تمامی فعالیت ها
این جریان به طور خودکار بروزرسانی می شود
- دیروز
-
محمد 29 عضو سایت گردید
-
سلام علیکم روزه اش صحیح نیست و باید مجددا آن روز را قضاء کند . کارشناس: #جلیلی_فخار کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_74268
- 1 پاسخ
وضعیت: تأییدشده توسط: ناظم - هفته گذشته
-
فاصله دو مأموم در نماز جماعت، تا حدود ۱۲۰ و نهایتاً ۱۳۰ سانتیمتر اشکال ندارد، گرچه بهتر است کمتر از یک متر فاصله داشته باشند. کارشناس: #محمدآبادی کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_74266
- 1 پاسخ
وضعیت: تأییدشده توسط: ناظم -
سلام علیکم خیر عدالت امام جماعت باید برای شما احراز و ثابت شود و الا جماعت صحیح نیست. صرف اقتدا کردن دیگران کافی نیست، بله اگر در بین آنها کسانی باشند که آنها را میشناسید (حداقل دو نفر عادل در بین آنها باشد) و میدانید آشنای به احکام و مسایل شرعی هستند، در صورتی که از این طریق برای شما اطمینان به عدالت امام حاصل شود، میتوانید اقتدا نمایید. موفق باشید کارشناس: #سید_محمد_موسوی کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_74267
- 1 پاسخ
وضعیت: تأییدشده توسط: ناظم -
بله، نماز زیارت مستحب میباشد. کارشناس: #محمدآبادی کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_74263
- 1 پاسخ
وضعیت: تأییدشده توسط: ناظم -
سلام علیکم فی نفسه اشکال ندارد آنچه برای میت مفید است خیرات فرستادن برای اوست. کارشناس: #شوندی کارشناس ارشد: #ترنجیان #t_74270
- 1 پاسخ
وضعیت: تأییدشده توسط: ناظم -
آیا به نظر آقای سیستانی استحباب نماز زیارت ثابت است یا خیر؟
- 1 پاسخ
وضعیت: پاسخدادهشده توسط: ناظم -
فاصله بین مامومین حد اکثر چند متر باید باشد؟ اگر یک متر و نیم فاصله باشد بین مامورین حکم چیست؟
- 1 پاسخ
وضعیت: پاسخدادهشده توسط: ناظم -
سلام علیکم آیا کسی که در مسجدی نماز جماعت میدهد،به صرف اینکه تعدادی از مردم پشت سرش وایستاده و نماز میخواند، میشود گفت عادل است و به او اقتدا کرد؟
- 1 پاسخ
وضعیت: پاسخدادهشده توسط: ناظم -
Violet شروع به دنبال کردن باطل شدن روزه قضا کرد
-
سلام بر شما اگر کسی روزه قضا بگیرد و بعد از اذان ظهر در ذهنش از نیت خود برگردد و تصمیم به انجام کاری که روزه را باطل می کند بگیرد ولی تصمیم او جدی نباشد و صرفا برای رهایی از افکار وسوسه انگیز این تصمیم را در ذهنش گرفته باشد؛ اگر بخواهم دقیق تر بگویم فقط چنین تصمیمی را در ذهنش گرفته است و تصمیم جدی به روزه خواری و یا انجام کاری که روزه را باطل می کند نداشته باشد، آیا روزه اش صحیح است؟
- 1 پاسخ
وضعیت: پاسخدادهشده توسط: ناظم -
علم غیب چیست؟ پاسخ اجمالی: «علم غیب» به معنای آگاهی از اموری است که از حوزهٔ حس و ادراک انسان پنهان است. واژهٔ «غیب» به هر امر ناپیدا اطلاق میشود و «علم» در لغت به ادراک یقینی و مطابق با واقع گفته میشود. با ترکیب این دو، «علم غیب» دانشی است که به حقایق و رخدادهای خارج از دسترس حواس بشر تعلق میگیرد. قرآن همهٔ امور پنهان را «غیب» مینامد و خداوند را «عَالِمُ الغَیبِ وَالشَّهَادَةِ» معرفی میکند؛ یعنی او بر امور پنهان و آشکار یکسان احاطه دارد. ملاک این تقسیمبندی، محدودیت علم انسان است؛ هر دانشی که بیرون از توان ادراک بشر باشد، «غیب» شمرده میشود و آگاهی از آن «علم غیب» نام دارد. پاسخ تفصیلی: برای روشن شدن حقیقتِ «علم غیب»، نخست باید به معنا و مفهوم مفردات آن پرداخت. واژهٔ «غیب» در اصل به هر امر ناپیدا و پوشیده از دید انسان اطلاق میشود.[1] در لغت، «علم» به معنای ادراک و فهمِ کامل و حقیقیِ یک چیز بهکار میرود. مُناوی در "التوقیف"، علم را چنین تعریف میکند: دانشی استوار و یقینی که با واقعیت تطابق دارد؛ یا حالتی در نفس که توانِ تمییز میبخشد.[2] ترکیب دو واژهٔ «علم» و «غیب»، اصطلاح «علم غیب» را پدید میآورد؛ اصطلاحی که در معنا به آگاهی از اموری اشاره دارد که از دسترس و ادراک حواس انسانی پنهاناند.[3] بر این اساس، علم غیب دانشی است نسبت به حقایق و رخدادهایی که حواس بشر توان درک مستقیم آنها را ندارد. قرآن نیز آنچه را از حواس انسان پوشیده میماند «غیب» میخواند، چنانکه میفرماید: «وَما مِن غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَالأَرضِ إِلّا في كِتابٍ مُبينٍ»؛[4] یعنی هیچ امر پنهان و پوشیدهای در آسمان و زمین نیست مگر آنکه در کتابی روشن ثبت شده است. قرآن در آیات گوناگون خداوند را «عَالِمُ الغَیب»[5] معرفی میکند؛ بدین معنا که علم او بر هر آنچه از حوزهٔ ادراک و حواس بشر بیرون است احاطه دارد. خداوند بر همهٔ امور احاطه دارد؛ چه آنچه از دید و ادراک انسان پنهان است و چه آنچه آشکار و محسوس است. از همین رو، نقطهٔ مقابل «غیب» واژهٔ «شهادت» دانسته میشود، و قرآن نیز خداوند را «عَالِمُ الغَیبِ وَالشَّهَادَةِ»[6] معرفی میکند. پیامبر اکرم(ص) نیز در غدیرخم فرمودند: «ألا فلیبلّغِ الشاهدُ الغائبَ»؛[7] یعنی حاضران پیام را به غایبان برسانند.[8] در حقیقت، معیار تقسیم اشیاء به «حاضر» و «غایب» یا «آشکار» و «پنهان»، محدودیت علم و ابزار ادراکی انسان است. برخی امور در حوزهٔ حس و آگاهی او قرار دارند و برخی دیگر بیرون از قلمرو ادراک او هستند؛ از این رو، انسان پدیدهها را به دو دستهٔ حاضر و غایب تقسیم میکند و آگاهی او نیز به همین دو نوع بازمیگردد: آگاهی از محسوسات و آگاهی از امور پنهان. بنابراین، ملاک در تعریف «علم غیب» همان محدودیت دانش انسانی است؛[9] هر دانشی که فراتر از این مرزها حاصل شود، آگاهی از غیب به شمار میآید، و مقصود از علم غیب نیز همین است. لازم به ذکر است، علم غیب از جهت تعلقش به کسی که عالم به آن است، به دو نوع تقسیم میشود:[10] علم غیب ذاتی و نامحدود: منظور از آن نوعی آگاهی از غیب است که از کس دیگری اکتساب نمیشود. این نوع علمِ غیب نامحدود است و تنها به خداوند اختصاص دارد و گفته میشود کس دیگری با او در این علم شریک نیست. البته برخی غالیان و مفوضه این نوع آگاهی از غیب را به امامان معصوم نسبت دادهاند که توسط علماء شیعه این دیدگاه باطل دانسته شده است. [11] علم غیب مستفاد یا وابسته: نوعی آگاهی از غیب است که از سوی خداوند به برخی بندگانش اعطا شده است. همه عالمان امامیه بر این باورند که آگاهی پیامبران الهی و امامان معصوم(ع) از غیب، از همین نوع است که به اذن و تعلیم خداوند است و آنان این نحوه علم غیب را از خداوند اکتساب میکنند. [12] [1] لسان العرب ، ابن منظور، ج1، ص654 [2] تاج العروس ، الزبيدي، مرتضى، ج33، ص127 [3] التبيان في تفسير القرآن ، الشيخ الطوسي، ج6، ص200 [4] نمل / 75 [5] توبه / 94 - رعد/ 9 – مومنون / 92 – سجده /6 – سبا / 3 – زمر / 46 – حشر / 22 – جمعه / 8 – تغابن / 18 – جن / 26 [6] رعد/ 9 - توبه / 94 – مومنون / 92 – سجده /6 – زمر / 46 – حشر / 22 – جمعه / 8 – تغابن / 18 – جن / 26 [7] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج 8 ص 344 [8] منشور جاويد، سبحانى، شیخ جعفر، ج10، ص18 [9] علم غیب آگاهی سوم، سبحانی تبریزی، جعفر،ص24 [10] جدال احسن، سبحانى، شیخ جعفر، ص۹۸-۹۹ [11] أوائل المقالات في المذاهب والمختارات، الشيخ المفيد، ص: 67 [12] علم غیب آگاهی سوم، سبحانی تبریزی، جعفر،ص63-64 / أوائل المقالات في المذاهب والمختارات، الشيخ المفيد، ص: 313
-
پاسخ اجمالی: بداء در اندیشه دینی به معنای آشکار شدن امری توسط خداوند برای بندگان است؛ امری که پیشتر بر آنان پوشیده بوده است. این باور نشاندهنده حاکمیت مطلق و اراده پویای خداوند در تدبیر جهان است و دیدگاهِ دستبسته بودن خدا را به چالش میکشد. مهمترین فایده تربیتی آن، ایجاد امید و نشاط در زندگی است؛ زیرا بنده درمییابد که با دعا، صدقه و اعمال نیک میتواند تقدیرات غیرمحتوم را تغییر دهد و از یأس رهایی یابد. همچنین بداء، ابزاری برای آزمایش میزان تسلیمِ اولیای الهی در برابر مشیت جدید خدا و مایه معرفتافزایی فرشتگان است. این آموزه با نویدِ امکان تغییر در سختیها، مؤمنان را به صبر و انتظار فرج فراخوانده و از رویگردانی آنان از دین در دوران ابتلائات طولانی جلوگیری میکند. در واقع بداء، تجلی رحمت و تعامل مستمر پروردگار با انسان برای هدایت و بخشش در هر لحظه است. پاسخ تفصیلی: برای آگاهی از فوائد و آثار بداء در اندیشه دینی باید در ابتداء گفت مقصود از بداء این است که خداوند متعال امری را آشکار سازد که در لوح «محو و اثبات» رقم خورده است؛ امری که چه بسا برخی فرشتگان مقرب یا پیامبران الهی از آن آگاه شده باشند، به گونهای که فرشته آن را به پیامبر و پیامبر به امت خود خبر داده باشد، اما پس از آن، خلافِ آن پیشبینی در واقعیت رخ دهد؛ چرا که خداوند آن تقدیر پیشین را محو نموده و امر دیگری را در عالم خارج پدید آورده است. تمامی این جریانات، تحت علم کامل و ازلی خداوند قرار دارد، اما این آگاهی در «علم مخزون و مصون» (لوح محفوظ) اوست؛ دانشی که هیچ فرشته مقرب، پیامبر مرسل و یا ولیِ آزمودهشدهای از آن باخبر نیست. این مرتبه از علم در قرآن کریم با عنوان «اُمُّ الکتاب» تعبیر شده است که خداوند در آیه شریفه[1] به آن و به مقام اول (لوح محو و اثبات) چنین اشاره فرموده است: «خداوند هر چه را بخواهد محو یا اثبات میکند و اُمُّ الکتاب نزد اوست.»[2] بداء در حقیقت جلوهای از تعامل پیوسته خداوند با انسان و گشودن راههای تازه برای هدایت و بخشش است؛ و همین معنا، نشانهای از رحمت بیپایان الهی به شمار میآید. در باور به بداء فواید مهمی نهفته است؛ ایمان به بداء این حقیقت را یادآور میشود که خداوند در هر لحظه در حال اداره و سامانبخشی جهان است. چنین نگاهی، مقام ربوبیت خداوند را متجلّی می کند، چنانکه در ذیل این آیه «و از سوی خدا برای آنها اموری ظاهر میشود که هرگز گمان نمیکردند»[3] آمده است وقتی برای خداوند از جانب بندهای صله رحمی دیده شود، عمرش را زیاد میکند، وقتی قطع رحمی از او ببیند، عمرش را کوتاه میکند، وقتی برای خداوند آشکار شود که بندهای زنا کرده است، از روزی و عمر او میکاهد و هنگامی که عفت و خودداری از زنا آشکار شود، بر عمر و روزی او میافزاید.[4] این دیدگاه اعتقاد یهودیان که خداوند را در اداره امور دست بسته و گوشه گیر می دانند را به چالش می کشد.[5] مرحوم آیت الله خوئی در مورد اهمیت و فایده بداء بیان می کند: این دیدگاه در حقیقت تأکیدی روشن بر این معناست که جهان در پیدایش و استمرار خود، تحت سلطه و قدرت مطلق الهی قرار دارد و ارادهٔ خداوند از ازل تا ابد در همهٔ موجودات جریان دارد؛ باور به «بداء» نیز ناظر به همین حقیقت است و تمایز میان علم الهی و علم مخلوقات را آشکار میسازد؛ زیرا علم مخلوق، اگر چه در مرتبهٔ پیامبری یا وصایت باشد، هرگز به گستره و احاطهٔ علم خداوند نمیرسد. حتی اگر برخی از آنان به تعلیم الهی بر همهٔ عوالم ممکنات آگاهی یابند، باز هم نسبت به آن بخش از علم خداوند که او برای خود اختصاص داده، احاطهای ندارند. آنان تنها در صورتی از تحقق یا عدم تحقق مشیت الهی دربارهٔ پدید آمدن چیزی آگاه میشوند که خداوند آن را بهصورت قطعی به ایشان اعلام کند. اعتقاد به بداء، انسان را به سوی اتکا و توجه بیشتر به خداوند سوق میدهد؛ به این معنا که بنده، اجابت دعا، رفع نیازها، توفیق طاعت و دوری از گناه را از خداوند طلب میکند. در مقابل، انکار بداء و باور به اینکه آنچه قلم تقدیر نگاشته بدون هیچ استثنایی تحقق خواهد یافت، موجب یأس انسان از تأثیر دعا و درخواست از خدا میشود. زیرا اگر آنچه بنده میطلبد از پیش در تقدیر ثبت شده باشد، تحقق آن قطعی است و دعا نقشی نخواهد داشت؛ و اگر خلاف آن مقدر شده باشد، دعا نیز آن را تغییر نخواهد داد. چنین نگرشی، بنده را از دعا و تضرع بازمیدارد، زیرا آن را بیثمر میپندارد. همین معنا در مورد سایر عبادات و صدقات نیز صادق است، اعمالی که در روایات معصومان (ع) بهعنوان اسباب افزایش عمر، گسترش روزی و برآورده شدن نیازهای انسان معرفی شدهاند. از همین روست که اهلبیت (ع) در روایات متعدد بر اهمیت و جایگاه بداء تأکید کردهاند.[6] علامه مجلسی چهار فایده و حکمت اساسی برای بداء ذکر میکند: ۱. معرفتافزایی برای فرشتگان: بداء باعث میشود فرشتگانِ نویسنده و کسانی که به لوح محو و اثبات آگاهی دارند، لطف خداوند نسبت به بندگان و رسیدن آنها به استحقاقهای دنیویشان را مشاهده کنند. این امر سبب میشود که شناخت و معرفت فرشتگان نسبت به پروردگار افزایش یابد. ۲. دعوت به خیرات و بازداشتن از سیئات (تأثیر اعمال): وقتی مردم از طریق پیامبران و حجج الهی بشنوند که اعمال نیک و بد آنها در سرنوشتشان (در لوح محو و اثبات) تأثیر مستقیم دارد، این آگاهی انگیزهای میشود تا به سوی کارهای خیر بشتابند و از گناهان دوری کنند. ۳. آزمایش و امتحان الهی برای اولیاء: گاهی پیامبران یا اوصیاء از محتوای لوح محو و اثبات باخبر میشوند، اما بعداً خلاف آن رخ میدهد. در این حالت، آنها ملزم به تسلیم و اذعان در برابر اراده جدید خداوند هستند. این یک تکلیف دشوار و امتحانی بزرگ است که موجب افزایش پاداش آنها شده و مؤمنانِ دارای یقین راسخ را از افراد سستقدم در دین ممتاز میکند. ۴. امیدبخشی و تسلای خاطر مؤمنان (انتظار فرج): بداء راهی برای زنده نگه داشتن امید در دل مؤمنانی است که منتظر پیروزی حق و فرج اولیاء خدا هستند. علامه به دو نمونه اشاره میکند: داستان حضرت نوح (ع): خبر هلاکت قوم نوح چندین بار به تأخیر افتاد (تا یاران واقعی غربال شوند). فرج اهلبیت (ع): اگر شیعیان در آغاز ابتلائات و سختیها میدانستند که فرج مثلاً هزار سال دیگر رخ میدهد، ممکن بود مأیوس شده و از دین برگردند. اما با خبر دادن از نزدیکی احتمال فرج، پایداری آنها در دین حفظ شده و از پاداش «انتظار فرج» بهرهمند میشوند.[7] [1] رعد / ۳۹ «يَمْحُوا اللهُ ما يَشاءُ وَيُثْبِتْ وَعِنْدَهُ أُمُّ الكِتابِ» [2] اصل الشیعه و اصولها، کاشف الغطاء، الشیخ محمد حسین، ص313 برای مطالعه بیشتر رجوع شود به سوال: «مفهوم و ماهیت بداء چیست؟» [3] زمر / 47 «وَبَدَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ» [4] التّوحيد ، الشيخ الصدوق، ص336 [5] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث ، العلامة المجلسي ، ج4، ص109 [6] البيان في تفسير القرآن، الخوئي، السيد أبوالقاسم، ص391 [7] بحارالأنوار، العلامه المجلسی، ج4، ص131
-
محمد ضامن عباس شروع به دنبال کردن قبر فرضی کرد
-
سلام عليكم یک خانم در مدینه فوت شده وهمانجا در جنت البقیع دفن شده حالا پسران آن خانم میخواهند در اینجا یک قبر فرضی به یاد بود مادر می خواهند داشته باشند حکمش چیست؟ آیا می توانند در شهر خودشان برای یاد بود مادر یک قبر فرضی درست کنند؟؟
- 1 پاسخ
وضعیت: پاسخدادهشده توسط: ناظم -
محمد ضامن عباس عضو سایت گردید
- جدیدا
-
شخصیت امام حسن مجتبی(ع) چگونه می باشد؟
کریمی پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در امامان شیعه(علیهم السلام)
شخصیت امام حسن مجتبی(ع) چگونه می باشد؟ پاسخ اجمالی: پس از شهادت امیرالمؤمنین علی (ع)، امام حسن (ع) با بیعت آزادانه مردم عراق رهبری امت را بر عهده گرفت. معاویه که جایگاه امام را تهدیدی برای خود میدید، با ارسال جاسوس، مکاتبه و نهایتاً تجهیز سپاه، درصدد تسلیم امام برآمد. خیانت فرماندهان و بیوفایی مردم عراق امام را به ترک جنگ و صلح مشروط با معاویه واداشت. با این حال، امام حسن (ع) مشروعیت معاویه را همواره زیر سؤال برده و فساد و بیایمانی او را افشا میکرد تا آنکه معاویه با دسیسهای، امام را به شهادت رساند. پاسخ تفصیلی: حسن بن علی بن ابیطالب (ع)، دومین امام شیعه و بزرگترین فرزند امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و نوه بزرگوار پیامبر اسلام (ص)، طبق گفته مشهور، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت[1] در شهر مدینه[2] به دنیا آمد.[3] در میان شیعه و سنی مشهور است که نام امام حسن و امام حسین (ع) به امر خداوند و به دستور رسول خدا (ص) برگزیده شد؛ [4] برخی از منابع تاریخی و روایی میگویند که مردم جزیرهالعرب پیش از این با نام حسن و حسین آشنا نبودند و این دو نام توسط خداوند بر پیامبر (ص) وحی شد تا حضرت این نامها را بر فرزندان علی (ع) و فاطمه (س) بگذارد. [5] کنیه و القاب امام حسن مجتبی(ع) کنیه امام حسن (ع) «ابومحمد» ذکر شده و کنیه دیگری برای او نیامده است؛[6] فقط خصیبی به جز «ابومحمد»، «ابوالقاسم» را نیز به عنوان کنیه امام حسن ذکر کرده است. [7] القاب آن حضرت به این شرح است: سبط رسول الله، ریحانه نبی الله، سید شباب اهل الجنه، قره عین البتول، عالم، مُلهَم الحق، و قائد الخلق؛ [8] برخی هم القاب دیگری را ذکر کردهاند، برای مثال ابن شهرآشوب، القاب «سبط اول، امام ثانی، مقتدی ثالث، ذکر رابع، و مباهل خامس» را برای ایشان برشمرده است. [9] تعداد فرزندان امام حسن مجتبی(ع) تعداد فرزندان امام حسن مجتبی (ع) مورد اختلاف است؛ شیخ مفید آن را ۱۵ نفر،[10] شیخ طبرسی ۹ پسر و ۷ دختر،[11] از دختران ایشان، امالحسین همسر عبدالله بن زبیر، امعبدالله همسر امام سجاد (ع)، و امسلمه همسر عمرو بن منذر بودند. [12] از میان پسران، تنها حسن مثنی، زید، عمر و حسین اثرم صاحب نسل شدند که نسل عمر و حسین اثرم زود منقرض شد و نسل حسن مثنی و زید باقی ماند.[13] فرزندان ایشان به سادات حسنی شهرت دارند. [14] همسران امام حسن مجتبی(ع) امام حسن مجتبی (ع) بنا بر منابع تاریخی، ۱۳ همسر داشتهاند. [15] مهمترین آنان خوله بنت منظور فزاری بود که مادر حسن مثنی است و تا پایان عمر امام، همسر ایشان باقی ماند. جُعده بنت اشعث کندی با زهر دادن، موجب شهادت امام شد. [16] عایشه خثعمیه نیز پس از طعنهای درباره خلافت، طلاق داده شد. [17] دیگر همسران شامل امکلثوم، اماسحاق، امبشیر، هند بنت عبدالرحمن، زینب بنت سبیع، نفیله (مادر قاسم)، [18] این ازدواجها نقش مهمی در پیوندهای اجتماعی و سیاسی آن عصر داشتند. پس از شهادت امیرالمؤمنین علی (ع)، امام حسن (ع) به عنوان وصی و فرزند رسول خدا، رهبری امت را بر عهده گرفت و مردم عراق با اختیار و بدون اجبار با ایشان بیعت کردند.[19] این بیعت موجب نگرانی معاویه شد؛ او جاسوسانی به عراق فرستاد که پس از افشای فعالیتشان توسط مأموران امام، کشته شدند.[20] در پی این حوادث، مکاتباتی میان امام و معاویه صورت گرفت که در آن معاویه امام را به بیعت با خود دعوت کرد و مدعی شد که در اداره حکومت از او شایستهتر است، هرچند فضائل و قرابت امام با پیامبر بر کسی پوشیده نبود. [21] با شکست مذاکرات، معاویه سپاه شام را آماده نبرد کرد[22] و امام نیز مردم عراق را به جهاد فراخواند؛ اما خیانت فرماندهان[23] و بیوفایی مردم، از جمله پیوستن برخی به معاویه[24] و شورش علیه امام، موجب شد امام مجروح و تنها به مدائن پناه ببرند. [25] در چنین شرایطی، امام حسن ترک جنگ را بر کشته شدن به دست یاران بیوفا ترجیح دادند[26] و با شروطی که حافظ دین و شیعیان بود، حکومت را به معاویه واگذار کردند. [27] با این حال، امام از هر فرصتی برای افشای فساد و بیمشروعیتی معاویه بهره برد و در بیانی تاریخی، ایماننیاوردن واقعی معاویه، دشمنی خاندانش با اسلام، خیانتهای سیاسی و جنگ با علی (ع) را نشانه بیایمانی و بیاعتقادی او دانست.[28] در نهایت، معاویه که جایگاه امام را تهدیدی برای خود میدید، با نیرنگ و دسیسه، امام حسن (ع) را به شهادت رساند. شهادت امام حسن مجتبی(ع) امام حسن (ع) بارها توسط عوامل معاویه مسموم شد[29] و سرانجام با زهری که همسرش جعده به تحریک معاویه به او خوراند، به شهادت رسید.[30] جعده با نیرنگ پدرش اشعث همسر امام شد[31] و بهسبب کینه خانوادگی، در این جنایت نقش داشت.[32] قریشیان فرزندان جعده را «بنی مسمَّة الازواج» میخواندند. [33] امام در لحظات آخر وصیت کرد که در صورت مخالفت با دفن کنار پیامبر، از درگیری جلوگیری شود. [34] تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) امام حسن مجتبی (ع) بهسبب زهری که به تحریک معاویه و توسط همسرش جعده خورانده شد، در روز پنجشنبه ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری و در سن ۴۸ سالگی به شهادت رسید.[35] با این حال، در تاریخ شهادت و سن ایشان اختلافاتی وجود دارد؛ برخی منابع زمان شهادت را آخر صفر یا اوایل ربیعالاول سال ۴۹ یا ۵۰ هجری و سن ایشان را ۴۷ یا ۴۸ سال ذکر کردهاند. [36] [1] کشف الغمه، ابن ابی الفتح الاربلی، ج2، ص136 / اعلام الوری باعلام الهدی، الشیخ الطبرسی، ج1، ص402 / الکافی، الشیخ الکلینی، ج1، ص461 [2] الارشاد، الشیخ المفید، ج2، ص5 / تهذیب الاحکام، شیخ الطائفه، ج6، ص39 [3] مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج3، ص191 / اسد الغابه، ابن الاثیر، عزالدین، ج2، ص10 [4] علل الشرائع، الشیخ الصدوق، ج1، ص137 / الامالی، الشیخ الطوسی، ص367 / اعلام الوری باعلام الهدی، الشیخ الطبرسی، ج1، ص411 [5] اسد الغابه، ابن الاثیر، عزالدین، ج2، ص9 [6] الارشاد، الشیخ المفید، ج2، ص5 / تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج13، ص172 / کشف الغمه، ابن ابی الفتح الاربلی، ج2، ص139 / اعلام الوری باعلام الهدی، الشیخ الطبرسی، ج1، ص402 [7] الهدایه الکبری، الخصیبی، حسین بن حمدان ، ص183 [8] القاب الرسول و عترته، الراوندی، قطب الدین، ص52 [9] مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج3، ص172 [10] الارشاد، الشیخ المفید، ج2، ص20 [11] اعلام الوری باعلام الهدی، الشیخ الطبرسی، ج1، ص416 [12] نسب قریش، الزبیری، مصعب بن عبدالله، ص50 [13] کشف الغمه، ابن ابی الفتح، الاربلی، ج2، ص198 [14] الانساب، السمعانی، عبدالکریم، ج4، ص159 [15] حياة الإمام الحسن بن علي عليهما السلام دراسة وتحليل، باقر شریف القرشی، ج2، ص455-460 [16] الارشاد، الشیخ المفید، ج2، ص15 [17] تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج13، ص251 [18] حياة الإمام الحسن بن علي عليهما السلام دراسة وتحليل، باقر شریف القرشی، ج2، ص460 [19] الإمام الحسن بن علي« عليه السلام» شجاعة قيادة و حكمة سياسة، السند، الشيخ محمد، ص43 [20] الإرشاد ، الشيخ المفيد ، ج2، ص9 [21] سيرة الأئمة الاثني عشر(ع) ، هاشم معروف الحسني ، ج1، ص508 [22] ناسخ التواریخ در احوالات حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام ، سپهر، محمد تقی لسان الملک ، ج1، ص199-200 [23] صلح الحسن ، الشيخ راضي آل ياسين ، ص115 [24] الغارات - ط الحديثة ، الثقفي الکوفي، ابراهیم ، ج2، ص644 [25] شرح نهج البلاغة ، ابن ابي الحديد، ج16، ص41-42 [26] الإحتجاج ، الطبرسي، أبو منصور، ج2، ص10 [27] الإمام الحسن بن علي« عليه السلام» شجاعة قيادة و حكمة سياسة ، السند، الشيخ محمد، ص71 [28] ناسخ التواریخ حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام، ج1، ص259 [29] انساب الاشراف، البلاذری، ج3، ص55 [30] مناقب آل ابی طالب، ابن شهر اشوب، ج3، ص202 [31] حياة الإمام الحسن بن علي عليهما السلام دراسة وتحليل، باقر شریف القرشی، ج2، ص458 [32] التحفه اللطيفه في تاريخ المدينه الشريفه، السخاوی، شمس الدین، ج1، ص283 [33] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره المعارف اسلامی، ص4692 [34] تاریخ الیعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، ج2، ص225 [35] الارشاد، الشیخ المفید، ج2، ص15 [36] الاستیعاب، فی معرفه الاصحاب، ابن عبد البر، ج1، ص389 / بحارالانوار، العلامه المجلسی، ج44، ص134 / الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه، الشهید الاول، ج2، ص7 / المعارف، الدینوری، ابن قتیبه، ص212 -
سلام علیکم اگر در بین سال اول مستغنی شد از مصرف آن شئی و از مواردی میباشد که معمولا در سالهای بعد مورد استفاده قرار می گیرد. و دو سال بعد یا سه سال بعد از آن استفاده کند باز هم معاف از خمس است کارشناس #بامشکی #t_71853
- 4 پاسخ
وضعیت: تأییدشده توسط: ناظم -
سلام علیکم اگر ربح برای امسال است و از این ربح خمس پرداخت کرده است میتواند برای آنچه از امسال مشمول خمس میشود حساب کند. کارشناس #شوندی #t_71918
- 3 پاسخ
وضعیت: تأییدشده توسط: ناظم -
بله ،یعنی الان دوباره باید تحقیق کنم درباره ی آیت الله فاضل و بهجت و نسبتشان به آیت الله سیستانی ،یعنی تحقیق واجب است.
- 4 پاسخ
وضعیت: پاسخدادهشده توسط: ناظم-ارشد -
سلام علیکم اگر خون از ده روز نگذرد حکم حیض را دارد. به طور کلی اگر زن ۱۰ روز یا کمتر خون (دارای شرایط حیض) ببیند همه خونها حکم حیض را دارد، چه دارای عادت عددیه کمتر باشد یا خیر. کارشناس #محمدآبادی #t_71852
- 1 پاسخ
وضعیت: تأییدشده توسط: ناظم -
با سلام و احترام 🟥 به سؤال شما قبلاً در تیکت #t_71390 پاسخ داده شده است. لطفاً از ارسال تکراری پرسشِ خود، خودداری فرمایید. با تشکر کارشناس #ناظم_1 #t_71854
- 4 پاسخ
وضعیت: تأییدشده توسط: ناظم -
محقق عضو سایت گردید
-
نه سوال من اين نبوده در اثنا سال از ارباح سال اشتباها خمس چیزی پرداخت کردم که متعلق به خمس نبوده می خواهم از ان اعیان که مال همین سال است و سال هر دو ( هم ارباح و هم ان چیز ) یکی است می شود احتساب کنم .
- 3 پاسخ
وضعیت: پاسخدادهشده توسط: ناظم -
زندگینامه امام حسین(ع) چگونه است؟ پاسخ اجمالی: امام حسین بن علی (ع)، سومین امام شیعیان و نوه پیامبر اسلام (ص)، در مدینه به دنیا آمد و با القابی چون «ابوعبدالله» و «سیدالشهداء» شناخته میشود. ایشان دارای چند همسر و فرزندان متعدد بود که برخی در واقعه کربلا به شهادت رسیدند. امام در برابر ظلم معاویه سکوت نکرد و پس از روی کار آمدن یزید، بیعت با او را رد کرد. این مخالفت سرانجام به هجرت امام به عراق و شهادتش در روز عاشورا در کربلا انجامید. پاسخ تفصیلی: حسین بن علی (ع)، سومین پیشوا و امام مذهب شیعه میباشد. بنابر اجماع منابع تاریخی و حدیثی، نسب کامل ایشان چنین است: حسین بن علی بن ابیطالب بن عبدالمطلب بن هاشم. از جانب مادر، ایشان نوه پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) محسوب میشود. پدر وی، امام علی بن ابیطالب (ع)، نخستین امام شیعه و خلیفه چهارم مسلمانان است، و مادرش، حضرت فاطمه زهرا (س)، دختر پیامبر اسلام و از برجستهترین زنان در تاریخ اسلام بهشمار میرود.[1] القاب و کنیه در منابع معتبر تاریخی و حدیثی، کنیه امام حسین (ع) بهطور غالب «ابوعبدالله» ذکر شده است.[2] این عنوان در آثار عمومی و خاص شیعه کاربرد گستردهای دارد. با این حال، ابوعبدالله خصیبی، از متکلمان و نویسندگان خاصه در قرون نخستین، کنیه ایشان را «ابوعلی» دانسته است؛[3] دیدگاهی که در میان منابع متأخر کمتر مورد پذیرش قرار گرفته است. افزون بر کنیه، در روایات امامان شیعه، امام حسین (ع) با القابی چون «شهید» و «سیدالشهداء» نیز شناخته میشود؛[4] القابی که ناظر به واقعه عاشورا و جایگاه ممتاز ایشان در فرهنگ شهادتطلبی شیعهاند. تولد امام حسین بن علی (ع) بنا به اتفاق منابع تاریخی و حدیثی در شهر مدینه منوره به دنیا آمد.[5] درباره سال ولادت ایشان، گزارشهای مختلفی وجود دارد که سالهای سوم[6]، چهارم[7] ، پنجم[8] و ششم هجری[9] را شامل میشود. مشهورترین روایت، روز سوم شعبان را تاریخ تولد ایشان معرفی میکند،[10] اما برخی منابع تاریخی، پایان ماه ربیعالاول،[11] پنجم شعبان[12] یا یکی از شبهای آغازین شعبان را نیز ذکر کردهاند. [13] همچنین در برخی روایات، زمان ولادت امام، غروب روز پنجشنبه دانسته شده است. [14] فرزندان و همسران در منابع معتبر تاریخی و رجالی، پنج همسر برای امام حسین (ع) ذکر شدهاند که برخی از آنان نقش مهمی در تاریخ تشیع ایفا کردهاند. رباب بنت امرئالقیس، دختر مردی مسیحی که در زمان خلافت عمر مسلمان شد، از سوی حضرت علی (ع) برای امام حسین خواستگاری شد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای عبدالله (کودک شیرخواره شهید کربلا) و سکینه بود. [15]رباب در واقعه کربلا حضور داشت و امام حسین پیش از رفتن به میدان نبرد از او با عبارت «یا رباب» یاد کرده است. [16] شهربانو یا شاهزنان، بانویی ایرانیتبار و مادر امام زینالعابدین (ع) است[17] که در منابع شیعی با احترام از او یاد شده و نماد پیوند فرهنگی ایران و اسلام تلقی میشود. لیلا بنت ابیمرّة بن عروة بن مسعود ثقفی نیز از خاندان ثقف بوده و در منابع به عنوان یکی از همسران امام حسین معرفی شده است.[18] امّ اسحاق بنت طلحه بن عبیدالله، دختر یکی از صحابه مشهور پیامبر اسلام و مادرش جرباء بنت قسامة بن حنظله بوده است. [19] همچنین برخی منابع، زنی از قبیله قُضاعه به نام سلافه را نیز در شمار همسران امام حسین ذکر کردهاند که از او پسری به نام جعفر به دنیا آمد. [20] تعداد فرزندان امام حسین (ع) در منابع تاریخی و رجالی متفاوت گزارش شده است. منابع کهن، چهار پسر و دو دختر را ذکر کردهاند،[21] در حالی که منابع متأخرتر به شش پسر و سه دختر اشاره دارند. اسامی فرزندان ایشان عبارتاند از: علی اکبر (شهید کربلا)، علی اوسط (امام زینالعابدین)، علی اصغر (کودک شیرخواره شهید در کربلا)، محمد، عبدالله، جعفر، سکینه، فاطمه و زینب. [22] دوران امامت در دوران امامت امام حسین (ع)، بخشی از زمان با خلافت معاویه همزمان بود. معاویه در نامهای با ابراز نگرانی از رفتار امام، او را به پرهیز از تقابل با حکومت دعوت کرد. امام حسین (ع) در پاسخ، گزارشها را ناشی از سخنچینی دانست و تأکید کرد که سکوت در برابر ظلم جایز نیست. ایشان به نمونههایی از ظلمهای معاویه اشاره کرد و در نهایت، مشروعیت دینی و اخلاقی حکومت او را زیر سؤال برد. [23] امام حسین (ع) با افشای ظلمهای حکومت معاویه، به مقابله با حاکمیت او پرداخت. پس از مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید، امام با درخواست بیعت از سوی عتبه بن ابیسفیان مواجه شد، اما با استناد به جایگاه اهل بیت و فرمایش پیامبر (ص) درباره حرمت خلافت بر خاندان ابوسفیان، این درخواست را رد کرد. یزید در واکنش، فرمان قتل امام را صادر کرد. امام حسین (ع) پس از اطلاع از این تصمیم، قصد هجرت به عراق نمود و پیش از حرکت، دو شب پیاپی با قبر پیامبر (ص) وداع کرد. در شب دوم، در رؤیا پیامبر (ص) خبر شهادتش را همراه با وعده مقام بلند در بهشت به او داد. [24] این مخالفت آشکار امام با یزید، سرانجام به واقعه شهادت او انجامید. شهادت در روز دهم ماه محرّم سال ۶۱ هجری قمری[25] امام حسین (ع)، در سرزمین نینوا که امروزه با نام کربلا در کشور عراق شناخته میشود به شهادت رسید. در منابع تاریخی، روز شهادت آن حضرت به ایام مختلفی از هفته نسبت داده شده است؛ از جمله جمعه،[26] شنبه،[27] یکشنبه[28] و دوشنبه.[29] با این حال، قول مشهور و مورد اعتماد نزد اکثر مورخان و علمای امامیه، روز جمعه است[30] در خصوص سن شریف امام حسین (ع) هنگام شهادت، گزارشها بین ۵۶ تا ۵۸ سال اختلاف دارند و به صورت دقیق سن حضرت در هنگام شهادت مشخص نیست. [31] [1] مقاتل الطالبین، البوالفرج الاصفهانی، ص51 / الارشاد، الشیخ المفید، ج2، ص27 [2] المعارف، الدینوری، ابن قتیبه، ص213 / المعجم الکبیر، الطبرانی، ج3، ص94 / الارشاد، الشیخ المفید، ج2، ص27 [3] الهدایه الکبری، الخصیبی، حسین بن حمدان، ص201 [4] قرب الاسناد، الحمیری، ابوالعباس، ص100 / الامالی، الشیخ الطوسی، ص449 / بحار الانوار، العلامه المجلسی، ج37، ص95 [5] الارشاد، الشیخ المفید، ج2، ص27 / تهذیب الاحکام، شیخ الطائفه، ج6، ص41 [6] الکافی، الشیخ الکلینی، ج1، ص463 [7] تاریخ الیعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، ج2، ص246 [8] الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبد البر، ج1، ص393 [9] تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج14، ص116 [10] بحار الانوار، العلامه المجلسی، ج44، ص201 [11] تهذیب الاحکام، شیخ الطائفه، ج6، ص41 [12] الارشاد، الشیخ المفید، ج2، ص27 [13] تاريخ الطبري تاريخ الرسل والملوك وصله تاريخ الطبري، الطبری، ابن جریر، ج2، ص555 [14] کمال الدین و تمام النعمه، الشیخ الصدوق، ج1، ص282 [15] الاغانی، ابوالفرج الاصفهانی، ج16، ص361 [16] اللهوف فی قتلی الطفوف، السید بن طاووس، ص50 [17] الارشاد، الشیخ المفید، ج2، ص135 [18] تاریخ الیعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، ج2، ص247 [19] الطبقات الکبری، ابن سعد، ج3، ص214 [20] الطبقات الكبرى، ابن سعد كاتب الواقدي، ج: 10، ص: 370 / الارشاد، الشیخ المفید، ج2، ص135 [21] سرالسلسله العلويه، البخاری، سهل بن عبدالله، ص30 [22] مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج3، ص231 [23] مسند الإمام الشهيد أبي عبد الله الحسين بن علي(ع) ، العطاردي، الشيخ عزيز الله، ج1، ص153 [24] همان، ص246 [25] انساب الاشراف، البلاذری، ج1، ص405 [26] مقاتل الطالبین، ابوالفرج الاصفهانی، ص51 [27] تاريخ الطبري تاريخ الرسل والملوك وصله تاريخ الطبري، الطبری، ابن جریر، ج5، ص422 [28] الذریه الطاهره، الرازي الدولابي، أبو بشر محمّد بن أحمد، ص133 [29] تهذیب الاحکام، شیخ الطائفه، ج6، ص42 [30] التنبیه و الاشراف، المسعودی، علی بن الحسین، ص262 [31] تاریخ الیعقوبی،احمد بن ابی یعقوب، ج2، ص246 / اعلام الوری باعلام الهدی، الشیخ الطبرسی، ج1، ص421 / الکافی، الشیخ الکلینی، ج1، ص463 / التنبیه و الاشراف، المسعودی، علی بن الحسین، ص263 / المعجم الکبیر، الطبرانی، ج3، ص114 / المعارف، الدینوری، ابن قتیبه، ص213
-
دیدگاه اهل سنت در مسأله "بداء" چیست؟ پاسخ اجمالی: مسئله «بداء» از مفاهیم مهم و بحثبرانگیز در الهیات اسلامی است. اهل سنت آن را به معنای لغوی «ظهور پس از خفا» گرفته و بر این اساس به شیعه ایراد وارد کردهاند؛ در حالیکه شیعه این معنا را در مورد خداوند بهطور کامل رد میکند و آن را همانند تعابیری چون «یدالله» یا «وجهالله» مجازی و نیازمند تأویل میداند. در نگاه شیعه، بداء به معنای تغییر در تقدیرات مشروط و جزئی است، نه تغییر در علم ازلی خداوند. شواهد روایی و تفسیری نشان میدهد که اهل سنت نیز در منابع خود مفهومی مشابه را پذیرفتهاند، هرچند از بهکار بردن لفظ «بداء» پرهیز کردهاند. پاسخ تفصیلی: مسئله «بداء» یکی از مفاهیم عمیق و پیچیده در الهیات اسلامی است که همواره مورد بحث و بررسی متکلمان و مفسران قرار گرفته است. این واژه در لغت به معنای «ظهور و آشکار شدن پس از خفا» است.[1] اما در تعریف اصطلاحی آن اختلاف نظر وجود دارد؛ اهل سنت مراد از بداء را همان معنای لغوی آن گرفتهاند و بر اساس همین معنا به شیعه ایراد گرفته و اتهامهایی وارد کردهاند. [2] در حالیکه شیعه به هیچ عنوان معنای لغوی بداء را در مورد خداوند نمیپذیرد و آن را رد میکند. شیعه بر این باور است که معنای لغوی بداء در خداوند راهی ندارد و این لفظ همچون مفاهیمی چون «یدالله»، «وجهالله» و «مکرالله» در معنای حقیقی خود درباره خداوند قابل پذیرش نیستند؛ از اینرو این الفاظ به صورت مجازی در مورد خداوند بهکار رفته و معنای آنها تأویل میشود.[3] لذا باید بیان نمود اهل سنت در شناخت مفهوم بداء نزد شیعه دچار اشتباه شدهاند یا در بدبینانهترین حالت، با وجود آگاهی از حقیقت آن، بداء را بهانهای برای حمله به شیعه قرار دادهاند.[4] این در حالی است که در آثار اهل سنت لفظ بداء به صراحت وجود دارد؛ در روایتی که بخاری در کتاب خود آورده است، چنین آمده: در قوم بنیاسرائیل سه نفر گرفتار سه بیماری مشخص، یعنی پیسی، ناشنوایی و نابینایی شده بودند که در مورد آنان برای خداوند بداء حاصل شد.[5] ابن حجر در شرح این حدیث می گوید اینکه در روایت آمده است «برای خدا بداء حاصل شد» معنای آن این است که خداوند از اول میدانسته است، سپس آن را اظهار نموده است، نه آنکه چیزی بر خداوند مخفی بوده سپس آن را آشکار نموده باشد، زیرا چنین برداشتی در حق خداوند محال است.[6] ابنابیحاتم در تفسیر آیه «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا»[7] روایتی را از ابنعباس نقل میکند که در آن به بداء تصریح شده است: خداوند مردم را میمیراند؛ اگر برای خدا بداء حاصل شود که روح را بگیرد، آن را میگیرد و شخص میمیرد، و یا آن را تا مهلت معین به تأخیر میاندازد، سپس روح را به جایگاه خویش بازمیگرداند.[8] بنا بر این در عمر انسان امکان وقوع بداء وجود دارد. در ذیل تفسیر آیه: «يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ»[9] چنین آمده است: «خداوند هر چه بخواهد محو میکند و هر چه بخواهد ثابت میگرداند، و بر آن میافزاید، و از عمر میکاهد و بر آن میافزاید.» همچنین از ابنعباس روایت شده است: «کتاب دو گونه است؛ کتابی نزد خداوند است که از آن هر چه بخواهد محو میکند و هر چه بخواهد ثابت میگرداند، و کتابی نزد اوست که تغییر نمیپذیرد.»[10] عبارات استفاده شده در این روایات، بیانگر همان مفهومی است که در کتب شیعه به آن پرداخته شده است. مفهوم «بداء» در اینجا نشاندهنده تحقق اراده الهی در زمان مقرر و بر اساس مصالح بندگان است، نه به معنای آشکار شدن چیزی که قبلاً بر خداوند پنهان بوده باشد؛ زیرا چنین تصوری درباره ذات باری تعالی، مطابق آموزههای اسلامی اعم از شیعه و اهل سنت، محال است. به تعبیر دیگر، مفهوم «بداء» در الهیات اسلامی به معنای تغییر و تحول در تقدیرات مشروط است. این تغییر میتواند در عمر انسان رخ دهد؛ به این معنا که مقرر بوده فرد در زمان معینی از دنیا برود، اما بر اساس مصالحی الهی این زمان تغییر میکند. همچنین ممکن است در رزق و روزی تحقق یابد؛ به این معنا که فردی در تقدیر اولیه تا پایان عمر فقیر باشد، ولی به سبب تحقق مصالحی الهی، وضعیت او دگرگون شده و ثروتمند گردد. برای آنکه این دیدگاه به معنای نقص در علم الهی تلقی نشود، باید توجه داشت که علم خداوند در دو مرتبه تبیین شده است: نخست « محو و اثبات» که در آن تغییر و تبدیل در تقدیرات جزئی رخ میدهد، و دوم «لوح محفوظ» که حقیقتی ثابت و غیرقابل تغییر است. تمامی آنچه در علم محو و اثبات دستخوش تغییر میشود، در لوح محفوظ نیز به نحو جامع و کامل موجود است. بدین ترتیب، تغییرات در تقدیرات جزئی هیچگونه خللی در علم مطلق و ازلی خداوند ایجاد نمیکند، بلکه بیانگر مراتب و سطوح مختلف علم الهی است و نشان میدهد که تغییر در تقدیرات، نه به معنای جهل یا نقص در علم خداوند، بلکه به معنای تحقق اراده الهی در سطوح متفاوت علم و تقدیر است. [1] قاموس المحیط، الفیروزآبادی، مجد الدین، ج4، ص302 / الصحاح تاج اللغه وصحاح العربیه، الجوهری، ابونصر، ج6، ص2278 / معجم مقاییس اللغه، ابن فارسی، ج1، ص212 [2] أصول مذهب الشيعة الإمامية الإثني عشرية - عرض ونقد ، القفاري، ناصر،ج2، ص938 / التفسیر الکبیر، الرازی، فخر الدین، ج19، ص52 / الفصول فی الاصول، الجصاص، ج2، ص200. [3] دانشنامه جهان اسلام ، بنیاد دائرة المعارف اسلامی ، ج1، ص677 [4] كتاب بذل المجهود في إثبات مشابهة الرافضة لليهود ، الجمیلی، عبدالله ، ج1، ص329 [5] صحيح البخاري، البخاري ، ج4،ص171 [6] فتح الباري ، العسقلاني، ابن حجر ، ج6، ص502 [7] زمر/42 [8] تفسير ابن ابي حاتم محققا ، الرازي، ابن أبي حاتم ، ج10، ص3252 [9] رعد/39 [10] تفسير ابن كثير - ط العلمية ، ابن كثير، ج4، ص404
-
سلام علیکم پرداخت نفقات ومخارح بچه در صورتی بر پدر واجب است که فرزند از خود مال وثروتی نداشته باشد ، لذا اگر فرزند به ارث یا هبه یا هر طریقی مالی داشته باشد بر والدین واجب نیست از مال خود برای فرزند خرج کنند ومی توانند از مال خود فرزند برای خودش مصرف نمایند . کارشناس #ترنجیان #t_71351
- 1 پاسخ
وضعیت: تأییدشده توسط: ناظم -
سلام وظیفه ی کسی که در مریضی حیض اش عادت عددیه نداشته ولی چند وقتی مرتب روز ۸ و بعد از آن کلا روز ۷ غسل میکرد و پاک میشد. اما یکبار دوباره تا ۹ روز طول کشید و در روز نهم غسل کرد و پاک شد حالا برگرده به عادت سابقش و روز هفتم بشوره یا ۹؟
- 1 پاسخ
وضعیت: پاسخدادهشده توسط: ناظم -
در رساله ایت الله سید موسی شبیری زنجانی تصریح دارد که در یک سال مصرف شود بعد از احتیاج و اگر مصرف نشد خمس دارد رساله آیت الله زنجانی مساله 1790:بی نیاز شدن از چیزی که برای زندگیاش خریده اگر از منفعت کسب پیش از دادن خمس اثاثیهای برای منزل بخرد و سپس احتیاجش از آن برطرف شود، چنانچه احتمال دهد که تا یک سال بعد از برطرف شدن احتیاج وی، صرف مخارج زندگی میکند میتواند آن را تا یک سال نگه دارد و اگر چنین احتمالی نمیدهد باید بلافاصله خمس آن را بدهد، به هر حال اگر بعد از گذشت سال در مخارج صرف نکند باید خمس آن را بدهد و همچنین است زیورآلات زنانه که وقت زینتکردن زن به آنها گذشته باشد.
- 4 پاسخ
وضعیت: پاسخدادهشده توسط: ناظم-ارشد -
سلام علیکم اين جواب سوال بنده نیست این قدر اجمالا که می دانم و در سوال هم اشاره کردم لطفا و در رساله و منهاج و جامع بیان شده است مثل در منهاج این تعبیر أما إذا كان الاستغناء عنها في أثناء السنة، فإن كانت مما يتعارف إعدادها للسنين الآتية ــ كالثياب الصيفية والشتائية ــ لم يجب الخمس فيها أيضاً وإلا فالأحوط لزوماً أداء خمسها. احتیاج دارد ولی بعد از سال اول در مصرف نیامد ولی هنوز احتیاج دارد اما لطفا طبق سوال جواب مرحمت بفرمائید
- 4 پاسخ
وضعیت: پاسخدادهشده توسط: ناظم
