمران/179« وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ» [4] الخرائج و الجرائح، راوندی، قطب‌الدین، ج۱، ص۳۴۳، تحقیق و نشر:مؤسسة الامام المهدی (علیه‌السّلام) الطبعة الاولی، قم، ۱۴۰۹ ق. [5] نهج البلاغة - ط دار الكتاب اللبناني، خطبه 192 (مشهور به قاصعه)، السيد الشريف الرضي، ص301 [6] الخصال ، الشيخ الصدوق، ج2، ص646 [7] بصائر الدرجات، الصفار القمي، محمد بن الحسن ، ص127 [8] نهج البلاغة - ط دار الكتاب اللبناني ، حکمت 464، السيد الشريف الرضي، ص557 [9] الغارات - ط الحديثة، الثقفي الکوفي، ابراهیم،ج2، ص680 [10] همان، ص680 [11] نهج البلاغة - ط دار الكتاب اللبناني، خطبه 128، السيد الشريف الرضي ، ص186 [12] شرح نهج البلاغة، ابن ابي الحديد، ج8، ص218
  23. mpa

    تعیین نوع عادت در حیض

    سوال در زمینه تعیین نوع عادت در حیض با سلام و احترام با توجه به اقسام حیض، نوع عادت خود و وظایفی که نسبت به انجام عبادات دارم را میخواستم بدانم . تاریخ شروع عادت ماهیانه من در ماه شهریور ۱۴۰۴، ۱۱ شهریور بوده(تاریخ پاکی بین ۱۴ تا ۱۷ شهریور که برای ۱۴ ام و ۱۵ ام احتمال بیشتری میدهم ) و تاریخ شروع عادت ماهیانه در مهر ۱۴۰۴، ۱۰ مهر( تاریخ پاکی ۱۳تا ۱۵ مهر که برای ۱۳ و ۱۴ مهر احتمال بیشتری میدهم ) و تاریخ شروع در آبان ۱۴۰۴، ۸ آبان (تاریخ پاکی ۱۴ یا ۱۵ آبان که نسبت به ۱۴آبان احتمال بیشتری میدهم )بوده است. تعداد روزهای عادت ماهیانه ام معمولا ۴، ۵ یا ۶ روز(بیشتر مواقع ۵ یا ۶روز) و کمتر اتفاق می افتد که ۷ یا ۸ روز باشد اما برای انجام غسل تا ۸ روز را صبر میکنم که کاملا مطمئن باشم که عادت به پایان رسیده باشد)، تاریخ شروع و پایان عادت ماهیانه مرداد و تیر ۱۴۰۴ را دقیقا به خاطر ندارم. سوال من این است که در ماه آبان آیا صاحب عادت محسوب میشدم یا خیر ؟ سوال دیگری که دارم تعریف لکه بینی چیست و چه تفاوتی با خونریزی دارد و حداقل مدت لکه بینی چند روز است ؟ با تشکر
  24. ناظم

    باطل شدن روزه قضا

    بزرگوار ما که از نیت شما مطلع نیستیم . اگر شما نیت افطار داشته اید یعنی تصمیم به قطع روزه گرفته اید ، روزه شما باطل است اما اگر چنین نیتی نداشته اید و تصمیم به افطار نداشته اید روزه صحیح است. کارشناس: #ترنجیان کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_75019
  25. کریمی

    علم غیب بر چند قسم تقسیم می شود؟

    علم غیب بر چند قسم تقسیم می شود؟ پاسخ اجمالی: غیب به معنای آگاهی از امور پنهان است که به دو قسم «غیب مطلق» (مانند ذات پروردگار که از ادراک بشر خارج است) و «غیب اضافی» تقسیم می‌شود. غیب اضافی نیز خود شامل دو بخش است: امور ماوراءالطبیعه (مانند مشاهده فرشتگان توسط پیامبران و اولیاء) و امور طبیعیِ پنهان (مانند حوادث گذشته، آینده و مکان‌های دور). در خصوص مالکیت علم غیب، آیات قرآن به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته‌ای که علم غیب را منحصر به خداوند می‌دانند، که مراد از آن «علم غیب ذاتی» (علمی که غیرقابل اکتساب و اختصاصی برای خداوند است) می‌باشد؛ و دسته‌ای که علم غیب را برای پیامبران و اولیاء اثبات کرده‌اند، که اشاره به «علم غیب اکتسابی» دارد؛ علمی که توسط خداوند و از طریق وحی یا اسباب دیگر به بندگان خود عطا می‌کند. پاسخ تفصیلی: غیب به معنای آگاهی از اموری است که از دایره حواس ما خارج شده‌اند؛ از این‌رو، هنگامی که خورشید از دیدگان ما پنهان می‌شود، گفته می‌شود «غابت الشمس»؛ یعنی خورشید از نظر ما مخفی گشت. در برخی موارد، مراد از غیب، امری است که از دایره ادراک ما بیرون است که خود بر دو قسم تقسیم می‌شود: اول: غیب مطلق؛ امری که از قلمرو ادراک حسی، عقلی و حتی علم حضوری ما خارج است، همچون کنه ذات پروردگار. دوم: غیب اضافی؛ امری که برای گروهی پنهان و برای برخی دیگر آشکار است. این امور ممکن است در یک زمان مقیاس‌پذیر باشند؛ مانند وضعیت برخی از کرات آسمانی که در لحظه برای برخی منجمان معلوم و برای دیگران مجهول است. همچنین ممکن است این پنهان بودن در طول زمان ملاحظه شود؛ مانند حوادث گذشته و آینده که برای برخی افراد در زمان حال، «غیب» محسوب می‌شود، در حالی که امور گذشته بر گذشتگان و امور آینده بر آیندگان، غیب نیستند.[1] از آیات قرآن کریم که بر این موضوع صحه می‌گذارند، می‌توان به آیه شریفه زیر اشاره کرد: این [حقایق] از خبرهای غیبی است که به تو وحی می‌کنیم؛ و تو هنگامی که آنان قلم‌های خود را [به عنوان قرعه] می‌انداختند تا مشخص شود کدام‌یک سرپرستی مریم را بر عهده می‌گیرد، و نیز زمانی که [بر سر این امر] با یکدیگر اختلاف می‌کردند، نزد آنان نبودی.[2] در آیات دیگر نیز چنین آمده است: «این از سرگذشت‌های پرفایده غیبی است که به تو وحی می‌کنیم، و تو هنگامی که آنان در کارشان تصمیم گرفتند و برای انجام آن نیرنگ می‌چیدند، در میان آنان نبودی.» [3] «این‌ها از خبرهای غیبی است که ما آن را به تو وحی می‌کنیم؛ نه تو پیش از این آن‌ها را می‌دانستی و نه قوم تو. پس در ابلاغ پیام ما با بهره‌گیری از این خبرها شکیبایی ورز؛ یقیناً فرجام نیک برای پرهیزکاران است.» [4] با توجه به مباحث پیشین، باید گفت که غیب اضافی یا نسبی خود به دو بخش تقسیم می‌شود:[5] قسم اول: مربوط به امور غیبی ماوراءالطبیعه است؛ یعنی غیبی که فراتر از قلمرو ماده و خارج از آن قرار دارد. نمونه‌ی آن فرشتگانی هستند که در زندگی پیامبر(ص) و امام(ع) حاضر و مشهود بودند، اما بسیاری از اطرافیان و نزدیکان ایشان آنان را نمی‌دیدند. مانند زمانی که جبرئیل قرآن را بر قلب پیامبر نازل می‌کرد؛ ایشان جبرئیل را می‌دیدند و صدای او را می‌شنیدند، در حالی که دیگران چنین بینشی نداشتند، مگر افرادی که پیامبر در آن‌ها تصرف می‌کرد یا دارای قدرت روحی بسیار بالایی بودند. شاهدی روشن بر این ماجرا، فرمایش امیرالمؤمنین(ع) است که فرمودند: «نور وحی و رسالت را می‌دیدم و بوی نبوت و پیغمبری را استشمام می‌کردم. هنگامی که وحی بر پیامبر(ص) نازل می‌شد، صدای شیطان را می‌شنیدم و پرسیدم: ای رسول خدا، این چه صدایی است؟ فرمودند: این شیطان است که از پرستش خود نومید شده است. تو آنچه را من می‌شنوم، می‌شنوی و آنچه را من می‌بینم، می‌بینی؛ مگر اینکه پیامبر نیستی.»[6] قسم دوم، غیبِ مربوط به عالم طبیعت است؛ یعنی اموری که اگرچه در عالم طبیعت جریان دارند و ماهیتی مادی و محدود در زمان و مکان دارند، اما به دلیل دوری از قوای ادراکی، قابل مشاهده نیستند. این دسته شامل حوادث گذشته که از دسترس حواس خارج شده‌اند، حوادث آینده، و مکان‌های دوردست می‌شود؛ نمونه‌ای از این نوع غیب، روایتی است که امیرالمؤمنین(ع) در باب قرآن و مساجد آخرالزمان فرمودند: «زمانی بر مردم فرا می‌رسد که از قرآن چیزی باقی نماند، مگر رسم و خط آن؛ و از اسلام چیزی نمانده باشد، جز نامی. مسجدهای آنان از نظر ساختمان آباد و باشکوه است، اما از هدایت تهی و ویران‌اند.» [7] مطالبی که بیان شد در مورد انواع غیب بود اما در ارتباط با علم غیب نکته ای که باید به آن پرداخت، این است که در برخی آیات قرآن، علم غیب از غیر خداوند نفی شده، در حالی که در آیات دیگر این علم به اولیاء و انبیاء نسبت داده شده است. برای توضیح این مطلب و جمع‌بندی میان این آیات باید گفت: آیاتی که علم غیب را انحصاراً متعلق به خداوند می‌دانند، مانند « بگو: در آسمان ها و زمین هیچ کس جز خدا غیب نمی داند، و آنان آگاهی ندارند چه زمانی برانگیخته می شوند »،[8] « و کلیدهای غیب فقط نزد اوست، و کسی آنها را جز او نمی داند.»[9] و یا حتی بعضی از روایات،[10] مراد از آن‌ها «علم غیب ذاتی» است؛ علمی که نه معطیِ دیگری دارد و نه اکتسابی است و منحصر به ذات پروردگار می‌باشد. [11] اما در مقابل، آیاتی مانند « [او] دانای غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمی کند؛ مگر پیامبرانی را که [برای آگاه شدن از غیب] برگزیده است » [12]که بر امکان داشتن علم غیب برای غیر خداوند دلالت دارند، مراد از آن «علم غیب اکتسابی» یا به تعبیر دیگر «علم غیب مستفاد» است؛ علمی که از طریق وحی یا سایر اسباب به برخی از مخلوقات عطا می‌شود. در این نوع از علم غیب، نقش خداوند به عنوان بخشنده و معطیِ این دانش، همواره محفوظ و برقرار است. [13] [1] علم غیب؛ مفهوم لغوی غیب، غرویان، مهدی، کنگره هزاره شیخ مفید، مقالات فارسی، ج72، ص 4. [2] آل عمران/44 «ذَٰلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ ۚ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ» [3] یوسف/102 [4] هود/49 [5]بررسی چیستی و ماهیت علم غیب در کلام امام علی (ع)، علی بلاغی-حسن مجیدی، مطالعات معارف حدیثی، زمستان1402 دوره اول شماره4، ص75. [6] نهج البلاغه، الدشتي، محمد، خطبه 192 (مشهور به قاصعه) ص202 [7]شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم ، آقا جمال خوانسارى، ج6، ص491 [8] نمل/62 « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ۚ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ» [9] انعام/59 «وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ» [10] . نهج البلاغة، الدشتی، محمد، خطبه 128، ص120 / بصائر الدرجات، الصفار، محمد بن الحسن، ص211 [11] أوائل المقالات في المذاهب والمختارات، الشيخ المفيد، ص: 67 / جدال احسن، سبحانى، شیخ جعفر، ص۹۸ [12] جن/26 «عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ» [13] علم غیب؛ مفهوم لغوی غیب، غرویان، مهدی، کنگره هزاره شیخ مفید، مقالات فارسی، ج72، ص6 / علم غیب آگاهی سوم، سبحانی تبریزی، جعفر،ص63-64 / أوائل المقالات في المذاهب والمختارات، الشيخ المفيد، ص: 313 / جدال احسن، سبحانى، شیخ جعفر، ص 100.
  26. سلام علیکم 1- نماز قضا: مقداری را که یقین و اطمینان دارید نخوانده‌اید، به‌جا آورده شود کافی است، البته احتیاط مستحب است مقدار مشکوک را نیز خوانده به طوری که یقین یا اطمینان شود که نماز قضایی بر ذمه نمی‌باشد. 2- روزه قضا: مانند آن‌چه برای نماز قضا گفته شد، رفتار شود. نکته قابل توجه: محتلم شدن در طول روز هیچ ضرری به صحت روزه وارد نمی‌کند و روزه آن‌روز صحیح می‌باشد هر چندبعد احتلام، غسل جنابت را در آن روز انجام ندهد. 2/1- روزه‌هایی که عمدا افطار شده، علاوه بر به‌جا آوردن قضای آن روز، باید کفاره هم بپردازد برای هرروز روزه‌خواری. 3- حق‌الناس مادی را به هر نحوی، لازم است جبران کرد نسبت به صاحبان حق، و اگر افراد را نمی‌شناسید یا دسترسی ندارید، باید از طرف آن‌ها به نیت رد مظالم به فقیر شیعه دارای شرایط دریافت، صدقه داد. 4- حق‌الناس معنوی مانند غیبت ، تهمت، و... اولا باید توبه کرد و چنانچه حلالیت طلبیدن مفسده‌ای نداشته باشد و موجب شود اگر آبرویی رفته جبران شود، فرموده‌اند بنابر احتیاط واجب حلالیت گرفته شود و الا برای آن شخص استغفار شود کافی است. تذکر:سوالات را به‌طور جداگانه ارسال کنید نه در قالب یک سوال. موفق باشید کارشناس: #مصدق کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_75018
  27. محمد 29

    نماز و روزه قضا شده ؟

    با سلام و احترام متولد 15 تیر 1375 هستم آقا هستم مقلد آیت ا... سیستانی اما نمیدانم از زمان واجب شدن نماز چه مقدار نماز خوانده نشده دارم طبق فتوای آیت ا... سیستانی حکم بنده چیست و بنابراین مستاصل هستم ؟؟/ بابت روزه هم میدانم روزه قضا شده دارم اما نمیدانم چند روز و در چه سال هایی اما میدانم روزه های قضای من هم عمدی بوده هم غیر عمدی یعنی مثلا نزدیک تایم اذان مغرب خوابم برده محتلم شدم اما نتوانستم غسل کنم یا مثلا در محل کار محتلم شدم نتوانستم غسل کنم مواردی هم به عمد روزه خواری کرده یا روز شکتم اما نمیدانم چند روز و چند سال پیش حال حکمم چیست ؟؟؟ میدانم حق الناس به گزدنم هس هم مادی و هم معنوی از لحاظ مادی نمیدانم چه اشخاصی بوده اند یا دسترسی به آنها ندارم یا اگر هم بشناسمشون میترسم بهشون مراجعه کنم .و طلب حلالیت کنم میترسم ابروم بره حکمم چیست ؟ در موارد حق الناس معنوی میدانم غیبت زیاد کردم اشخاص هم الی ماشاا... حضور ذهن ندارم به ریز بتوانم به خاطر بیاورم یا در حال حاضر دسترسی ندارم و ترس از ابرو دارم در مواردی نمیدانم حتی غیبتی که کردم درست بوده حتی احتمال تهمت هم میدهم حکمم چیست ؟؟؟ درضمن ماهیانه مبلغی را به صورت رد مظالم ثابت پرداخت میکنم بنده سعی کردم در امکان مسائل را با جزئیات مطرح کنم ممنون میشم پاسخ کلی ندید و راه حل را بصورت جزئی بفرمایید التماس دعا
  1. نمایش فعالیت های بیشتر
×
×
  • اضافه کردن...